
نقد فیلم مستند رئیس جمهور میرقنبر ساخته محمد شیروانیجذابیت پنهان رئیس جمهور روستایی
روبرت صافاریان
رئیسجمهور میرقنبر فیلم جذابی است. هر تکهاش آگاهانه جذاب است. و البته جذابیت گناهی نیست. گناهی نیست که هیچ، برای سینمای مستند که شاید مشکل اصلیاش همین عدم جذابیت باشد نعمتی است. امّا سرچشمههای گیرایی فیلم متعدد و متشتتاند: مناظر طبیعی چشمنواز، میزانسنها و ترکیببندیهای بصری زیبا (از نمای بلند آغازین فیلم گرفته که با دیزالوهایی آرام حرکت زمان در آن تند شده است تا جای پیرزن کنار بخاری در نماهای داخل اتاق میرقنبر)، حضور زنده و راحت شخصیت اصلی و بخصوص شخصیت دوّم فیلم سیفالله با آواز خواندنها و بامزگیهایش، تا طعنههای سیاسی، تا نامزدبازی آخرهای فیلم (جایی که میرقنبر حلقه نامزدی دست زنش میکند)، تا شوخیهای پشت صحنهای (مانند اشاره امام جمعه به بوممن و اینکه ”این شما را اذیت نمیکنه؟“) و پرسشهای خود فیلمساز در مقام مصاحبهکننده از میرقنبر و پیچاندن او مانند تکهای که بر سر اینکه انتخاب احتمالی او خواست مردم خواهد بود یا خواست خدا. من فکر میکنم این تعدد منابعِ جذابیت فیلم در نهایت به نوعی عدم انسجام در لایههای عمیقتر آن دامن زده است. در واقع در نهایت، وقتی خود را از جذابیتهای موضعی رها میکنیم، از خود میپرسیم فیلم از به تصویر کشیدن زندگی این مرد چیست؟ مرد عجیبی که چندین دوره خود را کاندیدای مجلس و ریاست جمهوری کرده و قصد دارد به این کار ادامه بدهد در حالی که هر آدم عاقلی میفهمد که شانس موفقیت او صفر است.خب االبته پاسخهایی برای این پرسش وجود دارد. مثلاً در جاهایی تفاوتی بنیادین بین حرفهای این مرد و کاندیداهای جدّی انتخاباتهای گوناگون مشاهده نمیکنیم. در جاهای دیگر فیلم به گونهای خفیف ستایشگر نوعی شرافت و سماجت در این مرد میشود (بخصوص در صحنه بسیار خوب چایی آوردن میرقنبر در دفتر امام جمعه و اهمیت ندادن او به وجود این صحنه در فیلم)، امّا در بسیاری از بخشهای فیلم وجه کمدی موقعیت او قالب شده است. لحن پرسشهای شیروانی از او (و بیش از او، از سیفالله) از موضع بالا انجام میشود و در جاهایی به تحقیر پهلو میزند. (در یکی از جلسات نمایش فیلم ــ در خانه هنرمندان ــ بحث اساساً حول همین موضوع دور زد و تعدادی از بینندگان فیلم را نسبت به میرقنبر تحقیرآمیز میدیدند و سخنانی درباره این مرد به زبان آمد که اگر گویندگان میدانستند آدم واقعی هم در سالن حضور دارد به زبان نمیآوردند. به هر رو در پایان میرقنبر بالای صحنه رفت و از حضار تشکر کرد و موقعیت ناراحتکنندهای به وجود آمد). میرقنبر کار ظاهراً بیمعنی خود را بسیار جدّی تلقی میکند و خود را در موقعیت انجام کاری خطیر میبیند. این توهم و قابلیت خیالپروری و سیر در رویاهای خودساخته به او کیفیتی دون کیشوت وار میدهد و با توجه به صحنههای متعدد حرکت او و همراهش سیفالله در چشماندازهای طبیعی بسیاری به شباهت این دو به دون کیشوت و سانچو پانزا اشاره کردهاند، هرچند سیفالله در اینجا نقش واقعگرا و توهمزدای سانچو پانزا را بازی نمیکند. آن رمانس پایان فیلم کاملاً ساختگی است و بخشهای پشتصحنهای هیچ دخلی به تم فیلم ندارند. نمیدانم در نمای ابتدایی فیلم و برخی جاهای دیگر دیدن گروه فیلمبرداری چه کمکی به فیلم میکند.امّا موفقیت مهم فیلم در یک تلفیق دشوار است. در این فیلم آدمها حضور زنده و ملموسی در فیلم دارند، مصاحبهها ابداً خشک و رسمی نیستند، و در عین حال فیلم زیبا، آراسته و به لحاظ بصری جذاب است. معمولاً فیلمهایی که مسئله اصلیشان گرفتن لحظههای حقیقی و طبیعی حضور آدمهاست از نظر بصری و کادربندی با نوعی شلختگی همراه میشوند، امّا شیروانی در رئیسجمهور میرقنبر توانسته است هر دو وجه مسئله را حفظ کند. این کار پیش از هر چیز با تبحر فیلمساز در جلب اعتماد آدمهای اصلی ماجرا ممکن شده است. امّا او هوشمندانه توانسته است با به کارگیری نماهای عمومی و استفاده از صدای آدمها (که در این حالت دیگر لازم نیست کاملاً سینک باشد) روی این تصاویر و همین طور استفاده از چند عنصر سادۀ دوچرخه، بلندگو و پرچم و تنوع و تعدد لوکیشن، فرم شکل بصری زیبایی فراهم آورد بدون اینکه آدمها را مقید کند که چه بکنند و چه بگویند. جلالیفخر، منتقدی که بعد از نمایش فیلم در برنامه ”مستندهای برگزیده“ سخن میگفت، اظهار داشت که رئیس جمهور میرقنبر فیلمی است نیمه داستانی - نیمه مستند. فیلم البته وجه داستانی ندارد. امّا نکتهای که به این شبهه دامن میزند حضور نوعی کیفیت چیده شده و میزانسن داشتن نماهای فیلم است. در واقع شاید دقیقتر این باشد که بگوییم شیروانی به نحو هوشمندانهای از تکنیکهای سینمای داستانی و سینمای مستند همزمان استفاده کرده است.ما بسیار از تلفیق سینمای داستانی و مستند سخن میگوییم، امّا فراموش میکنیم که این تلفیق در کار هر فیلمسازی شکلهای مشخص خود را پیدا میکند. شیروانی یکی از فیلمسازانی است که در کارهای دیگر خود نیز به شکلهای مختلف آمیزهای از مستند و داستانی ارائه کرده است. بررسی این نکته البته میماند برای نوشتهای دیگر.بازگشت به صفحه اصلی ...
|
||