|
20 دی 1388 این اتفاق های این روزهای مستند
سایتهای جدید مستند، بحثهای به در بخور، حرفهایی با رخشان بنی اعتماد و میرطماسب، ادامه بحث سینمای دیجیتال با روبرت در پرتو شرایط روز
احمد میر احسان
می خواهم از چند رخداد مطلوب در عرصه سینمای مستند حرف بزنم: 1. اولین اتفاق جذاب و شیرین به راه افتادن سایت های مستند متعدد است در این روزها. 2. و بعد این که این سایت ها بی بو و خاصیت نیستند. درگیر گفتگوهای مفید و ضروری، آشکار و شفاف، بدون تعارف و جدی اند. و این گفتگو ها بر عکس یک دیدگاه عقب مانده مایه کینه و عداوت و حسد و تخریب یکدیگر نیست. البته مخالفت ها جدی است. و ضمنا درک بدیهی و طبیعی بودن اختلاف وجود امکان مکالمه مستدل به جای جدل و دعوا و خشم و خراب کردن همدیگر و توهین و پشت سرگویی و انگ و عداوت نشان رشد گفتمان های مستنددر ایران است. و رشد ماست تا حدی و کمی که برای دهان مان فعلا زیاد است. 3. اتفاق خوب دیگر آن است که حرف های جدی و به درد بخوری مطرح می شود. چه طی بیانیه مستندسازان وواکنش تعدادی از آنان به جشنواره سینما – حقیقت و چه ابراز عقیده کسانی دیگر (مثلا روبرت ) که موافق آن بیانیه نبودند. در هر حال سطح مطالبات و گفتگوی معترضان و نیز کسانی که با آنان وحدت نظر نداشتند سطح و حد و اندازه ای جدی بوده و امید دارم که این حرف ها ضروری تر و جدی تر شود. 4. همین حالا من سه چهار نکته مبرم در چنته دارم که واقعا دلم می خواهد علنا مطرح و پیرامون شان بحث کنم و همه به اتفاق های زنده در فضای سینمای مستند بر می گردد. از آنجا که پاره ای از این پرسش ها در محدوده مناسبات صنفی مطرح است منطقا باید در نشست های انجمن مستند سازان مفصلا مطرح شود. پاره ای حتی جنبه تذکرات خصوصی تر و سوال های فردی تر دارد که باید با خود آن اشخاص در مورد درک شان از وضعیت سینمای مستند ما در شرایط فعلی و وظایف و رفتارهای معقول مستند سازان مطرح گردد و البته تعدادی از این پرسش ها هم خوب است به طور همگانی به مناظره و مباحثه و حتی محاجه کشیده شود. 5. دلم می خواهد به رخشان در مورد حرف هایش در آن شب دوست داشتنی بزرگداشت تهامی نژاد بگویم اصلا دور و بر آن برداشت قدیمی اش درخصوص ترس و پخ و واکنش به پخ نگردد که هیچ صحت ندارد و واقعیت اصلا مربوط تغییر وضع، تغییر درک، تغییر شیوه رفتار مطالباتی مردم و از جمله مستند سازان است. پس هر نوع برداشت انتزاعی، چپ روانه و بی ربط به موقعیت واقعی مستند سازان تنها برای محبوب القلب شدن و در مسیر آب شنا کردن و کسب کف زدن ها و کسب محبوبیت ها ی ارزان به کار می آید، نه درک نیازهای واقع بینانه مستندسازان. البته در تاریخ بیمار ما همیشه افراطی گری از هر نوعش خریدار داشته، همیشه آماده شورویران کردن و درگیری های رادیکالیسم و زمان ساختن از خودمان، کم هوشی، نابردباری، فراموش خاطری، نقد ناپذیری، باندبازی و ... نشان می دهیم. تا جایی که منتقدان از ترس رنگ وافترا جرئت بیان مخالفت شان را با ما از دست می دهند.ما تا بخواهی از تعارف خوشمان می آید. و تا بخواهی حرف رک و راست حالمان را بد می کند. و تا بخواهی از هیجان زده کردن و خریدن کف و سوت و محبوبیت شادمان می شویم. ولواین ها بهای گران دامن زدن به برداشتی خیالی، غیر واقعی، سوبژکتیو، غیر اصولی و بدون هر افق و آینده ای را در پی داشته باشد. 6. همین حرف ها را با میرطهماسب هم حول و حوش مصاحبه اش داشتم که در زمان مناسب به او خواهم گفت. چون فعلا ضرورتی نیست و شنیدم که گفتنی ها گفته شد. 7. و بالاخره میل داشتم یک مقاله مفصل نظری درباره بحث مهم انقلاب دیجیتالی، جنبش اجتماعی، توسعه حق تولید تصویر از رخدادهای روزمره زندگی و زندگی سیاسی و پدیده های نو طی تجارب بعد از انتخابات اخیر بنویسم. اما طاقت نیاورده ام و همین حالا نکته هایی را مطرح میسازم: الف: یادتان هست که از چند ماه پیش درباره تاثیر ظهور تکنولوژی در سینما (دوربین ها، صدابرداری، تدوین، پخش و ...) مدام مقاله نوشته ام؟ ب: خوب احتمالا نظرم را در مورد انقلاب دیجیتالی و اثرش در ساختار و تغییر تعریف فیلم مستند و تولید زیرمجموعه های کاملا تازه و بی سابقه در حوزه مشهور به تصاویر مستند روزمره و سینمای مستند خانگی به یاد دارید؟ ج: مناظره ( نمی دانم اسمش همین بود؟! ) من و روبرت صافاریان را هم در تلویزیون شاید عده ای به خاطر داشته باشند. [مضمون این مناظره تلویزیونی در مقالاتی که پیشتر در سایت shortfilmnews منتشر شد قابل دسترسی است. فایل PDF این نوشتهها را میتوانید در اینجا دانلود کنید. پیک مستند] در آنجا اعتقادم آن بود که توسعه تکنولوژی دیجیتال سبب توسعه دموکراسی در تولید تصویر زنده از زندگی و تقابل با اقتدار دولت و سرمایه و گسست فرهنگ از مکان و جغرافیای تحت حاکمیت دولت سرمایه می شود. و دوران تازه ای را برای تولید آزادانه از تصویر به بار می آورد. انقلابی که باید آن را باور کنیم. بدیهی است که دولت ها همیشه از تکنولوژی ها به وفور و با دست و دلبازی سود جسته اند. و آن چه مهم است اختلال در یکپارچگی و قدرقدرتی و سیطره بر تصویر در درون ما به وسیله دولت هاست. تا یادم هست روبرت در نقطه مقابل من بحث کرد و اشارات او بیشتر در نفی این توسعه دموکراسی و کسب حق دیدن سند بصری در عهد انقلاب دیجیتالی بود. و اعتقادم آن بود که روبرت با مفاهیم و قواعد دنیای مستندکه متعلق به دوران ماقبل دیجیتال است می کوشد پدیده های تازه ای را که با خود ساختارها، مفهوم ها و روابط نویی به وجود آورده اند توضیح دهد. 8. اتفاقا در مباحث اخیر روبرت و به خصوص بحث تکه فیلم همان روحیه نادیده گرفتن تاثیر رخداد دیجیتال در تغییر تعریف ها و امکان ها و مفاهیم دیده می شود. یک قرینه سازی خطا آمیز که خود را از درک انضمامی concret موضوع دور می کند و نسبت های تحول یافته را نمی بیند بر سراسر بحث حاکم است. در عصر ماقبل دیجیتال با هزار و یک دلیل تولید تصویراز رخدادهای حادی که در متن زندگی روزمره رخ می داد به عهده خبرنگاران رسانه ها می نهادند. رسانه، دوربین های گرانقیمت، فیلم های خام لازم و اکیپ و دستگاه های ضبط و احیانا گاه ماشین و سینه موبیل را در اختیار داشت. و امکانات مادی ومالی و سازماندهی حاضرکردن فوری خبرنگار وگزارشگر و تصویربرداری خبری بر سر صحنه و تامین امکانات برای او را تنها این رسانه ها می توانستند در اختیار داشته باشند و با پرداخت حقوق ماهیانه از خبرنگار / تصویربردار به فیلم های خبری ( همان تکه فیلم ها ) را طلب کنند. در این شرایط هرگز مستند سازان از تولید و ثبت و ضبط فیلم هایی که ارزش خبری داشت خود را منع نمی کردند. اما چون کارشان از الزامات و فوریت ها و قرارداد تولید فیلم خبری سریع جدا بود آنان فرصت داشتند تا با آثار و مواد بصری فراهم شده فیلم های مستند هدفمند، ساختاریافته و دارای تم های وسیع تر از فیلم خبری، توام شده با جستجوها، ریشه یابی ها و منظر منفرد و شخصی شان را بسازند و آثاری ماندگار را ارایه کنند. انقلاب دیجیتالی اینگونه فیلم ها را منتفی نکرد اما انواع گونه های نویی از آثار مستند پدید آورد که دیگر صرفا در قالب یا فیلم مستند خلاق و هنری یا تکه فیلم خبری نمی گنجند. و ما با مفاهیم کهنه و ندیدن واقعیت تغییر یافته قادر نیستیم این تحول ساختاری را ندیده بگیریم. این تاثیر تحول تکنولوژیک در این ارتباطات آن است که : ــ ثبت بصری جهان پیرامون به صورت فیلم های با خبرکننده از رخدادهای زنده و تکان دهنده دیگر به هیچ وجه در انحصار خبرنگاران رسانه ها نیست. ــ آنچه در همین ماههای اخیر در ارتباط با تحرکات پس از انتخابات تجربه شد تولد ژانر تصاویر مستند موبایلی به مثابه نوعی از تصویربرداری دیجیتالی زنده از رخداد در حال وقوع است. حال صدها هزار دوربین کوچک دیجیتالی سرگرم ثبت تصویر بودند و دیگر ثبت تصویر رخدادهای عریان در پیش چشم همگان در اختیار قدرت رسمی و رسانه ای نبود. این اتفاق مفهوم خلاقیت، زندگی تصویر زنده، حق تولید تصور مستند رادگرگون میکند و با خود مباحث زیبایی شناسی، فلسفی، و حتی حقوقی و انسان شناختی تازه ای به بار آورده است. ــ همه دیده ایم که این تصاویر موبایلی در حد تکه فیلم باقی نماند و افراد آشنا با تکنولوژی آن را در کامپیوترها خانگی و لپ تاپ ها تدوین کردند. بر رویش آهنگ گذاشته، تصاور را انتخاب کردند و با منظرهای زیبایی شناسانه از حالت تکه فیلم درشان آوردند. ــ فضا و موقعیتی نو که این همگانیت و حق تولید تصویر ببار می آورد باید مورد مطالعه قرار بگیرد و با موفقیت تازه ای که ready made های دوشان را عمومیت بخشیده با عناد و لجبازی و تفکر کهنه و قواعد و تعاریف ماقبل دیجیتال برخورد نکنیم و تحول و تغییر و تاثیرات ساختاری اش را درک کنیم. ــ حالا بدیهی است وقتی تکنولوژی دیجیتال به هر فرد شرکت کننده در یک بیان آرا معترضانه حق ثبت تصویر عمل و اقدام شهروندی اش را می دهد چگونه ما حق داریم مستند ساز را محروم از این تجربه نو کنیم؟! یعنی حداقل مستند ساز حالا در مقام یک شهروند ( که در مقیاس صدها هزار سرگرم تصویربرداری است ) عمل می کند، یعنی در همان قدم اول مرز بین تولید تکه فیلم و فیلم مستند همان طور که در میان شهروندان شکست در اینجا هم می شکند و ثانیا مستند سازان حداقل در مقام همان خبرنگاران حاضر در صحنه در صحنه حاضراند و کار کسی را غصب نمی کنند. در خانه پاشان را دراز نکرده اند و ننشسته اند و افتخارات تولید کنندگان تکه فیلم بیهوده نصیب آنها نشده است. بلکه تکنولوژی خود خبرنگاران و مستندسازان را در ردیف شهروندانی که از کنش خود فیلم تهیه می کنند قرار می دهد. همه حاضرند و همه سرگرم وجوه گوناگون یک کار هستند. مسلما تمایزاتی در مرحله بعد پدیدار می شود. مستند ساز حرفه ای با بهره برداری از تخصص خود از تکه فیلم ها یک اثر هنرمندانه در می آورد. خبرنگار گزارش تصویری اش را تحویل می دهد ومیلیونها شهروند هم تصاویر خاطره انگیزی را ثبت نموده و در میان آنها عده ای هم دست به آزمون مداخله حس و سلیقه زیبایی شناسی شان در سر هم کردن و تدوین تکه فیلم هایشان می زنند.( من لااقل شاهد سه مورد بوده ام.) در این جاست که می گویم روبرت متوجه تحول بنیادین تاثیر تکنولوژی بر واقعیت ها و تغییر تعریف ها و مفاهیم و کارکرد و پراتیک مستند سازی نشده است. در واقع این یک افتراست که مستندسازان بیهوده دارند خود را در افتخارات خبرنگاران شریک می کنند و ثبت این تصاویر صرفا کار آنهاست. نه عزیزم . ثبت این تصاویر کار میلیونها شهروند است و به اندازه خود خبرنگاران که به کار خودشان مشغول بوده اند مستند سازان هم در همان صحنه حضور داشته اند و فیلم گرفته اند. و این همان تحولی است که از آن حرف زده ام. |
|
|