2 دی 1388

نوشته‌های پیاپی در مورد

بزرگداشت محمد تهامی نژاد

 

چهار: آقای شفیع آقامحمدیان خطابم به شماست

 

احمد میراحسان

 

 

ابراهیم مختاری كه داشت حرف می‌زد، من داشتم در دلم می‌گفتم كاش بچه‌ها، آقای وزیر و مسئول بنیاد فارابی و معاون وزیر و به ویژه به ویژه شفیع آقامحمدیان و همراهانشان را و نوآمدگان مركز گسترش سینمای مستند و تجربی را به این جلسه دعوت می‌كردند. و وقتی در پایان دانستم كه آقامحمدیان در جلسه حضور داشت، هم خوشحال شدم و هم فكر كردم اگر از او می‌خواستند لحظه‌هایی بیاید و وسط همان مستندسازان آن بالا بنشیند و به صحبت‌هایشان و خواست‌هایشان و پرسش‌هایشان پاسخ دهد، چقدر خوب بود و بعد هم گفتم یادم باشد به انجمن پیشنهاد كنم جلسه‌ای برای گفتگو بگذارد. گفتگوی بدون دروغ، بدون تعارف و نیز بدون دعوا، و كاملاً محترم با مسئول سینمای مستند كشور. اما چرا؟

مختاری داشت حرف می‌زد و من داشتم فكر می‌كردم اگر خود مسئولی زیسته در فرانسه و بنا به ادعای آقای شمقدری تحصیل كرده در آنجا می‌بودم واكنشم به این صحبت‌ها چه بود؟

محمد تهامی‌نژاد پرسیده بود ما چه كرده بودیم و شرح مصائبش را، رنج خانواده‌اش را، ستمی كه بر او بیهوده رفته بود،‌ آن رفتار مستكبرانه و كبرآلود و خشونت‌بار و آن حكمروایی ناعادلانه و تبعید و زندگی در تبعیدش را سال‌های اول انقلاب شرح داده بود و فرو پاشاندن اتاق كارگردان‌ها را كه همین‌هایی بودند كه حالا آن بالا نشسته بودند و تهامی‌نژاد نمی‌دانست چه كرده بود كه مستوجب آن رفتار آنهم خصمانه و ناعادلانه با دعوی دفاع از دین و خدا و دین خدا بود.

و بعد هم نوبت به مشیری رسید و مال او هزار بار پرسش‌انگیزتر بود كه چرا مستوجب آن همه عذاب شده بود در حالی كه برای جبهه‌ها فیلم می‌ساخت و رخشان هم از استعفایش گفت و اینكه باز دارد آن دور باطل تكرار می‌شود و خواست كه همه در احقاق حق و سخن حق پایدار باشند و از پخ نهراسند كه حقیقت والاتر از هر كنشی خواهد نشست و باید از حق دفاع كرد و ...

محمد تهامی‌نژاد مثل همیشه با آن آبی‌های وسیع مهربانی بی‌كرانش داشت غم خود و خانواده و داستان بی‌خانمانی و رنج‌های حاصل از تصمیمات خودسرانه و دیكتاتوری‌مأبانه‌ی دوران محمد هاشمی را می‌گفت و من از او متشكر بودم كه با مصلحت‌اندیشی نهان‌روشانه عمل نمی‌كند با یك اصلاح‌طلب امروزی را كه هرگز از روش‌های نادرست اداره نهاد حكومتی در دوران خود انتقاد نكرد را از زیر سایه پرسش تلخ برهاند و ما و بیش از همه هر مدعی آزادی باید نخست از خود انتقاد كند و از خود بپرسد كه چقدر طبق قانون و حق و اصول آزادی رفتار كرده است. و برای همین شادمان بود كه چه خوب شد كه آقای شفیع آقامحمدیان هست تا بشنود و از خود بپرسد كه با كدام روش می‌خواهد مركز را اداره كند، با روش قلع و قمع مكرر و ناعدالتی‌های مدیریتی مستبد كه داشت شرحش را از زبان افرادی مصلح می‌شنید یا به شیوه‌ای خداپسندانه و عادلانه و مردمی و عقلانی و ولو اندكی توأم با دموكراسی و رعایت حقوق دیگران؟

چقدر در ستمگری‌هایی از جنس آن رنج‌ها كه در دوران آقای محمد هاشمی نصیب تهامی‌نژاد، مختاری و مشیری و بنی‌اعتماد و دیگران به ناحق شده، می‌خواهد شریك باشد و چقدر برعكس می‌خواهد و می‌تواند نظمی درست و عادلانه برای پیشرفت سینمای مستند و مشاركت مستندسازان و شنودن سخن منتقدان و معترضان،‌ برپا دارد.

كاش او زحمت شنودن دادگرایانه‌ی سخن دیگران را به خود بدهد و با پیش‌داوری آنان را دشمن نپندارد و كاش انجمن مستندسازان امكان آن گفتگوی بی‌واسطه و روشنگرانه و دوسویه را فراهم آورد.

 

مطالب مرتبط:

شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز كنید

درباره نیك‌نفسی و مدرنیسم محمد و معنی نقد

پيرها و جوان‌ها و يك سپاس و يك پيشنهاد

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]