|
شادمهر راستین
(بدون ترتیب و بر مبنای الفبا): 1. باد دبور 2. به کجا تعلق دارم؟ 3. ترانۀ اندوهگین کوهستان 4. جمشید 5. ساز مخالف 6. کارت قرمز 7. کودک دیروز، خیال 8. و عنکبوت آمد 9. هفت فیلم ساز زن نابینا 10. همۀ مادران من
آنچه ما دیدیم سینمای مستند ایران مجبور است به هر دستاویزی چنگ زند تا ارزشهای پنهان خود را برملا کند. وقتی هنوز در نظر بسیاری از مدیران تلویزیون، حتی آنانی که مسئول تولید فیلم مستند هستند، این نوع سینما چیزی در حد راز بقا است، لازم است به اشکال مختلف، سینمای مستند ایران را چه به طور هنری و چه از طریق رسانهای به مخاطب معرفی کنیم. اما سؤال این است: مخاطب سینمای مستند چه کسانی هستند؟ بر اساس یک اصل نامعلوم و نانوشته، مخاطب سینمای مستند از گروههای خاص تحصیلکرده و روشنفکری تشکیل شدهاند که بیشتر از آنکه دغدغه سرگرم شدن داشته باشند به دنبال کسب آموزش و ارتقای سطح دانش خود هستند. با این پیشفرض، سینمای مستند محدود به فیلمهای آموزشی و گزارشهای خبری میشود، در صورتیکه میدانیم در سینمای مستند میتوان از تمامی قالبهای روایی و حتی ژانرهای سینمای داستانی بهره گرفت تا سطح آگاهی رشد و گسترش یابد. این انتقال آگاهی میتواند سرگرمکننده باشد و در نتیجه حوزه مخاطبیابی آن گسترش یابد. از اینرو مدتیست در فیلمهای مستند جهان قالبهای روایی طنز، ملودرام و حتی معمایی در فیلمهای مستند مورد استفاده قرار میگیرد تا بیننده در فرایندی مشابه سینمای داستانی جذب فیلم مستند شود. اما معرفی قابلیتهای سینمای مستند تنها محدود به معرفی ابزارها و امکانهای زبان سینمایی نیست بلکه ایجاد فضای نمایشی و تبلیغات رسانهای نیز میتواند در جذب مخاطب مؤثر باشد. بر اساس همان پیشفرضِ داشتن مخاطب خاص برای سینمای مستند فیلمسازان و تهیهکنندههای این فیلمها کمتر از ابزارهای رسانهای برای معرفی فیلمهای خود استفاده میکنند. از اینرو اعلام ده فیلم مستند «گروه مطالعات سینمای مستند» بیش از آنکه یک معیار محتوایی باشد در جهت ایجاد فضای اطلاعرسانیست تا حوزه تماشاگران فیلمهای مستند را افزایش دهد. و در نتیجه مدیران دولتی تولید مستند متوجه پتانسیل پنهان این فیلمها و سینماگرانشان شوند. از اینرو انجام چنین رفتار مشابهی از سوی دیگر گروهها و نهادهای غیردولتی و حتی صنوف میتواند تبلیغاتی مؤثر برای معرفی تولید سالانه بیش از دوهزار فیلم مستند ثبتشده باشد.
تأثیر گذر زمان در میان نزدیک به چهل فیلم فهرستشده گروه، فیلمهای تولید امسال در کنار فیلمهای تولید چند سال قبل نیز دیده میشوند که با شرط اکران سال 88 در یک جدول قرار گرفته است. آنچه برایم در نگاه دوباره فیلمها جذاب بود تأثیر گذر زمان در انتخاب فیلمهاست؛ هنوز هم که ساز مخالف، و عنکبوت آمد و کارت قرمز را میبینم نکتههای بیشتری برایم مشخص میشود که چرا جزو فیلمهای برگزیدهام هستند و برعکس مثلاً فیلم ترانه اندوهگین کوهستان را با آن شوق و حرارت ششماه پیش انتخاب نکردم. بنابراین انتخابهای سالانه بیشتر از آنکه نشاندهنده کیفیت هنری فیلمها باشند بازتابی هستند از شرایط زمانه و حالوهوای انتخابکننده. چه میشود که فیلم سرخ امسال در انتخابهای من نیست؟ شاید چون فیلمهای بنکدار ـ علیمحمدی تازگی روایی را که در سال 86 داشتند برایم از دست دادهاند. با این حال نمیتوانم تأثیر کوتاهمدت دو فیلم کودک دیروز، خیال و به کجا تعلق دارم؟ بر ذهنم را انکار کنم. شاید سال دیگر شرایط به گونهای باشد که این فیلمها در فهرست انتخابهایم قرار نگیرند. علت هرچه هست بیش از همه به ناپایداری فضایی که در آن زندگی میکنیم مربوط است، فضایی که در آن هر ارزش کیفی حتی در زمینه هنر متأثر از گذر زمان شده.
مستند ذهنی و بیادعایی کودک دیروز، خیال آخرین ساخته دلارام کارخیران جواب به همان سؤالیست که مدتها ذهن مرا به خود مشغول داشته؛ اینکه اگر واقعیت یک فرایند ذهنی باشد سینمای مستند چهگونه میتواند آن را به تصویر بکشد؟ از آن طرف سؤال دیگری که برایم در سینمای مستند مطرح بود اینکه چهگونه فیلمی بدون ادعا میتواند خود را مستند بداند؟ احمد میراحسان در توصیف فیلم به کجا تعلق دارم؟ ساخته مهوش شیخالاسلامی به من گفت فیلم بیادعاییست. اگر چه منظور او فیلمی دور از تظاهر است، اما من کلمه «ادعا» را گستردهتر دیدم چرا که فکر میکردم باید سینمای مستند ادعا و سؤالی داشته باشد که در آن مدعیست واقعیتهای پیرامون را به شکلی دیگر دیده تا مخاطب را با خود همراه کند. اما بعد از توصیف میراحسان و تعمق به مباحث تئوریک سینمای مستند متوجه شدم سینماگر مستند میتواند مدعی طرح سؤالی تازه باشد اما قطعاً مدعی پاسخ قاطعانه به آن نیست.
حسرتها و دیگر فیلمها بهشدت علاقه داشتم دو فیلم تازهبقعه (حسن بهرامزاده) و شهپیر (عبدالرضا سخایی) در فهرستم جای ویژهای میداشت. این دو فیلم نماینده واقعی جامعه ناپایدار هستند که حتی پایدارترین تفکر انسانی که همانا باور دینیست در این زمانه دچار تحول میشود. همچنین در کارگاه فیلمسازی آقای کیارستمی فیلم مستند سبز است رنگ (الهام اسدی) مستند قابل توجهیست که امیدوارم امسال امکان نمایش داشته باشد و بتواند در فهرست برگزیدگان گروه مطالعات سینمای مستند قرار بگیرد. انعکاس (نسیم نجفی) در کارگاه آموزش سینمای مستند (که توسط پیروز کلانتری، روبرت صافاریان و من در فرهنگسرای هنر برگزار شد) شاید به دلیل حضور ما در گروه مطالعات در این فهرست قرار نگرفت اما فیلمیست که آینده خوبی در سال 87 دارد؛ البته اگر فضای مناسب نمایش آن به وجود آید. از فیلمهای جشنواره نهال فیلم مستند برگزیده (در اتاق بسته ساخته رؤیا مجدنیا و علی اعلایی) فیلمی قابل اعتناست که نهتنها به خاطر موضوع آن بلکه به خاطر شکل رواییاش از تولیدات دانشجویی متعارف فراتر است. و بسیار فیلمهای دیگر که در محافل خصوصی و سالنهای نمایش خانگی دیدهام اما چون با خود پیشفرض گذاشته بودیم که فیلم مستند، فیلم اکران عمومیست، در این فهرست و مقاله با حسرت بسیار، جایی ندارند. |
|
|