2 دی 1388

نوشته‌های پیاپی در مورد

بزرگداشت محمد تهامی نژاد

 

سه: پيرها و جوان‌ها و يك سپاس و يك پيشنهاد

 

احمد میراحسان

 

پیشنهادم به انجمن مستندسازان آن است كه جلسات ماهانه یا دوماهانه گفتگوی نسل‌های مستندساز را از این به بعد برقرار كند.

همه نتیجه‌ی این نوشته همین نكته است كه در آغاز گفته‌ام. آنجا، آن بالا، در یك صف تابان و چشم‌پوشی ناپذیر، كسانی نشسته بودند كه جوان به شمار نمی‌آمدند و داشتند حرف‌هایی می‌زدند كه انبوه جوان‌ها، با اختیار و آزادی و علاقه داشتند گوش می‌دادند و بر افسانه‌ی ناممكنی گفت و گوی پدران و مادران با دختران و پسران خط بطلان می‌كشیدند. بزرگداشت محمد تهامی‌نژاد در خود یك راه روشنی را نهفته دارد كه خوب است برجسته شود. اینكه چگونه بر خلاف داستان جعلی جدال یك‌سویه پیرمردها و جوان‌ها، مكالمه و پیوند و نیروگیری از یكدیگر و داد و ستد و تجربه و زندگی و سرزندگی و نوآوری هم می‌تواند در میان نسل‌ها برقرار باشد و تأكید غلو‌آمیز بر دعوای پدران و پسران و پدركشی و سهراب‌كشی تنها نمادی از فرهنگ خشونت‌بار قابل اصلاح باید شمرده شود.

چرا باید واقع‌گرا بود و جنس و ریشه‌ی این جدل را دست‌كم در تاریخ ما و زندگی اجتماعی ما،‌شناخت و به نقد آن پرداخت و برای غلبه سویه‌ی عقلانی و زدودن روابط جهالت‌بار اقدام كرد و تصویر درستی از رابطه‌ی نسل‌ها ارائه داد؟ و چرا جلسه‌ی كوچك گرامی‌داشت یك آدمی كه سال‌ها را خورده و بلعیده و حال از خود تصویر روشنی در ذهن‌های جوان به جا نهاده می‌تواند در این راه درس‌آموزمان باشد؟

در این یادداشت نه لازم است و نه ممكن است كه مقوله‌ی رابطه‌ی نسل‌ها مفصلاً بررسی شود. بدیهی است كه هر نسل نو حاوی افق‌های نویی است كه محصول زیستن و سپری شدن تجربه نسل پیش و محصول دیالكتیك توسعه‌ی زندگی در بستر زمان است و این بدیهی است. و امر نامعقول آن است كه یا نسل پیش بخواهد زندگی را در افق و تجربه‌ی خود ابدیت ببخشد و یا نسل جدید بیندیشد كه موجودیتش مثل افسانه‌ی منیروا از كله‌ی ژوپیتر ناگهانی و بی‌نیاز به ریشه‌های صیانت و میراث پیشین پدیدار گشته و با تخریب بجربه و نظم تحول به طور آنارشیستی می‌تواند هر امر ناهنجاری امری معقول بداند.

مراسم بزرگداشت محمد تهامی‌نژاد،‌یك نمونه كوچكی بود كه افسانه‌ی آشتی‌ناپذیری نسل‌ها را مجدداً نفی می‌كرد و نشان می‌داد تمایزات واقعی اما قهر و بی‌اعتمادی نه از سرشت نسل پیش و نسل بعد، بلكه محصول نوعی حاكمیت زورگویانه و مستبدانه بر زندگی است كه به نام روش پدران معرفی می‌گردد و آنها را به ستوه می‌آورد و اگر این نباشد، روابط پیر و جوان بسیار هم مطلوب است و بلكه ضروری است و جدایی هم بین آنها وجود ندارد و معیارهای دیگری برای درستی و نادرستی‌شان سر بر می‌آورد كه هر دو نسل را در بر می‌گیرد و به میزان‌های نظیر صحت تفكر و ستم‌پیشگی یا آزادگی و غیرمعقول بودن یا عقلانیت و درستی یا شیادی آدم‌ها بر می‌گردد و ...

وقتی كه به تهامی‌نژاد و بنی‌اعتماد و مختاری و مشیری نگاه می‌كردی و با همه زندگی، رنج‌هایی كه برای حقیقت آفرینش و آزادی متحمل شده بودند و تلاش خستگی‌ناپذیرشان گوش می‌دادی یكسره دروغ می‌دیدی كه آنها را به سبب سن و سالشان، بدرد نخورتر، پست‌تر، غیر قابل اعتماد‌تر و نادان‌تر از همه آن جوان‌هایی بدانی كه با خشونت و چماق و زنجیر و ... و یا هر نوع خشونت و خودخواهی و خودفریبی و خودخواهی و سوداگری چه راست چه چپ‌روانه، عمل می‌كنند و جز ویرانی و ستم و استبداد به بار نمی‌آورند و چه فرق می‌كند این ستم، ستم هیتلر باشد یا استالین؟ ستم پول‌پوت باشد یا چیان كایچك؟ راست باشد یا چپ؟

آنها آنجا نشسته بودند و نشان می‌دادند آشكارا مورد احترام جوان‌ها هستند. این عجیب نیست كه تفاوتی بین دیدگاه هر فرزندی با هر پدر و مادری وجود داشته باشد، اما این مهم است كه ما با دفاع كور از سلطه‌ی پدران و مادران و ناچیز شمردن جوانان و یا شورش كور علیه هنجارهای آنان و نفی مطلقشان به كژراهه برخورد جهالت‌بار در نغلطیم.

***

به هر رو من یادداشتم را به موضوع بررسی این مد ستایش كور از نسل جوان اختصاص می‌دهم و آن را هم یك فریب، یك بازی، لااقل یك ناتوانی و ضعف پنهان شدن در پشت سنگر ایده‌ای مشكوك می‌خوانم و دلایل خودم را در نفی طرح غلط موضوع باز می‌گویم و می‌خواهم كه جوان را در موقعیتی طبیعی و مطالبات قابل نقد و پرسش و در عرض یك گفتگو ملاقات كنیم و حالا او را تبدیل به یك شاهی نكنیم تا با تاجگذاری دروغین، به استبداد دیگری بیاویزیم. نسل بچه‌های ننر خانواده‌های نو كیسه كه به جای تربیت،‌ تبعیت می‌شوند و كار دست همه می‌دهند تا در آشوب و جنجال بی‌مهاری كه سگ صاحبش را نمی‌شناسد اندیشه تعطیل، شعارگرایی و احساساتی‌گری و رادیكالیسم كور افراطی روز به روز بیشتر بر ما غلبه كند. من اعتقاد دارم مسلماً نسل نسل حاضر ویژگی‌ها، دانایی‌ها، پیشرفت‌ها . تجربه‌های خود را دارد. در پاره‌ای از موارد واقعاً از نسل پیش متمایز و گاه حتی پخته‌تر و داناتر است.

پس با انگ و تهمت كار نكنید كه بترسم و جرأت حرف زدن نداشته باشم كه نمی‌ترسم و زود داوری نكنید و مرا مدافع ارتجاع و مخالف جوان‌ها وانمود نسازید. كسی كه با سؤ استفاده از جوان‌ها، سر آنها كلاه می‌گذارد مخالف واقعی اوست.

***

البته انسان‌شناسی جوان و جوانی، یك دانش است. جوان و جوانی می‌تواند از نظر بیولوژیك، خواست بدن، روانشناسی و نوع تفكر  مورد كاوش قرار گیرد. و ویژگی‌هایشان درك شود و جدا از كلیت در هر مورد خاص جوان‌های یك كشور، بنا به تجربه زیسته‌شده‌شان، ‌روانشناسی اجتماعی شان، واقعیت و محرومیت‌ها و خواست‌هایشان بررسی شوند و باز نه چونان یك انتزاع گول‌زننده بلكه در پیوند با زمان و مكان و انواع قشر‌ها و گروه‌ها و طبقات و حتی مهم‌تر از آن در پیوند با هر فرد جوان، و آنگاه می‌توان با دیدی واقعی هم به تنوع آرای یك نسل، تفكرات گوناگون اقشار مختلفش و شیوه‌های متفاوت زیستی‌اش پی برد و هم به شباهت‌هایشان. هم می‌توان هنجارهای پیش‌رونده، شالوده‌شكنی‌های ضروری برای بنا كردن شالوده‌های نو و حق بنا كردن زندگی آینده‌شان را شناخت هم به ضرورت مكالمه فعالشان با میراث‌هایشان و هم با ناهنجاری‌هایشان آشنا شد و آنها را نستود.

به نظرم بزرگداشت تهامی‌نژاد نمایشی تفاهم‌آمیز از امكان مكالمه‌ی نسل‌ها بود. حتی اگر این گفتگو ادامه یابد و در شكل انتقادیش توسعه گیرد باز بیانگر امكان عالی مكالمه‌ی نسل‌هاست.

چه خوب است انجمن مستندسازان، نشست‌های ماهانه یا دوماهانه‌ی نسل‌های گوناگون مستندسازان را برقرار كند. این را رسماً به عنوان یك پیشنهاد عضوی از انجمن مستندسازان دارم مطرح می‌كنم.

 

مطالب مرتبط:

شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز كنید

درباره نیك‌نفسی و مدرنیسم محمد و معنی نقد

آقای شفیع آقامحمدیان خطابم به شماست

 

[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]