اعضای هیئت انتخاب و داوری فیلم ها

چه قدر به سینمای مستند اشراف دارند ؟

 گفت و گو با محمد تهامی نژاد

عضو هیئت های انتخاب بخش مستند "جشن سینما" و جشنوارۀ "سینما حقیقت"

 محمد تهامی نژاد در دو جشنوارۀ اخیر فیلم مستند – "جشن سینما" و جشنوارۀ "سینما حقیقت" – عضو هیئت انتخاب بود. سابقۀ حضور او در هیئت های انتخاب و داوری فیلم مستند و کنکاش دائمش با سینمای مستند کنجکاومان کرد که در گفت و گو با او از کم وکیف مسائل انتخاب فیلم های مستند بشنویم.

 

پیرور کلانتری – خودت شروع کن و از مسائل انتخاب فیلم ها در این دو جشنواره بگو.

تهامی نژاد -  در جشن خانۀسینما و جشنوارۀ سینماحقیقت، به عنوان یکی از اعضای هیئت انتخاب، با دو گروه متفاوت کار کردم. یک گروه  بیشتر منتخبان اصناف سینما بودند؛ و گروه دوم از طرف مرکز گسترش انتخاب شده بودند. در گروه جشن سینما دو تهیه کننده و دو کارگردان و یک تهیه کننده – کارگردان حضور داشتند. ما حدود 300 فیلم باید می دیدیم. یک مشکل اولیه و همیشگی دیر شروع شدن کار هیئت انتخاب و وقت کم برای دیدن فیلم هاست. مثلا" یادم هست برای یک روز باید 16 ساعت فیلم می دیدیم و حدود 7 ساعت وقت داشتیم. در این وضعیت فیلم هایی که نتوانند در همان دقایق اول خودشان را نشان بدهند و برای نمایاندن خودشان زمان را توزیع کرده باشند و کند پیش بروند، لطمه می خورند و به دقت دیده نمی شوند. البته گاهی وقت ها افرادی از هیئت،  فیلم ها را می شناسند و تا حدودی این کمبود جبران می شود. با این حال افرادی هستند که اصرار به کامل دیدن فیلم دارند.

ک - در جشنوارۀ  سینمای مستند کیش تعدادفیلم ها کمتر بود، اما با توجه به همین مسئله هم ، از چند ماه پیش از جشنواره کار انتخاب فیلم ها شروع می شد و حتی این امکان فراهم می شد که در جریان گفت و گوها فیلم ها دوباره دیده شوند. البته روشن است که این امکان همیشه و  به خصوص در جشنواره های دولتی یا بین المللی فراهم نمی شود و شکل معمول ، اغلب جز این است.

ت - واقعیت این است که به حساب تجربه یا قواعد و شناخت های نانوشته بعضی از فیلم ها را بعد از ده دقیقه راحت می شود کنار گذاشت. در این گونه مواقع، اغلب ، باقی فیلم به صورت دور تند پیش می رود و اگر کسی نظر داد که فیلم باید کامل دیده شود، فیلم را دوباره می بینیم یا ممکن است کسی فیلم را ببرد و در خانه ببیند.

روبرت صافاریان - هیئت های انتخاب این شیوه فیلم دیدن را از فیلم سازان و دیگران پنهان می کنند؛ و این درست نیست. انگار کار اشتباهی می کنند  یا این که حوصلۀ توضیح دادن و جر و بحث ندارند.  به هر حال این جور فیلم دیدن طبیعی نیست، اما این هم طبیعی نیست که یک عده مجبور شوند همۀ دقایق فیلم های بد ساخته شده را تماما" ببینند. ضمنا" جشنواره ها کلا" یک بازی است و  این جور فیلم دیدن  هم بخشی از  این بازی است.

ت – نوع دیدن فیلم ها هم فرق می کند. در جشن سینما تمام فیلم ها را در جمع دیدیم؛ اما در جشنوارۀ سینما حقیقت فیلمها را برایمان می فرستادند و در خانه می دیدیم. در حالت اول ممکن است کسی یا کسانی نظرشان  بر جمع غالب شود؛ اما این فایده را هم دارد که بحث جمعی باعث می شود فیلمها بهتر دیده شوند. در این حالت، اغلب در پایان روز می دانیم که چه فیلم هایی در آن روز مورد توجه جمع بوده است. در جشنوارۀ سینما حقیقت که بیش از 800 فیلم برای آن فرستاده شده بود، من به شرطی حاضر به حضور در هیئت انتخاب شدم که فیلم ها را در خانه ببینم و همۀ فیلم ها را دیدم و برای همه یادداشت برداشتم. در این حالت معمولا" فقط نمره کارساز است که گاه باعث می شود فیلمی که یک نفر 20 داده در کنار نمرۀ پایین دیگران کلا" حذف شود یا یک فیلم متوسط با چند رأی متوسط بالا بیاید، بدون آنکه فرصت هیچ حرف و نظری فراهم بشود.

ک - برای شروع کارتان متر و معیاری وسط می گذارید یا به نظر و سلیقۀ تک تک داوران تکیه می کنید ؟  به نظرم، این امکان هست که اعضای هیئت انتخاب ، بدون وقت گذاری زیاد و در حد این که به اختصار  نگاه و نقاط توجه خودشان را  بگویند، به یک بستر و زمینۀ مشترک نسبی نزدیک شوند یا حداقل از نگاه و نظر یکدیگر تأثیر بگیرند.

ت - در جشن سینما چون در بارۀ فیلم ها صحبت می کردیم، عملا" در معرض نگاه ونظر یکدیگر هم قرار می گرفتیم؛ اما در جشنوارۀ سینما حقیقت این اتفاق نیفتاد و آشنایی اعضا با هم کمتر بود. مهم این است که هیئت انتخاب بداند که در چه جشنواره ای شرکت کرده و نظر و گرایش غالب جشنواره چیست، وگرنه نظر و گرایش شخصی افراد غالب می شود. مثلا"برای من مهم این است که فیلم از چه منظری به موضوع و جهان نگاه کرده و چه بحثی راه انداخته است . در این دو جشنواره فیلم هایی بودند که این خصوصیت را داشتند و برای من جالب بودند، اما برای دیگران لطف و جذابیتی پیدا نکردند. در جشنوارۀ سینما حقیقت ما ابتدا 30 فیلم انتخاب کردیم و متوجه شدیم که هر کدام چند فیلم قابل توجه داریم که در انتخاب ها نیامده است. تصمیم گرفتیم فیلم هایی که دو رأی آورده اند، بالا بیایند و تعداد فیلم ها به 60 رسید. منطق ما این بود که این فیلم ها مهمند و باید دیده شوند. به نظر من استعداد سینمای مستند ایران بسیار بالا و متنوع است و چنین جشنواره هایی به تنهایی قابلیت بروز و نمایش این استعدادها را ندارند.

ص - این استعدادها چیست و چرا در جشنواره ها امکان دیده شدن پیدا نمی کنند ؟

ت - چون این جشنواره ها کل  نگرند و موضوع خاص ندارند. ضمن این که به خاطر گرایش های خاص هیئت انتخاب، گروهی از فیلم ها کنار گذاشته می شوند. مثلا" هیئت انتخابی که گرایش سینما حقیقت یا سینمای شاعرانه داشته باشد، به سینمای مستقیم توجه نمی کند؛ در حالی که هیچ کدام از این سینماها نسبت به هم برتری ندارند و دو نوع سینمای هم عرضند. این سینماهای متفاوت باید جشنواره ها و هیئت های انتخاب و داوری خاص خودشان را داشته باشند و داوری فیلم های این سینماها در کنار هم سخت است و اغلب حق یک نوع ضایع می شود. در همین جشنوارۀ سینما حقیقت، با تکیه به یک تاریخ نگاری درونی و با در نطرگرفتن فضای کلی فیلم ها ،  در میان نزدیک به 900 فیلمی که دیدم سهم فیلم های شاعرانه کم بود، اما اغلب فیلم هایی که هیئت داوری انتخاب کردند، شاعرانه بود و این انتخاب اصلا" نمایشگر موقعیت کنونی سینمای مستند ایران نیست . در واقع، اغلب مواقع به عرصه های متفاوت فیلم های مستند توجه نمی شود. اگر قرار است هیئت داوری این قدر با سلیقه و نظر خاص فیلم ببیند و انتخاب کند، چرا به فیلم های گزارشی جذابی مثل " مش ممد " و " شه پیر " نمی گویند جای شما این جشنواره نیست ؟

ص - این تفاوت ها را در آن 60 فیلم لحاظ کرده بودید ؟

ت - بله، به این مسئله توجه شده بود. اصلا" مهم است که جشنواره ها گرایش و توجهات خودشان را اعلام کنند. الان خیلی از جشنواره های دنیا هیئت انتخاب ثابت دارند که هرسال می روند و بر اساس سیاست جشنواره فیلم ها را از سراسر دنیا انتخاب می کنند. در جشنوارۀ سینما حقیقت فیلم های مردم نگاری فوق العاده ای شرکت داشتند ک اصلا" به آن ها توجه نشد.

ص - فکر نمی کنی که بین هیئت انتخاب و داوری فرق هست و بخشی از مسائلی که مطرح می کنی به این تفاوت مربوط است ؟  کار هیئت انتخاب این است که فیلم ها را جوری انتخاب کند که همۀ وجوه سینمای مستند یک سال را نشان بدهد، یا اینکه هیئت انتخاب نمی تواند فیلم یک فیلم ساز شاخص را راحت کنار بگذارد، چون مخاطبان جشنواره می خواهند آن فیلم را ببینند. در واقع کار هیئت انتخاب این است که سفره را درست بچیند؛ در حالی که هیئت داوری زیاد پای بند این ملاحظات نیست و نظر و سلیقۀ افراد در آن راحت تر می تواند نقش داشته باشد و عمل کند.

ت - من فکر می کنم هیئت داوری می تواند جوایز خودش را بین فیلم های با گرایش های مختلف تقسیم کند و این اصلا" بد نیست . به هر حال فیلم های برگزیدۀ جشنوارۀ یک مملکت ، خواهی نخواهی، تصویری از سینمای آن مملکت به دست می دهند و سخت است که به مخاطب بگوییم این انتخاب فقط کار این پنج نفر است و نه بیشتر.

ک - واقعیت این است که با این حساسیت و توجه، من برای شناختن چهرۀ سینمای مستند یک سال مملکتم باید بروم سراغ آن 30 یا 60 فیلمی که هیئت انتخاب به مسابقه فرستاده و نه آن 7 – 8 فیلمی که برگزیده می شوند و جایزه می گیرند .  یک سؤال من در بارۀ ترکیب های متفاوت هیئت های انتخاب و داوری است. به نظرت چه نوع افرادی برای هر کدام از این ها مناسب اند ؟

ت - به نظر می رسد هیئت انتخاب باید با سعۀ صدر بالاتر و عشق بیشتری به مجموعۀ سینمای مستند فیلم ها را ببینند، وبا عشق و علاقۀ کمتری به نظر و جایگاه خودشان در این سینما. در کار انتخاب فیلم ها اشراف به صحت و سلامت تحقیق فیلم ها هم خیلی مهم است و کار سختی هم هست. در هیئت داوری مهم است که متناسب با جوایز، افراد متخصص و مربوط به رشه های جوایز، در هیئت باشند؛ یا این که هیئت داوری امکان داشته باشد که مشاورۀ فعال بگیرد.  این توجهات در جشنواره های موضوعی یا تخصصی مهم تر هم می شوند. هیئت انتخاب هم باید از رشته هایی که قرار است جایزه داده شود،  با خبر باشد. من که در هیچ کدام از این دو جشنواره چیزی نمی دانستم.

ص - این بحث ها کاستی ها را نشان می دهد و خوب است؛ اما پیدا کردن ترکیبی از افراد که به این نگرانی ها جواب بدهد، اغلب ناممکن است.

ک – در هیئت های انتخاب جشنوارۀ کیش افراد ثابتی که چند سال حضور داشته باشند، کم نبود. یک جشنواره از این طریق گراش هایش را بروز می دهد یا اعمال می کند و این هم بد نیست. مثلا" در بارۀ جشنوارۀ کیش گفته می شد که بیشتر به موضوع ها و فضاهای اجتماعی توجه دارد.

ص – به نظر می رسد برای وضعیت ما بد نیست که افراد هیئت های انتخاب و داوری تغییر کنند تا فضاهای متفاوت و متنوع سینمای مستندمان امکان دیده شدن پیدا کنند.

ت - خود نامگذاری هم گاهی گرایش مدیران جشنواره را نشان می دهد. به نظر می رسد سینما حقیقت اشاره به یک شیوۀ مستندسازی دارد که البته خود این نوع نامگذاری که یک شیوۀ فیلم سازی نام جشنواره شود جای سؤال دارد؛ اما در واقع این  حقیقت  با " وریته " تفاوت دارد ، وتاکید در این جا بر وجه متعالیه و حقیقت برتر است که با نگاه فلسفی مدرن به حقیقت که کثرت گراست،  کاملا" متفاوت است. ورتوف می گفت خود فیلم حقیقت اصلی است و فیلم، واقعی ترین حقیقت جهان است. فیلم هایی هم که از سوی هیئت داوری برگزیده شدند، اغلب ربطی به سینماوریته به معنای مصطلح سینمایی اش نداشتند. آن مهمان فرانسوی هم که می آید این جا، سینما وریته را در وجه  مصطلحش می فهمد و نمی داند که منظور برگزارکنندگان جشنواره چیز  دیگری است.

ک - ترکیب هیئت داوری هم بر اساس همین دیدگاه بود، یا بیانیۀ این هیئت و سخنرانی معاونت سینمایی در روز اختتامیه هم همین طور.

یک مسئلۀ دیگر این بود که محمدرضا اصلانی از هیئت داوری روز اول جشنوارۀ سینماحقیقت در یک گفت و گوی مطبوعاتی ، با ابراز ارادت به تهامی نژاد و یک عضو دیگر هیئت انتخاب، گله مند بود که فیلم های تجربی و پیشرویی بوده اند که انتخاب نشده اند.

ت - هیچ عضو هیئت انتخاب نمی تواند خودش را از مسئولیت انتخابی که شده مبرّا بداند و ما 60 فیلم را از میان گرایش های مختلف سینمای مستندمان انتخاب کردیم.

ص – اما در بارۀ هیئت داوری این حرف را راحت نمی شود گفت.

ت - سؤال من این است که چرا باید رفت در هیئت داوری جشنواره ای شرکت کرد که فیلم های خوب مورد نظر دیده نشده و جا مانده است. خود من هم فیلم های خوب زیادی در یادم هست که انتخاب نشدند، اما این امر را طبیعی می دانم، چون فقط 60 فیلم انتخاب شدند و در ضمن، نظرات افراد متفاوت است.

ک - اما همین هیئت داوری با ریاست و ، به نظر من،  تأثیر غالب اصلانی بر آن، در میان همین فیلم های مورد اعتراض ، برای هر رشته علاوه بر جایزۀ اصلی دو جایزۀ دیگر هم داده است.

یک سؤال دیگرم در بارۀ تعداد فیلم های انتخاب شده است که 60 فیلم است و من می پرسم که چرا نه 30 فیلم، که بیشتر عرف است ؟ ما هر تعداد فیلم که انتخاب می کنیم، این پیام را دارد که ما حداقل این تعداد فیلم خوب و قابل دفاع در سال داریم. در حالی که ما مدام در بارۀ آسیب های این سینما و کمبودهایش صحبت می کنیم، از نظر خودت انتخاب 60 فیلم چه پیام و فضایی را منتقل می کند ؟

ت - به دلیل همان مشکلات و کمبودها،   فیلم های مستند ما باید بیش تر دیده شوند و از مهم ترین جاهای نمایش فیلم مستند همین جشنواره هاست. این که جوان ها از تهران تا نقاط دور  به در و دیوار می زنند که فیلم هایشان را به جشنواره ها برسانند، برای این است که می خواهند دیده شوند. اشکال جشن خانۀ سینما هم همین است که از الگوی اسکار استفاده می کند که فیلم ها در طول سال دیده شده اند و می آیند که در این جا  فقط داوری شوند و به نمایش در نمی آیند. در حالی که فیلم های مستند ما در طول سال اصلا" نمایش داده نمی شوند و محل اصلی و جدی دیده شدن شان همین جشنواره هاست. ما تعداد فیلم ها را اضافه کردیم تا 60 نفر فیلم هایشان در سینما و روی پرده دیده شود و فیلم ها و فضاهای متفاوت تری جلوی چشم مخاطب بیاید.

ص – اما ممکن است نقض غرض بشود و کسانی که می روند این فیلم ها را می بینند بگویند این فیلم ها چیست نشان ما می دهند. خیلی از این مخاطب ها فقط در جشنواره ها فیلم مستند می بینند و مهم است که فیلم خوب ببینند. در جشنوارۀ فجر هم نزدیک به همین بحث مطرح بود. تا یک زمانی همۀ فیلم های سال را نشان می دادند و از جایی تصمیم گرفته شد که فقط 20 فیلم بیاید در مسابقه و بقیۀ فیلم ها را در بخش جنبی یا مهمان نشان می دهند. می شود 30 فیلم را در بخش مسابقه بگذاریم و بقیه را در یک یا  دو بخش تخصصی جا بدهیم که هم از ارزششان کم نشود و هم مخاطبان خاص خودشان را هم جذب کنند.

ت - من دفاع بیش تری از تصمیم مان نمی کنم و شاید درست این است که مسئولان جسنواره بیایند آمار بگیرند و تحلیل کنند که 30 فیلم بهتر است یا 60 فیلم . دلیلی که آقای آفریده برای انتخاب 60 فیلم داشت با ما فرق می کرد و می گفت ما سانس و سالن  به اندازه داریم و می توانیم فیلم های بیش تری انتخاب کنیم.

ک – اما این 30 فیلم اضافه جای تکرار نمایش فیلم های خوب و به روز خارجی را گرفتند که یکی از مهم ترین بخش های جشنواره بودند و می توانستند مخاطب بیش تری را جذب سینمای مستند کنند. به هر حال مشکل دیده نشدن فیلم ها جای دیگری است و شما که دلسوزید به این جا کشیده می شوید که راه حل هرچند موقتی را در نمایش فیلم در جشنواره پیدا کنید.

ت - شاید هم باید سینماها و سالن های بیش تری فیلم های بخش های متفاوت را نشان بدهند؛ یا این که مرکز گسترش بیاید و این 900 فیلم را در طول سال و روزانه نمایش بدهد.

ک -شاید بهتر است به مسائل و مشکلات کلی تر و اساسی تر هم که در بروز مشکلات انتخاب و داوری فیلم های مستند تأثیر می گذارد، بپردازیم. مشکل اول هم همین مسئلۀ مهم نمایش فیلم های مستند . به نظر می رسد لازم است ما به شرایطی برسیم که فیلم های مهم و خوب سال در طول سال امکان نمایش پیدا کنند تا تماشاگر  و منتقد دوستدار سینمای مستند بتواند راحت آن ها را ببیند. وقتی این نمایش فراهم نیست، نقد و بررسی و نشریۀ سینمای مستند و مخاطب پیگیر و فضای تئوری و تحلیل فیلم مستند هم به وجود نمی آید. در چنین فضایی احساس من این است که آن فرد عضو هیئت انتخاب و داوری خودش را تنها و در خلأ می بیند و فقط می تواند به داشته های فردی و شخصی اش رجوع کند و از این جاست که تفاوت نگاه ها و سلیقه ها این قدر نقش بازی می کند. ما بستر و فضای جاری و مشترک تماشا و نقد و نظر فیلم و سینمای مستند هنوز نداریم. در همین فضاست که اصلانی از ظن خودش و بی ارتباط با آن چه در سینمای مستند دنیا می گذرد، سینمای مستند را که عرصۀ تفاوت هاست، چیز  خاص و یکه ای تعریف می کند و سینمای مستند ما را به جایی رهنمون می شود که به سینمای مستند دنیا هم که رجوع می کنیم، جایگاه تئوریک و فضای سینمایی اش گم و ناپیداست و متأسفانه این تئوری سازی ها نقد هم نمی شود. این نظر و حضور، در جایگاه تئوریسین و مباحث تئوریک جذاب و مطلوب است، اما وقتی می خواهد حرفش را از جایگاه داوری و تریبون های رسمی به کرسی بنشاند مسئله زا می شود.

ص -  من فکر می کنم گرایش به نخبه و هنری و تجربی وشاعرانه دیدن فیلم مستند تنها در اصلانی یا این هیئت داوری نیست و در سینمای مستند ما این گرایش قوی است. علت هم این است که جوانی که شروع می کند فیلم مستند ببیند یا بسازد، در جشنواره ها فیلم می بیند یا برای جشنواره ها فیلم می سازد. این گرایش جوان ها و سلیقه و نظر اصلانی به هم جواب می دهند و کل این فضا همسو می شود با همان نگاه متولیان ما در پیدا کردن حقیقت و معنای متعالی در سینمای مستند، که می تواند تنها بخشی و فضایی از سینمای مستند باشد و نه همۀ آن.

ت - مشکل نمایش واقعا" جدی و شاید مهم ترین مسئلۀ ماست. من در جشنوارۀ دانشجویی اخیر چند فیلم فوق العاده دیدم که وجوه مردم شناسی غریبی داشتند؛ اما هیچ نشانی از آن ها در هیچ نمایش و جشنواره ای ندیدم. این فیلم ها کجاست و چگونه می شود آن ها را دید ؟ قدرت سینمای مستند ایران برای من تنها در  زیبایی و نحوۀ بیان آن نیست، هر چند این هم مهم است. قدرت سینمای مستند در کارکردهای متفاوتی است که دارد. الان در دور از دسترس ترین نقاط ایران با حضور فیلم سازان محلی و جوان زندگی ها و مراسم و روحیه و رفتاری ثبت می شود که اصلا" امکان ندارد در این گستردگی  وبا این گشادگی و حضور راحت مردم در برابر دوربین، توسط فیلم سازان حرفه ای ما ثبت شود. الان دوربین رفته است دست بچه های این آدم ها. مهتاب نوروزی سوزن دوز بلوچستان صورتش را از دوربین من پنهان می کرد، اما حالا نوه اش از او فیلم می سازد. موج و اتفاق جدید در سینمای مستند ایران این هاست. به تدریج این فیلم ها و فیلم سازان به بیان و زیبایی های خاص خودشان هم دست پیدا می کنند. نگرانی من این است که این فیلم ها کجا هستند و چرا دیده نمی شوند ؟ در عرصۀ فرهنگ سازی ما در مرحلۀ ثبت و نگهداری هستیم و باید در پی آرشیو کردن داشته هایمان باشیم، که نیستیم. وزارت ارشاد که وضیفه اش نگهداری فیلم است، بعد از انقلاب کدام فیلم مستند را خریده است ؟

ک – در این دو هیئت انتخاب ، در دیدن فیلم ها چه گرایش هایی وجود داشت ؟

 ت -  در جشن خانۀ سینما دو گرایش وجود داشت : یکی سینمای اجتماعی و یکی هم توجه به خود شرایط تولید. مثلا" فیلم " باد دبور " جدا از اهمیت موضوعی و سینمایی اش از این نظر هم که تولید طولانی و مفصلی در سراسر ایران داشته، مورد توجه قرار گرفت.  به نظر من فیلم هایی که برخورد اجتماعی قوی و برانگیزاننده ای داشتند، مورد توجه قرار نگرفتند و انتخاب نشدند. می توانم بگویم هیئت های انتخاب هم نگاه خنثایی داشتند.

ص -  یک اتفاقی هم که در هیئت های انتخاب و داوری می افتد این است که چون ما سنت نقد فیلم مستند نداریم، فیلم های مستند با ملاک های سینمای داستانی دیده و انتخاب می شوند. در نتیجه به قدرت های مستند فیلم ها کم توجه می شود و یا مسائلی که در سینمای مستند مهم یا ارزش نیست ملاک انتخاب و داوری قرار می گیرد.

ت - تا آن جا که من می دانم در دانشگاه ها وقتی استادی می خواهد در سال بعد هم تدریس کند، باید حتما" کتابی چاپ کند یا تحقیقی انجام دهد. متأسفانه در داشکده های سینمایی ما این توجه و فضا وجود ندارد. در هیئت های انتخاب و داوری هم می شود این توجه و بحث را داشت و پرسید که هر عضو هیئت انتخاب و داوری چه قدر خودش را از وجه اشراف و پیگیری  در سینمای مستند اثبات کرده است. این سؤال را من از خودم هم می کنم  و باید لااقل جوابگوی خودم باشم. فیلم ساز هم  حق دارد بداند که هیئت انتخاب جشنواره چه کسانی اند و بر مبنای آن تصمیم بگیرد به جشنواره فیلم بدهد یا ندهد.

ص – در دنیا هم انتخاب  فیلم ها و نیز افراد برای داوری فیلم ها فقط بر اساس صلاحیت صورت نمی گیرد و نام و شهرت فرد هم مهم است.

ک – ما در بحث مان جشنواره ها و بایدها و نبایدهایش را خیلی جدی گرفتیم، اما این واقعیت هم هست که جشنواره ها یک بازی و نمایش و شو هم هستند و مدام هم این جنبه از جشنواره ها مهم تر می شوند. به این معنا به نظر می رسد در جشنواره ها روز به روز بخش بازار و نمایش برای فروش فیلم ها مهم تر از بخش های دیگرش می شود. برای همین هم نباید از جشنواره انتطار عجیب و غریبی ذاشت و جشنوارۀ سینما حقیقت در عین حال که خیلی مهم است و ما چند سال در انتظارش بودیم، اما حالا که هست نباید نداشته هامان را بارش کنیم و با حضور آن، تصویر غلط و مخرب جشنواره به عنوان اصلی ترین فضای نمایش فیلم های مستندمان را در خودمان تثبیت کنیم  و بیش از گذشته، آلودۀ فضاهای حشنواره ای سینمای مستند شویم.

ت - من در حشنوارۀ سینما حقیقت نشانه های رشد کمی و کیفی سینمای مستندمان را دیدم. رشد کمی همین رقم 900 فیلم است که جای فیلم های دانشجویی و سینمای جوان و فیلم های دیگر در آن خالی است. تهیه کننده های فیلم مستند هم، هرچند هنوز و عمدتا" در بخش دولتی و غیر خصوصی، خیلی زیاد شده اند. رشد کیفی سینمای ما ساخته شدن انواع فیلم مستند در یک سطح گسترده است که تا به حال به این حد و شکل در سینمای مستندمان نداشته ایم. ما امسال مستند انیمیشن دیدیم که تا به حال ندیده بودیم. مستند داستانی زیاد دیدیم. فیلم های مصاحبه ای خوب زیاد وجود داشت. مستندهای تجربی و شاعرانۀ خوب زیاد دیدیم. دیگر این که برای اولین بار سینمای مستند ما در حال پوشش دادن کل سرزمین ایران است . من فیلم های مردم نگاری خیلی خوبی دیدم که قدرتش را از نگاه از درون می گرفت و این،  یک واقعۀ تازه و غریب در سینمای مستند ماست.

ک و ص – ممنونیم.

   

 برگشت به صفحه اصلی ...