|
30 دی 1388 دغدغههای مستندسازی در سینما و تلویزیون
از زبان سازندگان مستند"
گنجینه
تتیس"
ده هنرمند عرصهی مستند و سازندهی مجموعهی «گنجینه تتیس» با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران از روند ساخت این مستند، دغدغههای هنری و مشكلات ساخت مستندهایی با موضوعات زیست محیطی و سرزمین ایران سخن گفتند. فرهاد ورهرام، همایون امامی، روبرت صافاریان، سودابه مجاوری، حسن نقاشی، فرخالدین سیدی، سعید نبی (تهیه كننده و كارگردان)، دكتر اصغر عبدلی (محقق و استاد دانشگاه)، رضا تیموری (تصویربردار)، احمدرضا طاعی(صدابردار)، شركتكنندگان این نشست بودند . *** متاسفانه دیدم جنگلها روزبهروز از بین میروند همایون امامی كه «مرثیه جنگل» را در دو قسمت از مجموعهی «گنجینه تتیس» كارگردانی كرده است دربارهی اهمیت داشتن فیلمنامه برای مستند در بدو كار گفت: سبكهای مختلف در سینمای مستند نسبتشان با فیلمنامه متفاوت است؛ در بعضی از سبكها اصلا مستند نباید فیلمنامه داشته باشد، ولی بعضی سبكها مثل مستند تجربی و مستندهای اجتماعی به فیلمنامه نیاز دارند. این مدرس سینما با تاكید بر این كه به هرحال فیلمنامه جایگاه غیرقابل انكاری در سینمای مستند دارد، اظهار كرد: متناسب با سبك و اهداف فیلمساز و شیوه برخورد با واقعیت فیلم مستند ممكن است در عرصهی بدیههسازی شكل بگیرد و در این جا اصلا نیازی به فیلمنامه نیست، شاید فیلم«آن شب كه باران آمد» اثر كامران شیردل مثال خوبی برای این امر باشد. امامی دربارهی دلایل همكاری خود با مجموعهی «گنجینه تتیس» گفت: وقتی دربارهی شمال ایران صحبت میشود، طبیعی است همان گونه كه ما دریا داریم جنگل نیز داریم، در ابتدا در نظر من اهمیت قضیه اینطور نبود و مثل خیلیها فكر میكردم كه جنگل مجموعهیی از چندین درخت است، ولی وقتی به بطن قضیه رفتم به ویژه در جنگلهای هیركانی كه جزو نوادر باقیمانده از میراث طبیعی و سبز دوره سوم زمینشناسی است، یكه خوردم؛ متاسفانه دیدم جنگل دارد روزبهروز از بین میرود و فاجعهیی درحال رخدادن است كه هیچكس پاسخگوی آن نیست. وی با بیان این كه ما شاهد روند رو به رشد تخریب در جنگلهای شمال هستیم و پیامدهای بسیار ناگوار آن را نیز میبینیم، گفت: سیلهای استان گلستان و تخریبات وسیع آن نمونهیی از آن است و با دیدن آنها متوجه میشویم كه چگونه به این سرمایهی عظیم ملی بیتوجهی میشود. این مستند ساز اظهار كرد: با وجود اینكه شرایط تولید این مستند با توجه به بودجهیی كه شبكه به آن میداد مهیا نبود ما آن چنان تحت تاثیر این واقعه تلخ قرار گرفتیم كه ساخت آن را پیگیری كردیم و نزدیك به 5 ماه تحقیقات كتابخانهیی و میدانی برای ساخت آن انجام دادیم. امامی درباره روند ساخت دو مستند تتیس توضیح داد: در ابتدا برای ساخت یك اپیزود با سعید نبی صحبت كرده بودیم، ولی بعد دیدیم كه بخش پارك ملی گلستان به دلیل عمق فاجعهیی كه دارد در آنجا اتفاق میافتد، خود به تنهایی نیازمند یك فیلم جداگانه است. *** اصلا بلد نیستیم سناریوی مستند بنویسم فرهاد ورهرام از كارگردانان مستند «گنجینه تتیس» درباره ضرورت فیلمنامه برای مستند گفت: علاوه بر اینكه برخی از ژانرها اصلا نمیتوانند سناریو داشته باشند، مشكل مستند ما این است كه اصلا بلد نیستیم سناریوی مستند بنویسم. وی ادامه داد: در دانشگاههای ما نیز سناریونویسی مستند اصلا تدریس نمیشود و ما هنوز تا جایی كه من میدانم سناریوی چاپشدهیی از مستند نداریم. ممكن است فیلم «این خانه سیاه است» را روی كاغذ آورده باشند ولی آن هم سناریو نبوده است، دلیل ضعف ما نیز كارگردانان نیستند، بلكه مشكل ما نداشتن ساختار تولید مستند در كشور است. این مستندساز اظهار كرد: ما اصلا سازمان تولید مستند نداریم تا سلسله مراتب ساخت مستند نیز به درستی دنبال شود، هركس هرچه میخواهد به سلیقهی خودش طرحی را مینویسد و نكاتی را یادداشت میكند؛ البته بهتر است كه به سازوكاری برسیم كه مستندسازان مجبور شوند حداقل 70 درصد از گفتارش را از قبل بنویسد.
وی ادامه داد: اگر سناریو داشته باشیم، گفتار تمام شده است در صورتی كه تقریبا در تمام مستندهای ما بعد از پایان فیلم، گفتار نوشته میشود. این هنرمند ابراز عقیده كرد: موضوعات بسیاری از مستندهای ما خوب است و اصولا كارهای خوبی ساخته میشود ولی از نظر تولید و ساختار جدی نیستند و همهچیز در عمل پیش میرود و ساخته میشود. *** هیچ تهیهكنندهیی در ایران نمیتواند ادعا كند كه خصوصی است ورهرام دربارهی چگونگی ورودش به این پروژه و روند همكاری خود گفت: من موضوع كارم را خودم انتخاب كردم، بندر تركمن كه به خاطر قطار رشد كرد و بعد به عنوان شهر بینراهی درآمد. این مستندساز ادامه داد: در ساخت این اپیزود از دو فیلم «طبیعت بیجان» و «شبی كه باران آمد» كمك گرفتم . وی در پاسخ به این پرسش كه در وضعیتی كه اكنون مستند ما دارد وجود فیلمنامه در روند تولید، تهدید محسوب میشود یا فرصت اظهار كرد: تهدید وقتی مطرح میشود كه فرد میخواهد فیلم سیاسی ـ اجتماعی بسازد، همه فیلمهای مستند این گونه نیستند، سفارشدهندههای مستند با داستانی فرق میكند و 99 درصد از سینمای مستند دولتی هستند و اگر فیلم تهدید محسوب شود پخش نمیشود، هیچ تهیهكنندهیی در ایران نمیتواند ادعا كند كه خصوصی است. ورهرام ادامه داد: نسبت به نوع رابطه و سابقهی همكاری كه با تلویزیون دارید آنها از شما شفاهی قبول میكنند تا صد صفحه، سیما فیلم میگوید طرح را بدهید (100 صفحه، 30 صفحه و سه خط) كه در نهایت سه خط را میخوانند و میپذیرند در تلویزیون فرق میكند كسی تحقیق جامع و كاملی انجام میدهد كه حتی میتواند در قالب كتاب چاپ شود، ولی پذیرفته نمیشود در عوض فرد دیگری كه تلویزیون او را میشناسد یك طرح یك صفحهیی میبرد و پذیرفته میشود. *** شاید هیچ گاه مستندی دربارهی جادههای شمال نمیساختم روبرت صافاریان نیز درباره ضرورت فیلمنامه برای فیلم مستند گفت: وابسته به فیلم و فیلمساز، سناریو میتواند برای فیلم مستند لازم باشد. ولی به طور كلی علیرغم این كه خلا تحقیق و نوشتار در این زمینه وجود دارد در سالهای اخیر یك چیزهایی دراینباره فرموله شده است. صافاریان كه كارگردانی دو قسمت از مستند «گنجینه تتیس» را بر عهده داشته است دربارهی روند واردشدن به این پروژه و دغدغههایی كه برای ورود به این كار داشت، گفت: اگر این كار به من پیشنهاد نمیشد شاید هیچ گاه مستندی دربارهی راههای تهرانـ شمال و یا مسافران جادههای شمال نمیساختم. وی با بیان این كه مستندساز باید آمادگی داشته باشد و ببیند اگر میتواند كار را با برخی از دغدغههایش هماهنگ كند آن را بپذیرد، اظهار كرد: موضوع هر دو كار را خودم پیشنهاد دادم، چون فكر كردم با این بودجههای مستندسازی، نمیتوانیم تحقیق گسترده انجام دهیم؛ بنابراین باید كارهایی را بپذیریم كه دربارهی آنها از قبل شناخت داشته باشیم، درباره دریای خزر یا محیط زیست شاید خیلی نتوانم كار كنیم، ولی مثل تمام ایرانیها تجربهی سفر به شمال، وجهی است كه از دریای شمال برایم شناخته شده است. صافاریان ادامه داد: در این دو مستند دو موضوع مورد بررسی قرار میگیرد، یكی راههایی كه ما را به دریای شمال وصل میكند و دیگر اینكه وقتی مسافران به شمال میرسند چگونه این دو هفته یا كمتر را میگذرانند؛ وضعیتی كه اكنون شهرهای شمالی دارند نسبت به صد سال گذشته بسیار متفاوت است و اساسا موقعیت شهرهای شمال كشور تحت تاثیر این راهها دگرگون شده است. *** سودابه مجاوری از دیگر كارگردانان مستند گنجینه تتیس دربارهی مستد «تالابهای استان گلستان»گفت: ساخت این فیلم برای من یك آزمون بود؛ من همواره در حوزه مورد علاقه خودم كه مباحث فرهنگی، تاریخی و ملی بود كار میكردم ولی وقتی فیلمی كه ربطی به علایق من نداشت به من پیشنهاد شد فكر كردم این همان چیزی است كه به دنبال آن بودم. وی با بیان این كه یك فیلمساز باید گونهها، سبكها و نگاههای مختلف را تجربه كند، اظهار كرد: در ابتدا اپیزودی دربارهی كشاورزی به من پیشنهاد شد كه من علیرغم این كه تجربهیی در این باره نداشتم از آن استقبال كردم و به این فكر كردم این جاست كه باید استعداد و نگاه خودم را در این زمینه نشان بدهم؛ولی به دلایل مختلف این كار ادامه پیدا نكرد و به پیشنهاد سعید نبی به بحث تالابهای شمال پرداختم. این مستندساز ادامه داد: این كار برای من یك حركت جدید بود كه دكتر عبدلی و سعید نبی خیلی در آن به من كمك كردند، وقتی وارد ماجرا شدم، بیشتر تحقیق كردم و به بازبینی لوكیشن رفتم فهمیدم كه میدانم به دنبال چه هستم، چه میخواهم بكنم، از كجا میخواهم شروع كنم و به كجا میخواهم برسم. مجاوری دربارهی ضرورت داشتن متن برای فیلم مستند ابراز عقیده كرد: از ابتدا با نقطه نظراتی كه با دكتر عبدلی داشتیم فیلمنامهیی نوشتم تا آن مباحث مورد تاكید ایشان در فیلم نشان داده شود، ولی در ابتدا هدفم این نبود كه یك فیلم علمی صرف بسازم. وی ادامه داد: در اپیزود تالابهای استان گلستان سعی شد كه جنبههای علمی و تحقیقی كار نشان داده شود، ولی تنها به اعلام گزارشواره یكسری اطلاعات مستقیم دربارهی تالاب نپردازد، به عبارت دیگر این فیلم یك نگاه شاعرانه بود دربارهی ارتباط انسان و طالاب و برای بیان شاعرانه ارتباط انسان و تالاب. *** فخرالدین سیدی نیز كه كارگردانی دو قسمت از این مجموعه مستند را بر عهده داشته است دربارهی چگونگی همكاری خود با این پروژه گفت: در ابتدا قرار بود سه اپیزود كشتیرانی، بنادر و صید و صیادی را كار كنم ولی اپیزود كشتیرانی به خاطر اینكه نتوانستیم از روسیه برای كار در دو بندر شمالی دریای خزر مجوز بگیریم منتفی شد، ولی دو كار دیگر كه یكی از آنها قرار بود نگاهی به بنادر مهم دریای خزر (باكو و آستارا خان) داشته باشد ادامه یافتند ولی به دلیل عدم دریافت مجوز فقط به بنادر بخش جنوبی دریای خزر محدود شد. وی ادامه داد: چون قبلا مجموعهیی را برای راهآهن و پایانهها كار كرده بودم این كار برایم چندان عجیب و غریب نبود. این مستندساز اعلام كرد: ما در این مستند به معرفی بنادر جنوبی دریای خزر پرداختیم، به عبارت دیگر به مخاطب اطلاعاتی دربارهی نقشه و كاركردهای این بنادر داده میشود.این موارد را شامل تخلیه، بارگیری، مسأله نفت و غیره را به صورت نكتهیی یادداشت كرده بودم. سیدی درباره فیلمنامه نیز گفت: هرچند من یك سری مواردی را از قبل یادداشت كرده بودم ولی كارم نمیتوانست فیلمنامه داشته باشد؛ چراكه پخش تحقیق اولیهمان به دلیل محدود بودن بودجه كامل نبود و خیلی از جاها را نتوانستیم برویم قبل از تولید ببینیم، اگر بازدیدهای اولیه انجام میشد شاید میتوانستیم فیلمنامه بنویسیم و حتی گفتار را نیز قبل از فیلمبرداری بنویسیم. این امر كار ما را هم راحتتر میكرد و باعث میشد پروژه با سرعت بیشتری پیش برود. *** سوژه را خودم انتخاب كردم حسن نقاشی از دیگر كارگردانان مستند گنجینه تتیس نیز دربارهی بخش «صنایع دستی» گفت: چون زمینهی اصلی علایق من باورهای كویر بوده است و در زمینهی اساطیر نیز دوست داشتم كار كنم این كار به نوعی با علائق من همخوانی داشت.من در ابتدا قرار نبود با سعید نبی كار كنم ولی بعد از این كه طرح كار را دیدم خیلی علاقهمند شدم كه این كار را دنبال كنم. وی ادامه داد: من نیز سوژه را خودم انتخاب كردم بیرون رفتن از فضایی كه همیشه در آن كار كردم باعث شد با دنیای جدیدی آشنا بشوم كه برای من خیلی جالب بود، بنابراین تحقیق كردم و كتابهای زیادی خواندم و حتی در جاهایی احساس كردم كار خیلی وسیع است و من نمیتوانم آن را انجام دهم. این مستند ساز با بیان این كه ساخت این مستند باعث شد ترس من در زمینه ساخت كارهای تلویزیونی ریخته شود، اظهار كرد: چون تجربهی كار تلویزیونی نداشتم ترسی در من ایجاد شد و باعث شد كاری كه الآن از تلویزیون پخش شده است با آن چیزی كه من فكر میكردم میخواهم بسازم فرق كند، من خیلی از صحنههای ضبط شده را به خاطر همین ترس در تدوین نهایی كار حذف كردم كه این خیلی به كارم ضربه زد، بهتر بود تدوین كار را خودم انجام میدادم و الآن هم بعد از پخش به این فكر میكنم كه دوباره فیلم را بازنگری و تدوین كنم. وی با بیان این كه «گنجینه تتیس» برای من یك اتفاق خوب بود و باعث شد با شیوهی كار در تلویزیون آشنا شوم، اظهار كرد: همیشه فكر میكردم كار برای تلویزیون یك قاعدهی خاص دارد ولی این روزها خیلی از حرفهایی كه ما ادعا میكنیم در سینمای روشنفكرانه داریم میزنیم الان تلویزیون به راحتی و با روزمرگی تمام میزند. سازهده مستند «بازارها» ادامه داد: من فیلمنامه نداشتم چون در دانشگاه یاد گرفتم كه فیلمنامه حداقل در سینمای مستند ایران آن چنان معنایی ندارد، اساتید ما نیز در این زمینه نمیتوانستند جواب قانع كنندهیی به ما بدهند و رجوع كردن به منابع هم هیچ گاه به ما كمك نمیكرد، متنی را برای سال 58 پیدا كردم كه آن هم ترجمهی یك كار خارجی بود. وی افزود: از آن وقت یاد گرفتم كه یك تحقیقنامه بنویسم (نكات مثبت و برجسته را یادداشت كنم) و همان را در كارم منتقل كنم ولی این حس من نیز در كار منتقل نشد. نقاشی در ادامه با اشاره به یكی از مستندهایش خاطرنشان كرد: قسمت «بازارها» فرصتی است كه نظارت دقیق و تازهیی بر كارم داشته باشم چراكه فیلم یك سند است و اگر من در ارایه سند كوتاهی كنم خیانت كردهام. این مستند ساز گفت: در اپیزود «بازارها» حضور میدانی داشتیم و حواشی بازارهای هفتگی و فرهنگی كه باعث شكلگیری بازار میشد را به تصویر كشیدیم و آن چه برای من جالب بود این بود كه در كنار این بازارها علاوه بر تبادل كالا تبادل فرهنگ نیز میشد. وی ابراز عقیده كرد: تلویزیون دارد تلاش میكند كه كارهای درخوری بسازد و كسانی چون ارد عطارپور، رزاق كریمی، فرشاد فرشته حكمت و سعید نبی تلاش كردند كه شیوهیی بكر و خوب را به مستند تلویزیونی تزریق كنند. *** احساس خطر كردم دكتر عبدلی هم كه به عنوان پژوهشگر در برخی از قسمتهای این مستند حضور داشت، دربارهی چیزهایی كه دربارهی مستند فكر میكرده است و چیزهایی كه در این كار دیده است، گفت: رشته اصلی من اكولوژی است و با محیط زیست طبیعی ایران سروكار دارم. این مدرس دانشگاه ادامه داد: با سعید نبی در این فیلم آشنا شدیم و با اغلب دوستان دیگر نیز در این پروژه آشنا شدم هیچ ارتباط مالی نیز با این پروژه ندارم و تنها براساس خواست خودم و به خاطر محیط زیست ایران این كار را پذیرفتم.
وی ادامه داد: یكسالونیم پیش سعید نبی ساخت این مستند را مطرح كرد و بعد من اعلام آمادگی كردم قبلا نیز با مانی میر صادقی كاری را دربارهی محیط زیست كار كرده بودم، با توجه به این دو تجربه به نظرم اولین چیزی كه مهم است این است كه هدف اصلی كار در ابتدا مشخصتر شود سپس باید ببینیم كه نظر مخاطبان ما نسبت به فیلم چگونه است. این مدرس دانشگاه ادامه داد: عرصهی محیط زیست یك عرصه عمومی است ما باید در زمینه فیلمسازی هم به سمتی برویم كه بتوانیم آن را به مردم معرفی كنیم و به عبارت دیگر بدانیم كه چهقدر مردم توانستهاند در زمینه محیط زیست منطقه از این فیلمها اطلاعات بگیرند. دكتر عبدلی گفت: محیط زیست دارد رو به زوال پیش میرود( این را همه اذعان دارند) آن چیزی كه باعث شد من وارد این عرصه بشوم همین احساس خطر بود. وی ابراز عقیده كرد: این خرابشدن ناشی از عدم اطلاع و آگاهی است كه نه تنها از سوی مردم بلكه در بسیاری از مواقع از سوی مدیران ما نیز ناشی میشود، از طریق این فیلم میتوان این آگاهی را به مردم و مسوولان داد كه چه اتفاقی برای محیط زیست دارد میافتد. این محقق ابراز عقیده كرد: به هرحال یكسری محدودیتهایی وجود دارد و ما استانداردهای درستی در این زمینه نداریم، اگر هم كاری انجام میشود به صورتی است كه پیشنهاد میشود؛ این نشان میدهد كه برنامهی خاص و مشخصی در ساخت چنین برنامههایی وجود ندارد. وی محدودیتهای مالی را در عدم وجود فیلمنامه برای بسیاری از فیلمهای مستند موثر دانست و گفت: تحقیق یك امر ضروری است اگر یك تحقیق میدانی و كتابخانهیی درستی نداشته باشیم نمیتوانیم فیلم خوب و قوی بسازیم، من نگاهم به این مستند علمی نیست اما با چند نفری از دوستان كه كار كردم بازدیدهای میدانی داشتیم كه در بهبود كار آنها خیلی نقش داشت. این مدرس دانشگاه ادامه داد: از سوی دیگر بهای كافی به این نوع مستندها داده نمیشود و از لحاظ مستندسازی در تلویزیون و حتی در میان خود مستندسازان بحث محیط زیست یك موضوع دسته چندم است این در حالی است كه كار محیط زیست كار سختی است و واقعا از لحاظ فیزیكی كاری نیست كه هركسی بتواند آن را انجام دهد و من فكر میكنم بسیاری از دوستانی كه این كار را انجام دادند حتما عاشق محیط زیست بودند. وی ادامه داد: سرمایهگذاری در این زمینه خیلیكم است، در حالی كه مخاطبان خیلی خوبی داریم و خیلیها از دیدن این صحنهها و جاذبههای طبیعی لذت میبرند ولی متأسفانه به آنها كمتر پرداخته میشود. *** تجربههای متفاوت؛ از ضبط صدای گراز تا صدای ببر احمدرضا طاعی، صدابردار «گنجینه تتیس» كه در تمامی این مجموعه با كارگردان مستند همراهی داشته است دربارهی چگونگی همراهی خود با این پروژه و اهمیت هریك از كارها از نظر صدا گفت: هر كدام از فیلمها برای من همراه با تجربههای متفاوت بود و به طور كلی لحظه به لحظهی این پروژه برای من بسیار پرخاطره بود. وی دربارهی روند كارصدا در مجموعهی مستند «گنجینه تتیس» اظهار كرد: ضبط كردن صدای گراز به جای صدای ببر و یا ساعتها انتظار برای ضبط آواز موشهای صحرایی از جمله وقایعی بودند كه تلاطم و هیجان خاصی به كار من در مستند «گنجینه تتیس» میداد. این صدابردار با بیان این كه آنچه برای من اهمیت دارد رضایت سازندگان است، گفت: كار صدا در كنار تصویر، باید خواستهای كارگردان را برآورده كند.
وی ادامه داد: شاید این انتظار در ایران وجود داشته باشد كه كار را از نظر صدا با مستندهای شبكه بیبیسی مقایسه كنند درحالیكه آنها شاید ماهها زمان بگذارند تا شاید یك زمان چند ثانیهیی صدا ضبط كنند، ولی من با وجود محدودیتهایی كه از نظر زمان و بودجه داشتیم تلاش كردم كه در جهت خواست سازندگان فیلمها عمل كنم. طاعی همچنین توضیح داد: در خیلی از جاها صدا نمیتوانست نقش سازندهیی را كه من در نظرم بود ایفا كند و یا من همان صدایی را كه میخواهم ضبط كنم، ولی در نهایت رضایت سازندگان كارها برای من خیلی اهمیت داشت. وی دربارهی صداهای شاهد و صداهای تخصصی گفت: مونتوری كه كار را در نهایت میبندد میتواند در كار ما بسیار موثر باشد، به عبارت دیگر هم میتواند باعث بروز یك كار شود و هم این كه یك كاری را به فاجعه بكشاند. این صدابردار مستند ادامه داد: شاید خیلی از جاها، صدایی كه من گرفتم به خاطر محیط، رضایتبخش نباشد در این جا مونتور میتواند نقش بسیار مهمی را در فاینال كار داشته باشد؛ من سعی میكنم كه صداهای سر صحنه را تا جایی كه امكان دارد ضبط كنم، ولی اینكه بعد از مونتاژ چه كاری از آب دربیاید در بروز كار خیلی مهم است. *** گشت ارشادها یا ساخت مستند رضا تیموری، تصویربردار این پروژه نیز درباره نحوه و میزان همراهی خود با مستند «گنجینه تتیس» گفت: در كار برای صداوسیما پروژههای محیط زیست را بیشتر ترجیح میدهم؛ چراكه وقتی برای صداوسیما میخواهیم كار اجتماعی انجام بدهیم تبدیل میشویم به سانسورچی و این خیلی بد است.
وی ابراز عقیده كرد: صدا و سیما باید كاری در این رابطه بكند، یا گشت ارشادها را زیاد كند یا اینكه قوانین را تغییر دهد، خیلی بد است كه افراد جامعهی خود را به خاطر قیافهشان نتوانی نشان بدهی، بنابراین ترجیح میدهم كه در تلویزیون در كارهای محیط زیست یا معماری و از این قبیل همكاری كنم. *** بعد از بازبینی... روبرت صافاریان در ادامهی صحبتهای تیموری گفت: در جاهایی از برخی آداب و رسوم و چیزهایی كه واقعا در جامعه وجود دارند با این تصور كه مجاز هستند فیلمبرداری كردیم ولی بعد از بازبینی تغییرات زیادی در آن اعمال شد كه به ریتم كار لطمه زد. رضا تیموری ادامه داد: گاهی یك پلان را دوست داری و از آن تصویر میگیری، ولی بعد به خاطر اینكه كمی حجاب افراد مشكل دارد نمیتوان كار را نشان داد. این تصویر بردار به عنوان كسی كه هم تله فیلم و سینمایی و هم مستند كار كرده است دربارهی ضعفهای موجود در سینمای مستند در حوزهی تصویر گفت: یكی از شانسهای من این بود كه با افراد درجه یك سینمای مستند ایران كار كردم و سپس سینمای مستند به دغدغهی من تبدیل شد و حالا آن را دوست دارم. وی ادامه داد: در سینما فیلمهایمان را به همراه كارگردان میبینیم و لذت میبریم، ولی در تلویزیون لوگو و زیرنویس و غیره، مانع از دیده شدن تصویر میشود، تلویزیون ما سلیقه ندارد و حتی در جاهایی كه فیلم زیرنویس ترجمه دارد یك زیرنویس تبلیغاتی هم از روی آن رد میكند. فرهاد ورهرام هم گفت: من با فیلمبرداران مختلفی كار كردم؛ فیلمبردار مستند باید به جایی برسد كه بتواند مثل مستندساز كار و فكر كند، هر مستندسازی كه گفت این پلان مال من است جدی نگیرید، در كارهای فرهنگی و آیینی فیلمبردار باید با پچپچ و نگاه مستندساز بفهمد كه او چه میخواهد، این در كار مستند خیلی مهم است. وی با بیان این كه ما چنین فیلمبردارانی كمتر داریم و اكثرا خیلی شلخته برخورد میكنند ولی خوشبختانه رضا تیموری اینگونه نیست، گفت: فیلمبردار باید با صدابردار نیز هماهنگ باشد، چراكه صدابردار چیزهایی را میشنود كه فیلمبردار نمیشنود و نمیبیند یا تصویربردار چیزهایی را میبیند كه صدابردار نمیبیند. تیموری نیز در ادامه گفت: وقتی با كارگردانی مثل ورهرام یا صافاریان كار میكنی خیالت راحت است؛ برخی از كارگردانان ما فرم و نور و رنگ را به خوبی نمیشناسد و یا یكی از دردسرهای ما سر صحنه این است مدام با كارگردانان سر این مسائل چانه بزنیم و این خیلی كار را سخت میكند. همایون امامی نیز در ادامهی در زمینهی بخشهای فنی كار مستند درباره صدابرداری «گنجینه تتیس» گفت: حضور احمدرضا طاعی از جنبههای مختلف برای من ارجمند و عزیز بود، زمانی ما یك راهنمایی داشتیم كه یك روز تمام ما را راه بردند تا به ارتفاعات مورد نظر برسیم ولی وقتی به آنجا رسیدیم چیز خاصی هم ندیدیم، با این كه همه خسته شده بودیم طاعی رفته بود كه صدا بگیرد و این میزان عشق و تعهد ایشان به كار را نشان میدهد. این مستندساز ادامه داد: كار فیلمبرداری تقریبا از اواسط تا اواخرش با تنشهایی همراه میشود، در این جا حضور افراد با تجربهیی مثل طاعی در آرام كردن فضا میتوانند بسیار ارزشمند باشند. *** هیچ چیزی را خلاف آنچه حس كردم نگفتم همایون امامی كه روایتگر «مرثیه جنگلها» در دوقسمت «گنجینه تتیس» بوده است در پاسخ به این پرسش كه غرض از ساخت این اپیزودها كه شما كارگردانی آن را بر عهده داشتید لذت بردن مخاطب بوده است یا اینكه قرار بوده هشدار خاصی به مردم داده شود، گفت: من فكر میكنم در هنر ما دو دو تا چهار تا نداریم كه گونیا بگذاریم كه دقیقا فلان كار باید انجام شود، یك بخش سینمای مستند اطلاعرسانی است، وقتی ما در معرض یك فاجعه محیط زیست قرار میگیریم طبیعی است آنچنان دچار شوك شویم. وی ادامه داد: ما سعی كردیم این اطلاعرسانی را به شكل هشدار و آژیر مطرح كنیم و طبیعی است تأثیرگذارترین شیوه را انتخاب كنیم، من هیچ چیزی را خلاف آنچه حس كردم نگفتم و اگر توانسته باشم آنچیزی كه حس كردم منتقل كنم شاكر خدا هستم. امامی دربارهی مستند «مرثیه جنگلها» تصریح كرد: من از موسیقی ركوئیم در كارم استفاده كردم كه یك موسیقی كلیسایی برای آمرزش اموات استف هدف از این كار این بود كه این حس را منتقل كنم كه ما داریم فاتحه محیط زیست و جنگل را در كشورمان میخوانیم. وی ابراز عقیده كرد: این شیوه برخورد با محیط زیست ناراحتكننده است، ممكن است این نوع موسیقی برای مخاطب عام غریب باشد، ولی با كاربرد ریتمیك آن در فیلم و پخش برخی صحنههای خاص خواستیم حس مورد نظر را به مخاطب منتقل كنیم. *** حس نوستالژیك من دربارهی بندر تركمن فرهاد ورهرام نیز در پاسخ به این پرسش كه هدف شما در این فیلم انتقال حس لذت به مخاطب است یا اطلاعرسانی و یا هشدار؟ گفت: ممكن است همه اینها باشد. وی ادامه داد: مستندسازی در وهله اول برای من یك شغل است مگر اینكه ویژگیهایی پیدا كند و در مقوله هنر قرار بگیرد. این مستندساز خاطر نشان كرد: در سال 50 كه دانشجو بودیم سفری به بندر تركمن داشتیم و به دلیل داشتن اقوام و فامیل در آن جا این ارتباط حفظ شد، بنابرابن وقتی بحث ساخت این مجموعه پیش آمد من گفتم كه دربارهی بندر تركمن فیلم میسازم. وی دربارهی چگونگی الهام گرفتن از فیلمهای مستند «آن شب كه باران آمد» و «طبیعت بیجان» در كار خود توضیح داد: فضای فیلم «آن شب كه باران آمد» بیشتر برای من جنبه آرشیوی داشت ولی طبیعت بیجان یك كمی به من كمك كرد. این مستندساز با بیان این كه من تجربه ساخت كارهای شهری ندارم ولی این كار بهانهیی شد تا به مسألهی شهر هم بیشتر بپردازم، اظهار كرد: در هر حال این فیلم حس نوستالژیك من دربارهی بندر تركمن را نشان میدهد و كار خیلی خاص و عجیب و غریبی نیست. رضا تیموری در ادامه گفت: لذتبردن تصویربردار یا مستندساز نیز در روند ساخت فیلمش خیلی موثر است و یكی از خصوصیات ورهرام این است كه محیط را خیلیخوب میشناختند و از ساختن فیلم لذت میبردند. ورهرام گفت: دورهی تولید برای من خیلی مهمتر است و آن چه بعد از تصویربرداری اتفاق میافتد برای من اهمیتی ندارد. لذتبردن از سفر و انجام یك كار خوب دستهجمعی برای من خیلی مهم است بعد از آن هم كار را تحویل مونتور میدهم و فقط یكسری طرحهایی به او میدهم و خیلی در كارش سرك نمیكشم. *** فیلم مستند ساختنش لذتبخش و فیلم داستانی دیدنش روبرت صافاریان نیز دربارهی پرسش مطرح شده از سوی ایسنا اظهار كرد: فیلم مستند ساختنش لذتبخش است و فیلم داستانی دیدنش، البته فیلم مستند باید به جایی برسد كه دیدنش هم مثل داستانی لذتبخش باشد. وی ادامه داد: هدف تلویزیونی ممكن است هر چیزی باشد ولی در نهایت سرگرمی را دنبال میكند، اینكه قوت و قدرت سرگرمگنندگی در حدی باشد كه مخاطب را پای تلویزیون نگه دارد و او كانال تلویزیون را عوض نكند خیلیمهم است. *** كار مستندهای محیط زیست و كم لطفیها دكتر عبدلی كه به عنوان كارشناس مسایل محیط زیست سازندگان «گنجینه تتیس» را همراهی كرده است درادامه نشست ایسنا با یادآوری این كه «زحمتی كه كار ساخت مستند دارد قابل قیاس با كارهای داستانی نیست» گفت: ولی بهای لازم به این مسأله داده نمیشود، من به عنوان مشاور 50 روز همراه گروه بودم، و این شرایط سخت را از نزدیك دیدم. كارهایی مثل«گنجینه تتیس» برنامهیی نیست كه مخاطب به راحتی از آن بگذرد و كانال را عوض كند، چنین مستندی دوستداران زیادی دارد، ولی آیا درست است كه در این حد امكانات برای ساخت آن فراهم شود. این محقق و مدرس دانشگاه ابراز عقیده كرد: نسبت به كار مستند به ویژه با موضوع محیط زیست كم لطفی میشود و انتظار از رسانهها این است كه این مسائل را منتشر كنند تا مسولان بدانند این مشكلات وجود دارد و در جهت رفع آنها اقدام كنند. *** زنده نگه داشتن سینمای مستند و خون جگر مستندسازان امامی دربارهی دلایل بیتوجهی مسؤولان به سینمای مستند، اظهار كرد: مدیران فرهنگی ما قبل از اینكه مدیر فرهنگی باشند با انگیزههای سیاسی روی كار آمدهاند و با نگاه سیاسی انتخاب شدهاند، بنابراین مهم این است كه بتوانند جلوی افكاری را بگیرند كه به نظر آنها درست نیست. این مستندساز با بیان این كه ذات تلویزیون ممیزی است، گفت: تحقیق در برآورد مستند هیچ جایگاهی ندارد، این در حالی است كه متأسفانه هم در مستند و هم در داستانی بدون تحقیق كار افت زیادی میكند. امامی ابراز عقیده كرد: اگر سینمای مستند زنده نگه داشته شده است با خون جگر مستندسازان است. *** در سینمای مستند و تلویزیون فردگرایی حرف اول را میزند سودابه مجاوری در ادامه بحث بالا اظهار كرد: این ماجرا خیلی وسیعتر از سینمای مستند است شما به دانشگاهها نگاه كنید آیا ما متدلوژی پژوهش را آموزش میدهیم، آیا ما میدانیم سینما چیست؛ من از عرصه نقاشی به سینما آمدم و آمدم سینما را نقاشی كنم، در عرض یك ماه برای پذیرش نهایی در دانشگاه مطالعه كردم اما بعد از این كه وارد دانشگاه شدم در طول چهار سال هیچ چیز بیشتر از آن چه خوانده بودم نیاموختم. وی ابراز عقیده كرد: شما با كلیت جامعهی بیمار مواجهاید كه در هیچ عرصهیی نمیتوانید حركت كنید و آنچه را كه صحیح است ارایه كنید، شما با كمیت مواجهاید نه با كیفیت چون اینگونه به ما آموزش داده شده است. این مستندساز ابراز عقیده كرد: همه ما در این قضیه مقصریم وقتی من به عنوان مسوول یك بخش سینمای مستند تنها به كمیت توجه میكنم وضع ما همین است.
وی ادامه داد: در سینمای مستند و تلویزیون فردگرایی حرف اول را میزند، اخلاقیات در این جامعه مرده و ما با یك جامعهی مریض مواجهایم. مجاوری با بیان این كه ما پس از یكسالونیم كه داریم روی یك پروژه كار میكنیم نمیدانیم نتیجهاش چه شده است و همهی عشق و انرژی كه گذاشتیم چه شد، گفت: سینمای مستند برای ما منبع مالی محسوب نمیشود و همه از طریق دیگر درآمدهای موردنیاز خود را تأمین میكنیم و فقط به خاطر عشق است كه اینجاییم. سعید نبی گفت: در تمام دنیا سینما از دو ژانر داستانی و مستند تشكیل شده است و در كشور ما حداقل مستند حرفی برای گفتن در دنیا دارد ولی روند آن بسیار نا سالم است. رضا تیموری تصویربردار با بیان این كه ما مستندسازان خوبی داریم، گفت: تهیهكنندههای ما را گدا بار آوردند. *** تنها اثری كه در دنیا هرگز نمیمیرد مستند است نبی در ادامه این نشست گفت: من كه مستند محیط زیست كار كردم محیط زیست این مملكت را دوست دارم و از جنوب تا شمال آن را دیدهام. وی ادامه داد: تمام كسانی كه در تتیس كار كردند شرافتمندانه كار كردند و به جرات میتوان گفت این پروژه یكی از كارهای بسیار زمانبر سیما بوده است. این تهیه كننده مستند درباره تعریف مستند در تلویزیون اظهار كرد: تنها كسی كه كمی به طرح و تحقیق بها داد گروه مستند شبكه چهار بود، اساسا تلویزیون مستند را به عنوان فضایی میبیند كه آنتن را با آن پر میكند و اسم هرچیزی را میگذارد مستند. وی ادعا كرد: مجموعه مستند تتیس باعث شد كه بقیه تهیهكنندگان مستند نیز كه دال و جیم میسازند مدعی شوند كه كار ب و در حد الف دارند میسازند. نبی خاطر نشان كرد: من به تحقیق بسیار بها میدهم و هریك از سازندگان تا تحقیقاتشان را تحویل ندادند شروع به ساخت فیلم نكردند، ما برای بعضی كارها 6-7 ماه كار كتابخانهیی كردیم و حتی برای برخی فیلمها فرصت 18 روزه برای بازبینی گذاشتیم همچنین برای اینكه تكبعدی به قضیه نگاه نكنیم از زوایای مختلف به موضوعات پرداختیم و به جاهای مختلف سر زدیم. وی با بیان این كه تلویزیون باید چشمش را باز كند و ببیند كه مستندساز حرفهیی نیز داریم، گفت: مستند در همهجای دنیا بخش خاص و عام دارد و تنها اثری كه در دنیا هرگز نمیمیرد مستند است كه در حوزه دانشگاهی و در كلاسهای درس تدریس میشود. *** بدترین فیلم مستند نیز اطلاعات میدهد همایون امامی نیز با نقل حرفی از ناصر تقوایی گفت: فیلم مستند بد وجود ندارد هرچند ممكن است فیلم داستانی بد وجود داشته باشد چراكه بدترین فیلم مستند نیز به شما یك اطلاعات خاصی را میدهد. *** هر مدیری كه میآید سیاستها عوض میشود حسن نقاشی كه مستند «صنایع دستی» و «بازارها» را در «گنجینه تتیس» از او شاهد بودیم با اشاره به مشكل مدیریتی ابراز عقیده كرد: كاش به جای اینكه تلویزیون دكورش را شبیه بیبیسی كند سعی كند نگاه جدیتری به این مساله داشته باشد. این مستندساز اظهار كرد: هر مدیری كه میآید سیاستها عوض میشود و ما اصول كاملا نوشته و ثبت شده درباره سینمای مستند نداریم. وی با اشاره به ارائه اطلاعات غلط از سوی برخی از مدیران گفت: این خیلی زشت است؛ آمارهای غلط میدهند و وقتی میگویند كه 2500 فیلم مستند ساختیم كه بهترین فیلمهای خاورمیانه هستند صحیح نمیگوییم. نقاشی با اشاره به اینكه باید یك بازنگری در این مدیریت انجام شود گفت: معاونت سینمایی خود را متولی مستند میداند اما هنوز حتی یك جلسه با مستندسازان نداشته است و نامههای مستندسازان برای ملاقات یكی یكی برگشت میخورد. وی ابراز عقیده كرد: دربارهِی تهیه كنندگان مستند و تدوین كتب دانشگاهی در این زمینه باید با دقت بیشتری عمل شود چراكه آثار مستندی كه اكنون ساخته میشوند كم كم به سمت كمارزش، بیمحتوا و سوژهیی شدن میروند. *** برخورد با مستند و مستندساز از زبان تهیهكننده سعید نبی تهیه كننده مجموعه مستند گنجینه تتیس در پایان نشست ایسنا با تقسیم صحبتهای خود به دو بخش و ضمن تشكر از مدیران گروه دانش و اقتصاد و اطلاعات و برنامه ریزی ، علیرضا وداد تقوی راد ، حمید اسماعیلی ، وحید زارع زاده ، مانی پتگر ، داوود نماینده ، احمد رسولزاده ، سید مهرداد ضیایی ، حسن محمودی و پیمان نهان قدرتی كه هریك سهمی در شكل گیری پروسه گنجینه تتیس داشتند در بخش اول مطالب خود با انتقاد از نگاه دوگانهی مدیران ارشد تلویزیون به فیلمهای مستند و داستانی كه بنا به تكرار آن در این سالها كه رسانه دولتی به جای مطالعه و كتابخوانی حرف اول را در میان افكارعام و خاص جامعه زده ، سبب نفوذ این نگاه به سطح روزنامه ها ، مطبوعات و مردم نیز شده و متاسفانه سطحی نگری ، مانكن و بازیگر محوری را جایگزین مولف محوری در بخش هنر كشور كرده است ابراز عقیده كرد: صریح بگویم متاسفانه عمدتا در نشستهای جلسات فنی ، برآورد و ارزیابی مستند در سیما این مطلب از زبان بسیاری از مدیران به تهیه كننده اعلام می شود « سالهاست مجموعه های مستند با مساعدت سقفش دقیقه ای 200 تا 300 هزار تومان است و بیشتر از این رقم شبكه قادر به پوشش آن نیست و ما نیز توان و اجازه تغییر این روند را درحال حاضر نداریم، می دانیم این ارقام در مقایسه با سایر ارقام تله فیلمها و سریالهای داستانی كه هردو به غیر از بازیگران از یك سطح ، یك تیپ عوامل ، تجهیزات و حتی تا چند برابر بیشتر تعداد روزهای تصویر برداری بهره می برید بسیار پایین است اما این رویكرد و تغییر آن بسیار زمانبر است و سیستم هم اكنون آمادگی این دگرگونی را ندارد ، ژانر و تولیدات حرفهیی خیلی برای گذر از این سقف مالی مهم نیست ، این خواستگاه امروز مستند در سیماست ، شما به عنوان تهیه كننده مجاب به خرج كرد همین ارقام بوده و بیشتر نیز نه سازمان از شما توقع دارد و نه خود هزینه كنید . مردم نیز بیشتر از این از سیما توقع ندارند، تلویزیون اینطور تشخیش داده و ما مدیران نیز مجبور به پر كردن آنتن مستند با این ارقام هستیم» تهیه كننده مجموعه گنجینه تتیس ادامه می دهد : به واقع سالهاست كه با مستند در سیما این گونه برخورد میشود و تولید آثار مستند در حوزه تصمیم با رویكردهای سنتی خاص همچون سالهای گذشته اداره شده و این نیز سبب درجا زدن در ظاهر و مرگ تدریجی آن در باطن شده است . امروز برعكس سیر حركت روز دنیا كه به سمت سینمای نوین و پرمخاطب مستند در حال حركت است در تلویزیون ما به مانند سالهای گذشته سقف قالبها كاملا مشخص است و سقف ارقام نیز كاملا كلیشه ای تعیین و براساس دستورالعمل های خاص سنتی گذشته در حال اجرا و تصویب . تحقیق كتابخانهای تخصصی و میدانی به عنوان پایه ی ضروری ساختاری و كیفی فیلمهای مستند در ایران در نگاه بسیاری از اعضای غیر متخصص در سیمای مستند در كمیته فنی و شورای تصمیم برآورد كه بسیار صاحب نفوذ نیز هستند جایگاه واقعی خود را نداشته و هرگز مجال برای مانور كاربردی ، نوین و مدرن چه از بعد تجهیزات ، سیستماتیك و چه از بعد زمان تولیدی نیست . چرا كه برآورد ها كاملا به صورت قراردادی از پیش معلوم شده و نه بر اساس طرح موجود تعیین مسیر و این در شرایطی است كه مخاطبین روز به روز نسبت به تولیدات داخلی و مقایسه كرد این آثار با آثار تولیدی خارجی انتظارشان بالاتر رفته اما سیمای مستند ما روز به روز در مرحله تصمیم سنتی تر عمل كرده و قائم به ذات و دلگرم به دلسوزیهای عده معدودی از مدیران كاربلد برای بقای بیشتر كه این نیز قطعا كافی نیست . نبی ابراز عقیده كرد: به عنوان مثال اگر در حوزه مدیریت ، مدیران محترم گروه دانش و اقتصاد ، اطلاعات برنامه ریزی و تامین برنامه شبكه یك و مدیر محترم گروه مستند شبكه چهار را از سیستم بررسی جدی و حرفه ای طرح ، تحقیق و تصویب و برآورد آثار مستند هر یك از این دوشبكه جدا كنیم دیگر هیچ چیز و هیچ كس از سیمای مستند از بعد تخصصی دركل سیستم تلویزیون در جلسات ذكر شده به غیر از حرفهای خاموش مستند ساز باقی نمی ماند . نه بسیاری از دوستان حاضر در جلسات ذكر شده كه عمدتا و قطعا نیز صاحب تصمیم هستند شناختی نسبت به فضای تحقیق ،تولید و پس از تولید سیما و سینمای مستند دارند و نه دلسوز برای بالابردن سطح كیفی آنها . جالب است كه بسیاری از این عزیزان كه عمدتا نیز از مشاوران و مدیران سیاسی هستند تا تخصصی ، در حوزه فعالیتشان هیچ اثر جدی و یا تولید مجموعه ی حرفه ای در زمینه آثار مستند دیده نمی شود ، حتی یك روز حضور در یك پروسه تولید حرفهیی مستند نه برای تولید بلكه برای بازدید البته همیشه نیز عدم حضور اساتید و صاحبنظران دانشگاهی در زمینه بررسی طرح ، تحقیق و باز كردن روند تخصصی اجرایی آن در حوزه و ژانر مورد نظر و خاص تولیدی در نشستهای مذكور جهت پیگیری مداوم ، تاییدها ، تاكید ها و روشن شدن اذهان صاحب تصمیم حاضر در جمعهای ذكر شده به منظور هرگونه تصمیم به مصوب نمودن برآوردی همواره بسیار مشكل ساز بوده است ، مانند اساتید جامع شناس ، محیط زیست ، اقتصاد دان ، فرهنگ شناس و ... *** امروز جایگاه سیمای مستند در تلویزیون بسیار پایین است نبی ادامه داد : متاسفانه امروز جایگاه سیمای مستند در تلویزیون بسیار پایین است بطوریكه تنها كمیت مهم است در قالب طبقات سوری مصوب و نتیجه این می شود كه اگر اثری نیز فاخر تولید شد قائم به ذات خواهد بود . چرا كه مجالی برای عرضه اندام برای حفظ كیفت و شكل گرفتن بحثهای تخصصی باقی نمی ماند . همه حرفها در نشستهای فنی و برآورد كاملا تكراری است به طوریكه شاید اگر در جلسات دیگر هر مجموعه ای در كمیته های فنی و برآوردی شبكه نیز بنشینید همین بحثها و ارقام و سقفها را می شنوید . همه چیز كلیشه ای و معلوم است . فرقی هم ندارد اثر در چه ژانری طراحی شده ، محیط زیست ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، تاریخی ، علمی و یا ... همه به یك چشم برآورد شده و به یك منظر قالب بندی . حتی تعداد روزهای تصویر برداری نیز طبق قالبهای از پیش تعیین شده مصوب . ارقام معلوم است و مجال هیچ تنوعی طلبی و ساختار گرایی جدید باقی نمی ماند . تجهیزات نیز مشخص و كاملا كلیشه ای . چرا كه قالبها سنتی هرگز با توجه به تورم و ارقام عوامل و تجهیزات به روز شده اجازه ای برای پیشرفت نمی دهند . در نتیجه كیفیت آثار نیز همین است كه می بینیم . هر چند سال یكبار اثری شاخص آنقدر خود نمایی می كند آنهم قائم به ذات كه شاید تا سالها جای خالی اش در سیما احساس شود . چرا كه قطعا انگیزه ای برای سازندگان با این رویكردها و قیمتهای بسیار پایین باقی نمی ماند . نبی ادامه داد : با این روند بعید است كه به توان به پیشرفت روز افزون مستند در سیما با تمامی كمیات و هیاهوهای به پا شده اش خوش بین بود چرا كه اصول به واقع هموراه غیر تخصصی ، نامانوس و غلط پایه ریزی می گردند و شاید عنقریب است كه اگر متخصصین امر مستند سازی و صنوف تخصصی سینمای مستند وارد حوزه تصمیم در برآورد ، تحقیق ، تولید و شكل گیری آثار مستند با حفظ محور ، اهداف و رویكردهای دراز مدت مدیران ارشد سیما و نظام در سیما نگردند ناقوس مرگ این ژانز نواختخه خواهد شد . *** خطاب به رییس صداوسیما تهیهكننده مجموعههای مستند گنجینه تتیس و تحقیقات آبزیان در بخش دیگری در صحبتهای خود ریاست سازمان صدا و سیما را مورد خطاب قرار داد و گفت : جناب آقای ضرغامی ، به عنوان یكی از تولید كنندگان تحسین شده در حوزه داخل و بین الملل مجموعه های مستند در سیما كه همه افتخاراتم را نیز مدیون فعالیت در سیما و خصوصا شبكه چهار میدانم، میخواهم بدانم جایگاه مستند در سیما و مولف مستند ساز در آن كجاست ؟ چرا این روند با وجود هیاهوهای متن و حاشیه ای اش تا این حد روند نزولی داشته و دارای یك حركت لاك پشتی است ؟ آیا نگاه سیستم به مستند یك نگاه گزینشی و سیاسی است ؟ تا كی ژانر دوم سینمای جهان در ایران در تلویزیون به عنوان متولی به دلیل دولتی بودن تمامی رسانه های دیداری و شنیداری می خواهد در حوزه ساخت و پخش داخلی آثار مستند این گونه حركت كند ؟ تا كی به جای عملیاتی كردن رویكردهای نجات دهنده در خصوص تولید ، تحقیق و عرضه آثار مستند قرار است مباحث روشنفكری و تئوریك بیان شود ؟ آیا 30 سال زمان مناسبی برای آزمایش و خطا و ارائه مباحث روشنفكری نبود ؟ تا كی دغدغه نبود متخصصان در زمینه مدیریت بررسی طرح ، تحقیق ، برآورد تحقیق ، برآورد پیش تولید ، برآورد تولید ، نظارت بر امر تولید ، برآورد و نظارت بر پس از تولید و از همه مهتر ایجاد جبهه همه جانبه برای پخش و تبلیغ اثر و سپس عرضه آن در سایر مجامع علمی باید گریبانگیر فضای سینما و سیمای مستند در ایران باشد ؟ مگر نه اینكه مدیران ارشد سازمان به این نتیجه رسیده اند كه سیما و سینمای مستند هم به عنوان تفریح آموزنده می تواند عمل نماید و هم به عنوان پادزهری می تواند برای رویكردهای اجرایی در بخش های مختلف علمی ، اجتماعی ، اقتصادی ، محیط زیستی و ... به جامعه و افكار آن تزریق شود ؟ او ادامه داد: جناب آقای ضرغامی چرا فكری به حال این سیستم نمی كنید؟ مگر عملكرد مدیران منتصب از جانب مدیران ارشد شما متضمن نوع نگاه شما نیست . پس چرا با جدیت در این حوزه تصمیم گیری نمیكنید؟ امروز بخش عظیمی از زندگی فیلمسازان حرفهیی با فضای مستند در تلویزیون و مركز مستند سینمای تجربی كه آن نیز تنها مسیر عرضه داخلی اش تلویزیون دولتی است گره خورده چرا كه یا راه انتخاب كار با شبكه های خارجی و كوچ به خارج باقی مانده و یا كار با ارقام بسیار بسیار پایین در تلویزیون ، راه سوم خانه نشینی است . چرا چاره ای نمی اندیشید؟ نبی بار دیگر ریاست سازمان صدا و سیما مورد خطاب خود قرار داده و گفت : سالهاست كه سختی می كشیم ، نان سق می زنیم و با سیلی صورتمان را به امید بهتر شدن روزگار مستند در ایران و رسیدن آن به جایگاه واقعی اش سرخ نگه داشته ایم ، حرف نمی زنیم اما تا كی باید اینگونه خفت بپذیریم . در شرایطی كه افتخار می كنیم مستند سازیم .در بسیاری از كشورهای دنیا با احترام از ما مستند سازان كه با جان و دل برای خاك و مردم این كشور بی هیچ چشمداشتی عاشقانه تلاش نمودیم دعوت می كنند ، یا به عنوان شركت كننده یا داور جشنواره ها و یا ... اما چرا اینگونه در تلویزیون ایران با ما برخورد می شود . آیا جایگاه مستند در دنیا همان چیزی است كه در ایران است ؟ نیك می دانید كه در دنیا جشنواره ها و فستیوالهای سیما و سینمای مستند در كنار جشنواره های سینمایی هر دو از یك احترام ویژه برخوردارند . وی اضافه كرد: متاسفانه پس از 30 سال در سیستم تولید مستند شبكه ها قواعد سنتی خاص برای تولید در نظر گرفته و همه آثار سوار بر یك قائده میزان می شوند. ساده بگوییم همه چیز از همان 3 به یك آغاز و در همان ترازوی 3 به یك نیز میزان می شود ، دیگر مهم نیست كه برای مصور كردن كیفی جنگلها و كویر و تالابها ، دریا و كوهها نیاز به گذشت زمان ، چهار فصل ، پیاده روی های مكرر و تردد مكرر در مناطق و برای ثبت طبیعت و حیوانات وحشی تا ماهها روز انتظار . سقف ها مشخص است و ما مجبور و محكوم به حركت روی این قالبهای سنتی خاص . هرگز اجازه مانوری نداریم و سقفهای ما نیز مشخص شده از قبل است كه این سبب نابودی مستند در دراز مدت شده است . وی با خطاب كردن مدیران ارشد حوزه تصمیم برای تعیین سطح آثار مستند در سیما ابراز عقیده كرد : چگونه است كه عرصه را از تحقیق و تولید آثارمان گرفته تا دستمزد هایمان از كارگردانی ، نویسندگی ، تصویر برداری ، صدابرداری ، تدوین و ... حتی تعداد روزهای تولیدی برای ساخت مثلا یك اثر محیط زیستی كه در تمام دنیا قواعد ثابتی دارد این گونه بر ما تنگ نموده اید ؟ آیا این برقراری و اجرای عدالت بود كه دستمزد كارگردانی به گواه برآوردهای اینجانب و سایر عزیزان و بزرگان سینمای مستند برای یك فیلم 30 دقیقه ای كه هویت یك فیلم ساز در عرصه تولیدات هنریش اش و آینده كاریش است برای یكسال و نیم درگیری فكری، روحی و جسمی مستمر دو میلیون تومان باشد آن هم با تحكم و شرایط بسیار مناسبش. یعنی اگر كارگردان برای فیلمی پنج ماه تحقیق كند ، پنج تا ده روز بازینی محل نماید و حدالقل با توجه به شرایط بودجه ای امروز تلویزیون بر عكس رویكرد تمامی دنیا ده روز تولید و چهار ماه تدوین فقط باید این دستمزد را برای رویارویی با خطرات ، سردی و گرمی هوا و دوری از زن و فرزند در شهرهای مختلف كشور دریافت نماید ؟ آیا این زیر خط فقر نیست ؟ یا تصویر بردارش میانگین روزی هشتاد تومان و صداردارش روزی پنجاه هزار تومان با وسایل صدا آن هم در شهرستان ؟ آیا تاكنون مقایسه كرده اید این ارقام را با آثار داستانی كه هم اكنون در سیما در حال تولید است . چطور است كه كارگردانان در ژانر داستانی برای یك قسمت 30 دقیقه ای دستمزد بیست تا سیمیلیون تومانی و در یك سریال سیزده قسمتی دستمزدهای كلان دریافت می كنند ، همان تصویر بردار كه در كار داستانی است برآورد واقعی خود را معادل 6 تا 8 میلیون ( روزی دویست و پنجاه تا سیصد هزار تومان بدون دستیارانش ) برای تنها حداكثر 20 تا 30 روز كار تعریف شده و میزانسن دار دریافت می كند اما برای كار مستند با التماس تهیه كننده به دلایل پایین بودن سقف برآوردش رقمی معادل 20 درصد برآورد كار داستانیش را . از بازیگران و دستمزد آنها كه دیگر در این محمل یاد نمی كنم كه چطور بازیگری كه حتی مدعی است تلویزیون را قبول ندارد برای پیوستن به اثری برجی سی میلیون تومان برای ده تا بیست روز بازی در ماه آن هم شاید یك روز یك صفحه دیالوگ ، روز دیگر 5 خط و روزی هم 2 صفحه برای 1 سال و 5 یا 6 ماه از تلویزیون دریافت می كند . آنها از كدام قسمت زمین آمده اند كه ما نیامده ایم . آنها در كدام نقطه از ایران زندگی می كنند كه ما با شرایطش آشنا نیستیم . چطور است كه تورم روز مملكت برای پروژهای آنها محاسبه می گردد ولی برای ما مستند سازان خیر .در جلسات برآورد و ارزیابی بدون كارشناسهای تخصصی سینمای مستند پدر تهیه كننده سینمای مستند را كه شرافت ، عشق ، آبرو و هویت خود را گذاشته و از حقوق اولیه خانواده خود گذشته را در آورده می شود و با آثار داستانی به گونه ای دیگر برخورد . چرا؟ چون ما محكومییم به مستند سازی ؟ چون مستند سازی عشقمان است و با وجود اعتباری كه در دنیای مستند در جشنواره های بین المللی داریم حاضر به ساخت آثار داستانی نیستیم . آیا می دانید سینما و سیمای مستند ژانر دو سینما و سیمای جهان است ؟ وی پرسید: آیا این عدالت است . برای ساخت هر فیلم مستند خیلی كه خوب هزینه و برآورد شود 7 تا هشت میلیون و برای یك مجموعه 13 قسمتی مستند سخت كه نیاز به تولید در سراسر كشور دارد نهایت 110000000 تومان برای 2 تا 3 سال برآورد ، در صورتی كه این رقم یك سوم ساخت یك اپیزود 30 دقیقه ای داستانی از یك سریال تلویزیونی است . سریالهایی كه از قطعا از یك میلیارد بودجه شروع شده تا 4 الی 5 میلیارد ، البته خروجی و سطح كیفی و بررسی آماری مخاطب باشد با مردم و كارشناسان . جناب آقای ضرغامی . مدیران و مردم از ما مستند سازان انتظاری بسیار فراتر از این روند معمول دارند . مردم كه حق دارند چرا كه تفاوت آثار ما را با سینمای مستند در دنیا قیاس می كنند و كاری هم با بودجه و روند پروسه تولیدی و اجرایی پروژه ندارند و تنها به وقتشان فكر می كنند . اما آیا مدیران نیزكه این پروژه ها را پایه ریزی و برآورد هزینه می نمایند همین حق را دارند ؟ تفاوت یك فیلم حرفه ای مستند با ساختاری محكم ، منسجم ، هم سطح با آثار تولید شده در شبكه های معتبر بین المللی چه از بعد كیفی و چه كمی ، قدرتمند ، بهره بر از تجهیزات ، تكنیك ها و تفكرات روز و سخت با یك فیلم داستانی 30 دقیقه ای در یك سریال 13 قسمتی آیا باید تا این حد باشد كه یكی سیصد تا سیصد و پنجاه میلیون تومان دریافت نمیاد و ژانر دوم سینمای جهان هفت میلیون تومان در ایران حال آنكه تنها تفاوت در كارگردان و بازیگران آن است و سایر عوامل و تجهیزات در بسیاری از پروژه ها ثابت و دیگر آنكه بسیاری از امور در سینمای مستند در سیما اصلا برآوردی برایش در نظر گرفته نمی شود . قطعا بسیاری از مطالب در اینجا و با بررسی مجدد شما روشن خواهد شد. كه مشكل كجاست ، با این همه تفاوت . آیا رغبتی دیگر برای تصویر برداران ، صدابرداران ، تدوین گران ، نویسندگان و سایر عواملی كه در تله فیلمها و سریالهایتان دستمزدهای ما به ازائ بالا دریافت می نمایند با كار سبكتر باقی می ماند كه كار سخت مستند را نیز بپذیرند . آنهم برای كار مستمر شب و روز همه اش در سفر ، سرما و گرما ، روی آب و خشكی ، جنگل و كویر . وی پرسید: چاره چیست؟ یا عاشقند و می آیند و یا دیگر مستندات حرفه ای نخواهیم داشت و وضعیت اینگونه می شود كه تلویزیون اسم و عنوان هر اثر تركیبی را با هر ساختاری مستند می گذارد . قطعا یك بازنگری می تواند مخاطبین داخل را كه نشان داده اند برای آثار مستند در ژانر های گوناگونش از محیط زیست گرفته تا اجتماعی ، مردمشناسی ، روانكاوی و اقتصادی و ... احترام قائل بوده و برایش به پای كانال های مستند خارجی وقت می گذارند جذب تلویزیون داخل نیز نمود . فراموش نكنیم ایران مهد طبیعت ، حیات وحش ، جنگل ، اكوسیستم های متعدد ، اقوام ، آثار باستانی ، صنعت ، توریسم پروری و ... است . نبی در بخش دوم مطالب خود پیرامون روند تولیدی گنجینه تتیس با بیان اینكه تولید این پروژه برای من سرشار از خاطره، عذاب و شرمندگی مالی در محضر عوامل آن بود، اما هرگز اجازه نخواهم داد حقوق آن ضایع شود اظهار كرد: گنجینه تتیس با سه مضمون محیط زیست ، اجتماعی و اقتصادی با 38 نفر عوامل حرفه ای تولیدی هشت كارگردان صاحب نام ، چهار نویسنده ، 6 تصویر بردار ، شش تدوینگر و شش گوینده صاحبنام در 260 روز تولید مستمر در چهار فصل ، حدود دوسال و نیم توانست طی مراحل تحقیق و تولید وجب به وجب خاك و آب و جنگل شمال ایران را از گلستان تا گیلان درنوردد و مجموعه ای مناسب را در تاریخ سینمای مستند ایران رغم بزنند . این مستند ساز ادامه داد: یكی از مهمترین مزیاتی كه به اعتقاد من مجموعه گنجینه تتیس برای سینمای مستند به دنبال داشت رویارویی برخی از كارگردانهای صاحب نام این مجموعه برای اولین بار در سابقه فعالیتشان با موضوعات مهم ، نوین و روز محیط زیستی بود و از آنجایی كه این موضوع با تمامی اهمیتش در سراسر دنیا و جاذبه های وسیع و كشش داخلی اكوسیستم ایران كمتر در میان مستند سازان ما پرداخته شده و به دلیل سختی و تكنیكال بودن فضای تولیدی آن به همراه زمانبر بودن جمع آوری تحقیقات ، مشقات بازبینی ، تولید چهار فصل در سرما و گرمای طبیعت و اجرای سخت و تدوین پیچیده آن به همراه پایین بودن دستمزدهای تولیدی به نسبت كارسخت در طبیعت از نظرها دور افتاده بود ، گنجینه تتیس به سهم خود توانست این آشنایی را در میان بخش قوی از مستند سازان متخصص ایجاد و نقطه عطفی باشد برای ورود بسیاری از كارگردان های متخصص مستند سازی به حوزه محیط زیست . قطعا این موضوع راهگشایی خواهد بود تا پتانسیل بالای محیط زیست ایران به عنوان یكی از شاخصه های بزرگ اكوسیستم جهانی بیشتر از پیش پرداخت شده و ایجاد دانش تخصصی برخورد با محیط زیست در كشور به عنوان یك مولفه جهانی و تاثیر گذار در میان عام و خاص برقرار شود. |
|
|