|
9 اسفند 1388 مرمت فیلم، فقدان نظریه
مارک پل مه یر
محمدرضا فرزاد
آرشیوهای فیلم نیز به ناگزیر پا به عرصه تکنولوژی گذاشته اند. با آن که موانع اقتصادی و فنی بسیاری هنوز بر سر راهند، لیکن شکی نیست که این دشواری ها تا چند دهه دیگر برطرف خواهند شد. به دو علت آرشیوهای فیلم نسبت به تکنولوژی جدید از خود حساسیت نشان می دهند. یکی آن که فنون اسکن و تصویربرداری کلاسیک تا حدی منسوخ شده اند و دیگری این که خود مفهوم "دسترسی به آرشیو " نیز دچار تحول و دگردیسی عظیمی شده است که در آیندهای نه چندان دور شیوه های دسترسی به آرشیو را تغییر خواهند داد. اما باید در نظر داشت که فنون جدید نیز همه موانع و مشکلات قانونی آرشیوهای فنی خاص را مجددا پیش رو خواهند نهاد.
در سال 1994 فستیوال آرشیو فیلم بولونیای ایتالیا "ال سینما ریتروواتو " نسخه اصلی فیلم "مردی که زیاد میدانست " ( 1956 ) هیچکاک را به نمایش گذاشت: یک نسخه تکنی کالر ویستاویژن ( با مکانیسم ترانسپورت افقی هشت پرفراژ در هر فریم ) با سیستم صدای استریوفوینک. این اکران، یک تجربه سینماتوگرافیک بی سابقه را در معرض دید همگان قرار داد. بخش جذابی از این تجربه زیباشناختی بی شک لمس تجربه "اصل بودن" بود. اولین هدف هر آرشیو و موزه ای بی تردید اکران است، لیکن رویکرد موزه ای در این حوزه بر متن تاریخی، اهداف و انگیزه های مولف و تاثیرات مطلوب آن تکیه دارد. شک نیست که هر فیلم باید در جریان پخش و نوعی پروجکشن دیده ( و شنیده ) شود. ایده اصلی در آن است که به هر حال سینما تنها وقتی سیما است که در اذهان مخاطبان شکل گیرد و زندگی یابد. بدین خاطر است که هر آرشیوی سر آن دارد که نسخه اصلی فیلم ها را به نمایش بگذارد. آرشیوهای فیلم، موزه های سینما هستند (یا خواهند شد)- موزه در معنای واقعی کلمه. مسئولیت هر آرشیو فیلم "زنده نگاه داشتن" سینما است و این میسر نیست مگر آن که ترتیبی فراهم آید تا مخاطب یک تجربه سینمایی حقیقی را از سر بگذراند. گاه این تجربه از طریق بازآفرینی دقیق یک فرمت اصلی، حاصل می شود. دور از انتظار نیست که در آینده، هر آرشیو فیلم مجموعه ای از فیلم های 35 میلیمتری، فیلم های نسخه اصلی یا نسخه با کیفیت مرمت شده را در اختیار داشته باشد. اکثر این فیلم های مرمت شده نیز احتمالا با تجهیزات تصویربرداری و اسکن کلاسیک نسخه برداری شده اند، لیکن تعدادی از این مجموعه نیز لااقل در بخش هایی از فیلم با فنون دیجیتال مرمت خواهند شد. دومین هدف یک آرشیو فیلم همانا حفظ، کنسرواسیون و نگهداری فیلم است. نمونه "مردی که زیاد می دانست" با تمام لذات اش، این هراس را در دل همه می افکند که مبادا نسخه اصل با هر نمایش در معرض فرسودگی قرار گیرد. هر بار نسخه اصل فیلم به نمایش در می آید، قطعا کیفیت آن در معرض خطر قرار می گیرد، آرشیو قطعا در راه اهدف موزه شناختی خود، نسخه ها و تجهیزاتش را باید مهر و موم و کلید کند، و اگر چنین شود دیگر هیچ کس فیلم ها را آن گونه که باید نخواهد دید. آرشیوها با دشواری های بسیار دیگری نیز دست به گریبان اند. خوردگی، انقباض فریم، انفعالات شیمایی فیلم و روند معمول نسخه برداری از فیلم به منظور اکران. با تکنیک های رایج نسخه برداری فیلم نیز پیداست که همه ارزش های زیباشناختی/سینمایی و ارزش های فنی/ تاریخی نسخه اصلی یا به کل از دست می رود یا کم و بیش از نظر پوشیده خواهد ماند.
خصلت ها و ویژگی های تکنی کالر و صدای پرسپکتای نسخه اصلی در تکنیک های آنالوگ امروزین هیچ گاه بازتولید نخواهد شد. احتمالا برخی اطلاعات و خصوصیات فنی / تاریخی هرگز به درستی و دقت بازتولید نخواهند شد. و به هر روی این بخشی از مسئولیت و تعهد تاریخی هر آرشیو فیلمی است که لااقل یک رکورد و نسخه اصلی از موضوع داشته باشد. تکنیک های دیجیتال ما را در این راه بسیار یاری خواهند داد، اما فیلم باید به گونهای مرمت شود که یک چشم آشنا و مجرب، وقفه ها، فواصل و دخالت های مرحله مرمت را در نسخه اصلی تحلیل و تشخیص نماید. در کنار مجموعه فیلم های موزه ای، باید مجموعه کامل فیلم های آرشیو از طریق رایانه نیز قابل دسترس باشند تا در کار آموزش و پژوهش مورد استفاده قرار گیرند.
این آثار باید در فرمت های تجاری مثل دی وی دی، سی دی و کپی وی اچ اس و یا از طریق رایانه در معرض استفاده دانشجویان قرار گیرند، حتی یک تهیه کننده باید بتواند مستقیما از مرکز اطلاعات آرشیو، فیلم ها یا بخش هایی از یک فیلم را کپی و برای نمایش تلویزیونی خود مجددا تدوین کند. یکی از چشم اندازهای نوین سینما، عرصه مرمت سینما است. مرمت فیلم نسبتا موضوع تازه ای است. تقریبا از ده سال پیش بحث دربارهی مرمت فیلم پس از مرمت آثاری چون ناپلئون ابل گانس و متروپولیس و تعصب جان تازه ای گرفت. معنای مرمت از نسخه برداری فیلم به یک بازسازی نسخه اصلی تغییر یافته است. این تلقی بازسازی باید در مسیر تحقق اهداف موزه ای آرشیو فیلم نیز سرمشق کار مرمت گران قرار گیرد. مقالات " رمون بارده" و " وینسنت پانیل " چشم انداز روشنی از مباحث مطروحه در این بابا را پیش رو می گذارند. هرچند مجموعه مشخص و متقنی از قوانین مرمت فیلم فی الحال وجود ندارد، اما مرمت گران امروز لااقل با ذهنیت مشخصی آشنا هستند، ذهنیتی که کار را نوعی بازسازی می داد، نه یک رفت و روب و گردگیری ساده. گرچه پس از ده سال هنوز یک نظریه جامع و راستین مرمت تنظیم و ارائه نشده است.
آیا تفاوتی میان مرمت به قصد تحقق اهداف موزه ای آرشیو با مرمت معمول آرشیوها وجود دارد؟ چند گونه مفهوم از واژه " اصل " برداشت می شود؟ منظور عبارتی چون " اصل بودن " یا بازسازی، تعابیری که اجماعی بر سر آنان صورت نگرفته، چیست؟ آیا آرشیویست ها به وجود یک نظریه "بازتولید فیلم" نیاز دارند؟ دیگر پذیرفته نیست که اطلاعات، ویژگی ها و خصلت هایی از یک تصویر یا یک قاب کامل در مرحله نسخه برداری مفقود شود، یا نسخه های حفاظت شده آرشیو فیلم های صامت به نسخه های کشیده شده ( استرچ ) بدل شوند یا از ریتم و سرعت واقعی بیفتند. با آن که باید اذعان داشت که کیفیت بازتولید فیلم ها در ده سال گذشته به شکل چشمگیری بهبود یافته است، لیکن فقدان و کمبود یک نظریه خاص و دقیق در حوره بازسازی و بازتولید فیلم، هنوز مشکل ساز است. این فقدان در مورد امکانات تکنولوژیک جدید در حوزه بازسازی و بازتولید فیلم بیش از همه رخ می نماید.
کیفیت بازتولید صوت و تصویر نسخه اصلی به مدد فنون دیجیتال بهبود یافته و خواهد یافت. اولین راه در این فرآیند بهره گیری از اسکنرهای دیجیتال برای ضبط تصویرهای نسخه اصل است لیکن همچنین که دیتا، واحد اطلاعات بصری فیلم، باید بر روی ماده خام فیلم معمولی مجددا ضبط شود محدودیت های ذاتی این ماده- مثل اشباع رنگ- را بر سر راه ما خواهد گذاشت. اگر بازسازی را یک ترجمه لغت به لغت متن فیلم بدانیم آن گاه این موانع و محدودیت ها از کیفیت بازتولید ما خواهند کاست. هنوز لااقل در مورد مرمت صوت و تصویر اصلی، مفهوم نظری مناسبی که شکلی بیرونی و انضمامی داشته باشد، وجود ندارد. هنوز نمی دانیم که آیا نسخه اصلی باید نسخه مرمت شده یا تازه و نو به نظر آید یا باید از نظر تاریخی نشان گذاری گردد تا "تاریخمندی" خود را اعلام کند. در حال حاضر بازسازی دیجیتال بیشتر اشاره به تعمیر و اصلاح کیفیات بصری یعنی تعمیر ترک، ریختگی یا فریم مفقوده دارد. این تعمیر و اصلاح برای عرضه در موزه تا حدی مناسب است، لیکن برای مرمت گران آینده و پژوهشگران، این یک فاجعه خواهدد بود، زیرا نشانه های اصل بودن، کهنگی و رد زمان خود بخشی از تجربه زیباشناختی اثر است که این تعمیر اثر آن را از میان خواهد برد. |
|
|