|
10 بهمن 1388
ساکنان دهه شصت/هشتاد
نگاهی به فیلم مستند «ماشین روز قیامت» ساخته سودابه مرادیان
نسیم نجفی
.jpg)
اینجا ایران، منطقه جنگی، دهه شصت/هشتاد هجری شمسی. عده ای رزمنده با لباس
های راحت خانگی راه می روند و حرف می زنند، یا به جایی خیره می شوند، یا
داد می زنند، یا از حال رفته اند و تاب بلند شدن ندارند. علیرضا از همه
بیشتر حرف می زند و گویا سنش هم از بقیه بیشتر است. او یک ماشین ساخته که
می تواند دنیا را نابود کند.
«ماشین روز قیامت» نام عجیب فیلمی مستند است درباره معلولین جنگ ایران.
کودکانی که از جامعه فاصله گرفته اند و نه اینکه ذهن شان در یک زمان متوقف
شده باشد، بلکه سالها هم به عقب برگشته است. کودکانی هستند چهل ساله، سی
ساله، پنجاه ساله... بعضی از آنها شل و آهسته صحبت می کنند و بعضی تند و
جویده. همه درباره جنگ حرف می زنند و آخرین زمانی که خوب به خاطر دارند
دوران جبهه است. علیرضا که بیشتر از همه حرف می زند حتی نمی تواند یک دقیقه
سکوت کند و وقتی درمانگر از او می خواهد پنج دقیقه ساکت باشد اول ساکت می
شود ولی بعد از چند ثانیه دوباره حرف زدن از حاجی و احمد و اصغر و روش خنثی
کردن مین و خاطرات مین گذاری و غیره را شروع می کند. او هرجا کاغذ می بیند
نقاشی یک ماشین را می کشد که نامش دیمیتری است و می گوید وقتی به امید خدا
جنگ ایران و امریکا شروع شد دگمه ماشین را می زند و دشمن نابود می شود.
موضوع جذاب است، سال ها از جنگ گذشته و مشغول زندگی مان هستیم که در یک
بعدازظهر در سالن نمایش، تصاویر گرفته شده از مرکز معلولین مثل سیلی محکم
به گوش مان می خورد...
ادامه نوشته ...
|
|
***
30 دی
1388
دغدغههای مستندسازی در سینما و تلویزیون
از زبان سازندگان مستند"
گنجینه
تتیس"

مجموعه مستند تلویزیونی گنجینه تتیس به تهیه کنندگی سعید نبی درباره
دریای خزر و سواحل آن در سال 1387 و نیمه نخست 1388 برای شبکه یک سیما
تولید و در پائیز امسال پخش شد. کارگردانهای بخشهای مختلف مجموعه،
عوامل تولید و تهیهکننده مجموعه درنشستی در خبرگزاری دانشجویی ایران
(ایسنا) درباره تک تک فیلمها و درباره مشکلات مستندسازی کشور به
گفتوگو نشستند. این گفتوگو در دو قسمت در 23 و 25 دی ماه روی سایت
ایسنا قرار گرفت. متن کامل دو قسمت را در زیر میخوانید.
ده هنرمند عرصهی مستند و سازندهی مجموعهی «گنجینه تتیس» با حضور در
خبرگزاری دانشجویان ایران از روند ساخت این مستند، دغدغههای هنری و مشكلات
ساخت مستندهایی با موضوعات زیست محیطی و سرزمین ایران سخن گفتند.
فرهاد ورهرام، همایون امامی، روبرت صافاریان، سودابه مجاوری، حسن نقاشی،
فرخالدین سیدی، سعید نبی (تهیه كننده و كارگردان)، دكتر اصغر عبدلی (محقق
و استاد دانشگاه)، رضا تیموری (تصویربردار)، احمدرضا طاعی(صدابردار)،
شركتكنندگان این نشست بودند...
ادامه نوشته ... |
|
***
30 دی
1388
پاسخ به یک شبهه
چرا سینما حقیقت را تحریم، امّا با نهادهای دیگر کار
میکنند؟
احمد میراحسان
یک برداشت چپ روانه افراطی با یک برداشت متحجر و راست روانه و مستبد و
اقتدارگرا خیلی اوقات به یک راه حل می رسند. از زمان اعتراض و بیانیه مستند
سازها تا امروز بارها مواجه با این دو برداشت بوده ام. فعلا از موش دوانی
افراد بیمار که اسم مستعار بر می گزینند و در پشت نام دیگری ظاهر می شوند
می گذرم و میپردازم به پرسش ها و برداشت ها و اختلافات منطقی میان آدم ها
که طبیعی ترین حق شان نقد همدیگر و داشتن اختلاف عقیده و سلیقه است.
یک اعتراض از زاویه چپ روانه به بیانیه تحریم مستندسازان این بوده که چرا
وقتی جشنواره سینما حقیقت را تحریم می کنند در همان حال با نهادهای دیگر
موجود کار می کنند. میگویند این یک بام و دو هواست! و این را بارها و
اخیرا به صورت مضحکی آمیخته به توهین ادامه دادند. خوب من برای پاسخ به این
پرسش ناگزیرم درک، تجربه، برداشت و وضع خودم را روشن سازم.
نسل ما در دهه پنجاه دانشجویانی درگیر آرمان و انقلاب و سوسیالیست و
درخواست های کلان و تغییرات بنیادین برابر رژیم شاه بودند. ما خواهان
انقلاب بودیم و حمل کننده ایدئولوژی های مستبد و بسته و خودمحوری بودیم که
با یک مستبد دیگر اختلاف داشتیم. مسلما مطالبات ما با ایدئولوژی رادیکال و
انقلابیگری خشونت آمیز و قهرآلودمان همخوانی داشت. بنا به آن دیدگاه ،
زندگی خواهی یک گناه بود. گواهی می دهم در آن جوّ تنها امام خمینی( ره )
بود که با ترور و مرگ طلبی و ستایش آن مخالف بودند. به هر رو تلاش برای
تغییرات جزیی و اصلاح طلبی یک اپورتونیسم و خیانت و چسبیدن کار روزمره و
تحصیل به معنای همدستی با دیکتاتوری شاه بود...
ادامه نوشته ... |
|
***
30 دی
1388
تصویربرداری از خیابانها و
فیلمسازی درباره شرایط ملتهب جامعه
پاسخ به وجوه اشتراک چند پاسخ به نوشته "چه کسانی از
رویدادهای خیابانی فیلم میگیرند؟"
روبرت صافاریان
در پاسخ مقاله
"چه کسانی از
رویدادهای خیابانی فیلم میگیرند؟" چهار پاسخ نوشته شده است که
فارغ از مسائل متفاوتی که در آنها مطرح شده است همه در یک نکته
متفقالقولند، اینکه من مستندسازان را از تصویربرداری از رویدادهای خیابانی
منع کردهام و گفتهام آنها حق ندارند از رویدادهای خیابانها فیلم بگیرند.
پرویز جاهد نوشته: "آيا میتوان با استفاده از تئوری های سينمای مستند،
سينماگران مستند را از ثبت رويدادهای اجتماعی و سياسی پيرامونشان برحذر
داشت يا برای آنها محدوده خاص و معينی تعيين کرد؟" عنوان فرعی نوشته پیروز
کلانتری هست: "پاسخ به نوشته روبرت صافاریان درباره صاحبان حقّ ثبت رویدادهای تاریخی".
سعید محصصی نوشته: "دربارهی
اینکه چرا جدای از خبرنگاران دوربینبهدست، خود مستندسازان هم در چنین
احوالی باید حق داشته باشند دوربینهای خود را به خیابان ــ اما نه تنها
به خیابانــ بیاورند، پیروز کلانتری و پرویز جاهد به میزان کافی سخن
گفتهاند". و احمد میراحسان میپرسد: "وقتی تکنولوژی دیجیتال به هر فرد
شرکت کننده در یک بیان آرا معترضانه حق ثبت تصویر عمل و اقدام شهروندی اش
را می دهد چگونه ما حق داریم مستند ساز را محروم از این تجربه نو کنیم؟!"
امّا نکته این است که در نوشته من کلمهای درباره حق مستندسازان یا کس
دیگری درباره تصویر گرفتن از رویدادهای خیابانی وجود ندارد...
ادامه نوشته ... |
|
***
20
دی 1388
به
بهانه نمایش فیلم مستند تهران در عکس در خانه هنرمندان
مبنای
پژوهشی فیلم تهران در عکس
تحول
تهران و تحول عکاسی
روبرت
صافاریان

تهران در عکس
فیلمی است از مجموعه “تهران در هنرها” که در سال 1386 به سفارش “سازمان
فرهنگی هنری شهرداری تهران” و “موسسه تصویر شهر” توسط هفت مستندساز ساخته
شد. از همان ابتدا که ساخت یکی از قسمتهای این مجموعه به من پیشنهاد شد،
بدون دودلی تصویر تهران در عکاسی را انتخاب کردم، به این سبب که از یک سو
عکاسی کرده بودم و عکاسی از شهر (و نه تنها تهران) برایم جالب بود و از سوی
دیگر از اینکه تا صحبت عکسهای تهران میشود، فوری با یک نگاه رمانتیک و
نوستالژیک (و سادهانگارانه) تنها به یاد عکسهای تهران قدیم میافتیم،
ناراضی بودم و فکر کردم میتوانم در فیلمی که میسازم به این موضوع نیز
بپردازم. به هر رو، وقتی پروژه و ساخت فیلم تهران در عکس توسط من
قطعی شد، بعد از تامل و تحقیق اجمالی به این نتیجه رسیدم که فیلم باید شامل
تاریخچه هرچند مختصری از تصویر شهر تهران در عکس در دورههای تاریخی
گوناگون باشد و از سوی دیگر تاملاتی درباره عکاسی به طور کلّی، عکاسی از
شهر و عکاسی از تهران به طور خاص باید این تاریخچه از حالت اطلاعرسانی صرف
دربیاورند.
تصویر تهران در عکس در دورههای تاریخی گوناگون
تصویر تهران در عکس در واقع تاریخ چهار گونه تحول موازی و
درهمتنیده است که برآیندشان عکسهایی هستند که به عنوان عکسهای تهران
تماشا میکنیم:
تحول تکنولوژی عکاسی و ورود این تکنولوژی به ایران
تحول نگرش ما به عکاسی به عنوان صنعت تا تلقی آن به عنوان
هنر و از وسیله مستندسازی تا وسیله بیان هنری
تحول کالبد شهر تهران و اندازههای آن
تحول شیوههای نگاهداری و آرشیو و مصرف عکسها...
ادامه نوشته ... |
|
***
20
دی 1388
این
اتفاق های این روزهای مستند
سایتهای جدید مستند، بحثهای به در بخور، حرفهایی با رخشان بنی اعتماد و
میرطماسب، ادامه بحث سینمای دیجیتال با روبرت در پرتو شرایط روز
احمد
میر احسان
می خواهم از چند رخداد مطلوب در عرصه سینمای مستند حرف
بزنم:
1. اولین اتفاق جذاب و شیرین به راه افتادن سایت های مستند
متعدد است در این روزها.
2. و بعد این که این سایت ها بی بو و خاصیت نیستند. درگیر
گفتگوهای مفید و ضروری، آشکار و شفاف، بدون تعارف و جدی اند. و این گفتگو
ها بر عکس یک دیدگاه عقب مانده مایه کینه و عداوت و حسد و تخریب یکدیگر
نیست. البته مخالفت ها جدی است. و ضمنا درک بدیهی و طبیعی بودن اختلاف وجود
امکان مکالمه مستدل به جای جدل و دعوا و خشم و خراب کردن همدیگر و توهین و
پشت سرگویی و انگ و عداوت نشان رشد گفتمان های مستنددر ایران است. و رشد
ماست تا حدی و کمی که برای دهان مان فعلا زیاد است.
3. اتفاق خوب دیگر آن است که حرف های جدی و به درد بخوری مطرح می شود. چه
طی بیانیه مستندسازان وواکنش تعدادی از آنان به جشنواره سینما – حقیقت و چه
ابراز عقیده کسانی دیگر (مثلا روبرت ) که موافق آن بیانیه نبودند...
ادامه نوشته ... |
|
***
28 آذر 1388
نوشتههای پیاپی در مورد
بزرگداشت محمد تهامی نژاد
احمد میراحسان

يك: شبی خوش است
بدین قصهاش دراز كنید
روز 25 آذر روز قشنگ بزرگ داشتن محمد تهامی نژاد، زادروز
او، روز پژوهش و البته روز تولدوبسایت
www.vamostanad.com بود
و یك نیمروز روشن و خوش بر من گذشت و به شب كشید و با همه نشانههای زبان
رمزی راز و عالم غیباش مرا مشحون كرد از سرخوشی و دوستی و هوای پاكیزهای
كه این روزها كمتر تنفس میكنی و من از آن نشان كه تأیید هوش باطنی هستی
پنهان بود، بیشتر سرخوش و مشحون شدم و داستان سرراستش را رضا بهرامینژاد
كه جلسه را میچرخاند نقل كرد آن شب برای همه كه قبلاً از آن باخبر بودم:
زادروز وبسایتشان -ومستند- را روز پژوهش قرار داده بودند پژوهشگر ماه سیما
سینمای مستندمان، محمد عزیزمان را در این روز ارج و سپاس بنهند و وقتی به
سراغش رفتند او را حیرت زده یافتند كه از كجا این روز را اینها یافتهاند و
وقتی اینها دانستند سبب حیرت او چیست خود شگفتزدهتر مانده بودند كه یعنی
چی؟ كه آن روز بی كه بدانند زادروز محمد بود و...
ادامه نوشته ... |
|
دو: درباره نیكنفسی و مدرنیسم محمد و معنی نقد
دوستی پرسشگرانه پرسید مگر ما چقدر یكدیگر را نقد میكنیم
كه حالا لازم است این قدر بزرگداشت بگیریم. و این گفتگوی ما وقتی رخ داد كه
حرف بر سر بزرگداشت محمد تهامینژاد بود و ما داشتیم به سمت خانه سینما
میرفتیم و او نمیخواست بیاید و باید راهش را كج میكرد و از راه دیگری
میرفت كه كار داشت و البته میدانم كه لااقل به همین شكل این پرسش واضح را
از همه نمیكرد كه روزگار ما روزگار نافهمی یكدیگر و اتهام و انگ شده است و
من باور داشتم نه به سبب هر حسد و حس منفی و خودپرستی، كه به دلیل یك نگاه
مدرن و جدی كه نقد را احترام به نقد شونده میداند، چنین میپرسد و كلاً
روحیه جدی و به نظرم كمی سرد و بیحوصلهاش از سرزندگی و بازی و بازیگوشی و
جشن و سرخوش گذراندن به هر بهانه، در این دریافت و تلقیاش بیاثر نیست.
اما جدا از مسایل روانشناسانهی فردی، جداً به نظرم پرسش او قابل بررسی است
و خصوصاً در ارتباط با محمد تهامینژاد، در من حرف بر میانگیزد.
و میل دارم چند خطی در همین مورد و مرتبط به همین ارجگزاری
بنویسم. بدیهی است محمد و هر كس بنا به دیدگاهی مدرن قابل نقد است. او آن
قدر محتاط و نیك است كه از نظر پارهای به درد تجربهای غرق شده در دنیا و
گسسته از لاهوت نمیخورد.
جهان مدرن، جهان پاسخ به میل بیمهار است و محمد مهار و خویشتنداری دارد...
ادامه نوشته ... |
|
سه: پيرها و
جوانها و يك سپاس و يك پيشنهاد
پیشنهادم به انجمن مستندسازان آن است كه جلسات ماهانه یا
دوماهانه گفتگوی نسلهای مستندساز را از این به بعد برقرار كند.
همه نتیجهی این نوشته همین نكته است كه در آغاز گفتهام.
آنجا، آن بالا، در یك صف تابان و چشمپوشی ناپذیر، كسانی نشسته بودند كه
جوان به شمار نمیآمدند و داشتند حرفهایی میزدند كه انبوه جوانها، با
اختیار و آزادی و علاقه داشتند گوش میدادند و بر افسانهی ناممكنی گفت و
گوی پدران و مادران با دختران و پسران خط بطلان میكشیدند. بزرگداشت محمد
تهامینژاد در خود یك راه روشنی را نهفته دارد كه خوب است برجسته شود.
اینكه چگونه بر خلاف داستان جعلی جدال یكسویه پیرمردها و جوانها، مكالمه
و پیوند و نیروگیری از یكدیگر و داد و ستد و تجربه و زندگی و سرزندگی و
نوآوری هم میتواند در میان نسلها برقرار باشد و تأكید غلوآمیز بر دعوای
پدران و پسران و پدركشی و سهرابكشی تنها نمادی از فرهنگ خشونتبار قابل
اصلاح باید شمرده شود.
چرا باید واقعگرا بود و جنس و ریشهی این جدل را دستكم در
تاریخ ما و زندگی اجتماعی ما،شناخت و به نقد آن پرداخت و برای غلبه سویهی
عقلانی و زدودن روابط جهالتبار اقدام كرد و تصویر درستی از رابطهی نسلها
ارائه داد؟ و چرا جلسهی كوچك گرامیداشت یك آدمی كه سالها را خورده و
بلعیده و حال از خود تصویر روشنی در ذهنهای جوان به جا نهاده میتواند در
این راه درسآموزمان باشد؟...
ادامه نوشته ... |
|
چهار: آقای
شفیع آقامحمدیان خطابم به شماست
ابراهیم مختاری كه داشت حرف میزد، من داشتم در دلم میگفتم
كاش بچهها، آقای وزیر و مسئول بنیاد فارابی و معاون وزیر و به ویژه به
ویژه شفیع آقامحمدیان و همراهانشان را و نوآمدگان مركز گسترش سینمای مستند
و تجربی را به این جلسه دعوت میكردند. و وقتی در پایان دانستم كه
آقامحمدیان در جلسه حضور داشت، هم خوشحال شدم و هم فكر كردم اگر از او
میخواستند لحظههایی بیاید و وسط همان مستندسازان آن بالا بنشیند و به
صحبتهایشان و خواستهایشان و پرسشهایشان پاسخ دهد، چقدر خوب بود و بعد هم
گفتم یادم باشد به انجمن پیشنهاد كنم جلسهای برای گفتگو بگذارد. گفتگوی
بدون دروغ، بدون تعارف و نیز بدون دعوا، و كاملاً محترم با مسئول سینمای
مستند كشور. اما چرا؟
مختاری داشت حرف میزد و من داشتم فكر میكردم اگر خود
مسئولی زیسته در فرانسه و بنا به ادعای آقای شمقدری تحصیل كرده در آنجا
میبودم واكنشم به این صحبتها چه بود؟
محمد تهامینژاد پرسیده بود ما چه كرده بودیم و شرح مصائبش
را، رنج خانوادهاش را، ستمی كه بر او بیهوده رفته بود، آن رفتار
مستكبرانه و كبرآلود و خشونتبار و آن حكمروایی ناعادلانه و تبعید و زندگی
در تبعیدش را سالهای اول انقلاب شرح داده بود و فرو پاشاندن اتاق
كارگردانها را كه همینهایی بودند كه حالا آن بالا نشسته بودند و
تهامینژاد نمیدانست چه كرده بود كه مستوجب آن رفتار آنهم خصمانه و
ناعادلانه با دعوی دفاع از دین و خدا و دین خدا بود...
ادامه نوشته ...
|
|
***
28 آذر 1388
مستندسازان ايرانی و
نظريه پردازی در زمينه فيلم مستند
نقدی بر
مقاله
"چه کسانی از رویدادهای خیابانی تصویر میگیرند؟" نوشته روبرت صافاريان
پرویز
جاهد
(به
نقل از "وبلاگ پرویز جاهد")
دوستم
روبرت صافاريان، منتقد ارزشمند و با شعوری است و از معدود کسانی است که من
به درک سينمايی درست و استقلال انديشه اش ايمان دارم. اما روبرت در ماههای
اخير نظريهپرداز سينمايی طيف کوچکی شده است که به مخالفت با حرکت
هشداردهنده و اعتراضی جمع کثيری از سينماگران مستند که بيانيه تحريم
جشنواره سينماحقيقت را امضا کرده بودند، برآمدهاند.
من خود با
اينکه فيلمی(ماريا، قراول صلح ۲۴
ساعته) برای جشنواره سينما حقيقت فرستاده بوده و هنوز از سرنوشت آن و تصميم
هيئت انتخاب اين جشنواره در مورد اين فيلم بی اطلاع بودم، اين بيانيه را
امضا کردم که متاسفانه امضای من تنها در پای نسخه انگليسی اين بيانيه درج
شد. بعد از آن هم در مقالهای با عنوان
«مستندسازان ايرانی و حقيقت سينمای مستند» شرح مفصلی بر اين بيانيه و
اهداف آن نوشتم و انگيزهام از نوشتن اين يادداشت، تنها واکنشی به مقاله
اخير روبرت با عنوان
« خبرنگاران تصویربردار یا مستندسازان» است که در سايت سينمای مستند به
چاپ رسيده. مقالهای که به اعتقاد من دارای يک تناقض تئوريک برجسته است که
من سعی میکنم در اينجا اين تناقض را بشکافم.
روبرت از
معدود منتقدان و فيلمسازان مستندی بود که به مخالفت علنی با بيانيه تحريم
مستندسازان پرداخت و آن را امضا نکرد...
ادامه نوشته ...
|
|
***
11 آذر 1388
چه کسانی از رویدادهای خیابانی تصویر میگیرند؟
خبرنگاران تصویربردار یا مستندسازان؟
روبرت صافاریان
بحث درباره تحریم جشنواره سینما حقیقت از سوی شمار کثیری از مستندسازان
ادامه دارد و یکی از مباحثی که در این میان مرتب مطرح میشود این است که
مستندسازان هستند که وقایع بزرگ تاریخی را ثبت میکنند. البته در این بحث
معمولاً دو موضوع با هم خلط میشود: یکی “ثبت سندهای ارزشمند از واقعیتهای
جامعه ایرانی” یا “ارائه تصویری واقعی و منصفانه از جامعه” و دیگری که اخص
از اولی است “ثبت رویدادهایی مانند جنگ و انقلاب”. این دو اگر چه به هم
مربوطند امّا هر یک قانونمندیهای خاص خود را دارد. ارائه تصویری از جامعه
ملتهب امروزی فارغ از تصویربرداری از تظاهرات خیابانی یا با استفاده از
ماتریالی که در این زمینه از رسانهها پخش شده است نیز ممکن است. تنها به
عنوان یک نمونه اشاره میکنم به فیلم مستند کیارستمی به نام “قضیه: شکل
اول، شکل دوم” که یکی از سندهای مهمی است که درون جامعه ایرانی را در یکی
از ملتهبترین دوران خود نشان میدهد بدون اینکه هیچ تصویری از آنچه در
خیابانها روی میداد در آن باشد. امّا تصویربرداری از رویدادهای خیابانی
چیز دیگری است. در این مورد با دو سوء تفاهم که به صورت آشکار یا تلویحی
مطرح میشوند روبهرو هستیم...
ادامه نوشته ... |
|
***
11 آذر 1388
نگاهی به مستند سرزمین گمشده
وقتی سینما گم می شود
مهرداد فراهانی
دستمایه فیلم سرزمین گمشده، جستجو در زاویه ای تاریک و نامکشوف از
تاریخ سیاسی معاصر ایران است: فروپاشی فرقه دموکرات آذربایجان ایران در
سال1326 و فرار رهبران و جمع کثیری از اعضای این فرقه به شوروی سابق و
عاقبت تلخ ایشان در آن سرزمین که چیزی نبود جز غربت و آوارگی و حبس و تبعید
به سیبری.ساختار فیلم، ترکیبی از مصاحبه های فیلمساز با آخرین بازماندگان
این فرقه - که اغلب ساکن جمهوریهای آسیای میانه هستند – و فیلم های آرشیوی
به جا مانده از آن دوران است. فیلم فاقد گفتار متن است. .... موساییان با
صرف وقت و هزینه برای پیدا کردن آخرین بازماندگان فرقه و دستیابی به
فیلمهای آرشیوی آن ایام این حکایت از یاد رفته را جانی تازه بخشیده است.
سرزمین گمشده، پس از فیلم تهران انار ندارد (مسعود بخشی)، دومین مستندی
است که در سال جاری اکران میشود. این اتفاق از دو جهت فرخنده است.اول آن
که این روند رفته رفته عامه مخاطبان را با فیلم مستند آشنا می سازد و بر
تعداد علاقه مندان این نوع سینما می افزاید. دلیل دوم، تفاوت سبک و سیاق
این دو مستند است. این تفاوت سبب می شود تا مخاطبانی که از دریچه تهران
انار ندارد با سینمای مستند آشنا شدهاند با چشم انداز متفاوتی از این نوع
سینما روبرو شوند. عمده انتقادات من به فیلم سرزمین گمشده از همین جا نشات
می گیرد.....
ادامه نوشته ... |
|
***
11 آذر 1388
فیلم و “تکه فیلم”
روبرت صافاریان
تا به حال هیچ به مفهوم “تکه فیلم” به عنوان مقولهای جدا از “فیلم” فکر
کردهاید؟ منظور از تکه فیلم، تصویر متحرکی است که با دوربین روی نگاتیو یا
نوار ویدئویی یا هارد دیسک ضبط شده و ممکن است از چند ثانیه تا چند دقیقه
طولش باشد و فارغ از اینکه تدوین شده یا در یک کار هنری جا گرفته باشد،
هستی مستقل پیدا کرده و به زندگی خود ادامه میدهد. این فیلمها و تصویرهای
متحرک با گذر زمان به تدریج غربال میشوند و برخی از آنها به سبب جذابیت
درونی خود و همین طور به سبب تکرار بیشترشان در یادهای میمانند و به نشانه
یک واقعه یا دوره تاریخی بدل میشوند. به چند دقیقه تصویری که از واقعه روز
هفدهم شهریور سال پنجاه و هفت در میدان ژاله یا شهدای امروز به جا مانده
فکر کنید. یا به تصویر انبوه جمعیت تظاهرکننده روی ساختمان نیمهتمام
خیابان آزادی. این تصویرها فارغ از اینکه در چه فیلمی قرار بگیرند به یاد
میمانند و همیشه نیرومندتر از فیلمی هستند که ممکن است در آن مورد استفاده
قرار بگیرند. به تدریج آن واقعه تاریخی با همین تکتصویرها شناخته میشود و
اینها بدل میشوند به نشانه و نماد آن واقعه تاریخی و هرچند تنها گوشهای
از یک واقعیت و رویداد بسیار گسترده و فراگیر هستند، امّا این قابلیت را
دارند که گاه تمامی یک رویداد یا یک دوره تاریخی را نمایندگی کنند...
ادامه نوشته ... |
|
***
4 آذر 1388
نقد فیلمهای مستند به نمایش در آمده در
سومین جشنواره سینما حقیقت
قسمت
دوم
سومین دوره جشنواره
"سینما
حقیقت"
با رونق کمتر امّا به هر رو برگزار شد و فارغ از موضع هریک از ما درباره
درستی یا نادرستی تحریم این جشنواره تعدادی ساختههای جدید مستندسازان
ایرانی در آن به نمایش درآمد. در چند نوبت نقد تعدادی از این فیلمها را به
نقل از بولتن جشنواره میخوانید:
چراغی كه روشن شد
/
بابك بهداد
هشت بهشت /
ستاره سماوی
خاک حافظه /
مسعود امینی تیرانی
مسیر بودن /
كاوه بهرامی
روز پایان /
نرگس آبیار
وایو /
مینا مشهدی
|
|
***
30
آبان 1388
نقد فیلمهای مستند به نمایش در آمده در
سومین جشنواره سینما حقیقت
قسمت یکم
سومین دوره جشنواره
"سینما
حقیقت"
با رونق کمتر امّا به هر رو برگزار شد و فارغ از موضع هریک از ما درباره
درستی یا نادرستی تحریم این جشنواره تعدادی ساختههای جدید مستندسازان
ایرانی در آن به نمایش درآمد. در چند نوبت نقد تعدادی از این فیلمها را به
نقل از بولتن جشنواره میخوانید:
دهکده جهانی
/
امیر جغتائی
قاب سرد
/ حامد خسروی
قلب من پر از عروسک است
/
بهروز غریب پور
عکس ناتمام بهمن جلالی
/
تورج ربانی و عمید راشدی
|
|
***
30 آبان 1388
نوشته هادی آفریده را در این باره که فیلم او "نقل گرد آفرید" هم باید در
فهرست فیلمهای مطرح سال 1387 جای گیرد عیناً میخوانید. درباره فهرست
فیلمهای مطرح سال و اینکه چرا به نظر میرسد که این شیوه مناسبی است برای
نجات دادن فیلمهای مستند از فراموشی در یادداشتی که همراه نامه علیرضا
دهقان نوشتم، توضیحاتی دادم که دیگر نیازی به تکرار آنها نمیبینم و داوری
درباره داوریهای هادی آفریده را مانند این که پیک مستند "...
با چراغ های خاموش یه دفعه تصمیم به انتشار همچین لیست شتابزده ای..." کرده
و "... در مورد بعضی از فیلم ها احساس نوعی مصلحت اندیشی در بین دوستان و
راضی نگاه داشتن روابط و دوستی ها حس می شود و انگار این لیست نه توسط گروه
مطالعات سینمای مستند بلکه انگار توسط یک اندیشه و نگاه انتخاب شده..."
(کدام اندیشه و نگاه؟) به خواننده وامیگذارم
.
باز از دوستان دعوت میکنیم که اگر فیلمی میشناسند که به گمانشان جایش در
فهرست یادشده خالی است نظر خود را برای ما بفرستند.
ر. ص.
منصف باشیم ، در کنار هم باشیم، نه رو به روی هم
هادی آفریده
سایت "پیک مستند" و گردانندگان فهیمش را دوست دارم اما به چند دلیل دیگر
تصمیم نداشتم برای "پیک مستند" یادداشت بنویسم.
دلیل یک: دوست جوان عزیز فیلمساز و منتقد که به "پیک مستند" یادداشت می داد
در جمعی گفته بود، اگر هادی آفریده به "پیک مستند" یادداشت دهد من دیگر
یادداشت نمی دهم و چون آن دوست فیلمساز و آثارش برای من بسیار قابل احترام
است نخواستم او را دل گیر کنم.
دلیل دو: یکی دو بار یادداشت هایم را به سایت ایمیل کردم اما منتشر نشد. پس
مجبور شدم یادداشت هایم را در سایت ها و مجلات دیگر منتشر کردم.
دلیل سه: یادداشت نوشتن، گفت وگو و نقد کردن همکاران و دوستان فیلمساز در
این فضای پر سوء تفاهم عاقبت خوشی ندارد. پس ترجیح می دهم بر دوستان
بیفزایم تا کسی را آزرده کنم.
دلیل چهار: بیشتر مشغول مستندسازی بودم.
اما یادداشت مستندهای مطرح سال شما باعث شد که بعداز مدتها برای "پیک
مستند" دوباره دست به قلم شوم.
نخست احترام می گذارم به آن فیلمهایی که به عنوان فیلم مطرح انتخاب کرده
اید و باید بگویم که با بیشتر آن انتخاب با شما هم نظر هستم. البته نمی
دانم دقیقا این انتخاب ها توسط چه فرد یا افرادی انجام شده است. بگذریم ...
اما لازم به یاد آوری می دانم که مطرح کنم هر چقدر از بنده و فیلم های بنده
خوشتان بیاید یا خوشتان نیاید نمی توانید مستند "نقل گردآفرید" را به همین
سادگی نادیده بگیرید و حذف کنید...
ادامه نوشته ... |
|
***
20 آبان 1388
متن فیلم مستند گفت و گوی مسعود بهنود با ابراهیم گلستان
بهنود: جامعه روشنفکری شمارو شریک شاه می دید
گلستان: خب به جهنم که می دید
خیلی ها خواسته اند از ابراهیم گلستان فیلم مستند بسازند و گلستان به روال
معمول خودش همه را سر دوانده تا سرانجام پذیرفته جلوی دوربین بهنود بنشیند.
بخشهایی از مصاحبه مفصل مسعود بهنود با ابراهیم گلستان در قالب فیلم مستند
سادهای که بنیادش همین گفت و گوست به اضافه تکههایی از برخی از فیلمها.
متن زیر پیاده شده این گفت و گو و گفتار فیلم است که بهنود آنها را نوشته و
خوانده است.
مسعود بهنود (گفتار متن):
مصاحبه با ابراهیم گلستان را از کجا باید شروع کرد؟ قصه نویس، منقد اجتماعی
و فیلم ساز؛ به ویژه سازنده فیلم های مستند که هفتاد سال را با چشم باز به
دنیا و به تحولات آن دقیق بوده. با وی از هزار نکته می توان گفت و شنید.
دراین گفت و گو که در سال 1387 در «ویک هرست پارک»، محل زندگی اودرجنوب
جزیره انگلستان فیلم برداری شده از امروز آغاز کرده ایم، ازحال.
مسعود بهنود:
اگرالان شما درحال ساختن فیلم مستند بودید چناکه آن موقع برای کیش، مارلیک،
برای جواهرات ساختید... اگرالان هم مشغول همون کار بودید برای انرژی اتمی
می ساختید؟
ابراهیم گلستان:
اگرمی گذاشتند واضحه که می ساختم. اگر می خواستم،اگر پولش رو داشتم. من تا
وقتی که پول داشتم این کارها رو می تونستم بکنم. وقتی پول نداشتم که نمی
تونستم این کارها رو بکنم...
ادامه مصاحبه... |
|
***
20 آبان 1388
نامه کارگردان فیلم نخل درخت زندگی و توضیحی درباره فهرست فیلمهای
مطرح سال 1387
روبرت صافاریان
سلام
در “پیک مستند” خبری از شما خواندم مبنی بر انتخاب برترین مستندهای سال که
از بین 46 فیلم انتخاب کردید.
نمیدانم معیار شما برای انتخاب 46 فیلم چه بوده است، امّا فکر میکنم در
حق فیلم نخل درخت زندگی که سال گذشته در تمام جشنوارههای معتبر سال (خانه
سینما، سینما حقیقت، رشد، رویش، ستایش، رحمت، فیلم کوتاه تهران، و ...)
حضور داشته و 5 جایزه از آنها گرفته است بیانصافی شده است.
علیرضا دهقان
این متن نامهای است که علیرضا دهقان با ای میل برای ما فرستاده است. و
احتمالاً حق با اوست. به این سبب میگویم احتمالاً، که فیلم او را
ندیدهام. بسیاری از دوستانی که سینمای مستند ایران را دنبال میکنند و
درباره آن مینویسند همه فیلمهای مستند تولید شده در سال را نمیبینند و
بنابراین هیچ بعید نیست فیلم خوبی از دیده آنها بیفتد. آیا به این دلیل
باید از خیر انتخاب بهترینهای سال سینمای مستند ایران گذشت؟ این پرسشی است
که برای اعضای گروه مطالعات مستند هم پیش آمد و یکی از دلایلی بود که باعث
شد آنها از انتخاب بهترین مستندهای سال 1387 بگذرند. امّا من گمان میکنم
با آگاهی به مشروط و نسبی بودن این انتخابها، باید آنها را ادامه داد،
چرا که هر چند بعید نیست به قول دهقانی در حق بعضی از فیلمها بیانصافی
شود، امّا در مجموع توجه عمومی را به فیلمهای مستند بیشتر میکند، به حال
و روز سینمای مستند مفید است و البته برای شیوههای انتخاب و کاستیهای آن
نیز باید فکری کرد.
فکری که من کردم این بود که این فهرست و انتخابهای شخصی خودم را منتشر
کنم. حسن انتشار فهرست فیلمهای مطرح سال این است که نشان میدهد
انتخابهای من از میان چه فیلمهایی بودهاند و در واقع من همه فیلمهای
سال را ندیدهام. پرسش این است که آیا به قدر کافی فیلم دیدهام. شاید
واکنشها به انتشار عمومی فهرست تا حدودی این را روشن کند. من گمانم این
است که دیدن این تعداد فیلم مبنای قابل اتکایی است. فیلمهایی که به این
فهرست راه پیدا کردهاند آنهایی هستند که در جشنوارههای مورد توجه قرار
گرفتهاند یا دست کم دو تن از دوستان آنها را دیده و پیشنهاد کردهاند.
جنبه اثباتی این فهرست از جنبه سلبی آن مهمتر است. یعنی فیلمهایی که در
این فهرستاند به هر رو فیلمهای مطرحی هستند، امّا این به آن معنا نیست که
فیلمهایی که در آن نیستند فیلمهای خوب یا مطرحی نیستند. شاید بتوان با
انتشار این فهرست و به بحث عمومی گذاشتن آن در یک سایت یا وبلاگ بتوان به
نتیجه بهتری دست پیدا کرد. به هر رو من گمانم وجود چنین فهرستی به عنوان
راهنما برای کسانی که هم اینک یا در آینده بخواهند با تولیدات مستند ایران
در سال بخصوص آشنا شوند، بهتر از نبود آن است. نه امروز و نه در آینده
هیچکس همه فیلمهای مستند سال را که تعدادشان بسیار زیاد است نمیبیند و
باید راههایی جست برای اینکه اگر کسی مایل بود تصویری کلی از فیلمهای آن
سال داشته باشد، مرجعی کم و بیش معتبر داشته باشد.
همین جا از خوانندگان “پیک مستند” دعوت میکنم فیلمهایی را که به نظرشان
میتوانستند در این فهرست باشند امّا نیستند اعلام بکنند. البته بهتر است
دوستان فیلمساز فیلمهای خود را معرفی نکنند. یکی از معیارهای فهرست اعلام
شده هم این بود که فیلمهای تنظیم کنندگان فهرست در آن منظور نشوند.
فهرست فیلمهای مطرح سال 1387 را کامل کنید
اسامی فیلمهای موردنظر خود را به ما ای میل کنید:
info@peykemostanad.com |
|
***
20 آبان 1388
سایت “رای بن مستند” کار خود را شروع کرد
www.rybondoc.com
سایت جدیدی با موضوع سینمای مستند کار خود را آغاز کرده است. امیرحسین
ثنائی که سردبیر یا مدیر این است درباره اهداف و انگیزههای خود نوشته است:
“قصه ی پر غصه ی عدم اکران فیلم های مستند، نبود کتاب خانه و فیلم خانه ی
تخصصی، نبود نشریه ی اختصاصی، عدم حمایت از سینمای مستند، محدودیت های
رسانه ای و ... حکایت دردهای همیشگی این سینماست، که با تمام اهمیتی که
دارد به دلایلی واضح همواره خواسته اند تا به غایت مهجور بماند. به همین
دلایل اگر نقد، یادداشت، گفت و گو و
...
پیرامون سینمای مستند نگاشته شود، یا از روی محافظه کاری جایی برای انتشار
پیدا نمی کنند، یا تکه تکه شده و هر کدامشان در گوشه ای گم و گور می شوند و
از دید خواننده اش پنهان می مانند و یا آرشیوی وجود ندارد تا دوباره سروقت
شان رفت و به هر بهانه ای مرورشان کرد. رای بُن مستند، برای ما از دل همین
نیازها و پرسه زنی ها شکل گرفته است. به همین بهانه است که در کنار انتشار
نوشته ها و مطالب جدید، مطالب گذشته یا فهرست شان را نیز به عنوان بخشی از
تاریخ سینمای مستند در این جا مورد بازخوانی قرار خواهیم داد.
.... ”
در جای دیگری در بخش “درباره ما” این پرسش مطرح شده است:
“در حال حاضر سالانه چه تعداد فیلم مستند در کشورمان تولید میشود؟ سینمای
مستندمان در جهان چه جایگاهی دارد؟ منابع مطالعاتی سینمای مستند کدامند؟
کدام فیلم، کجا نمایش داده میشود؟ سهم سینمای مستند در رسانهها چه اندازه
است؟ اهالی سینمای مستند در حال حاضر به چه فعالیتی مشغولند؟
صدها پرسش از این دست برای بسیاری از علاقهمندان سینمای مستند بی جواب
میماند. روز به روز بر تعداد تولید فیلمهای مستند افزوده میشود؛
فیلمهایی که برای امروز است و فرداها؛ تأملی دارد بر زندگی و شناخت از
جامعه. رویدادهای سینمای مستند همواره مورد بی توجهی قرار گرفته و بخش
عظیمی از ساخت فیلمها و فعالیتها از دید عموم، اهالی سینما، محققین و
پژوهشگران پنهان مانده است. کمتر فیلم مستندی به نمایش عمومی درمیآید و به
ندرت مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. رای بُن مستند تلاش میکند با نگاهی
پژوهشی بازتاب کوچکی از این سینما باشد”.
برای امیرحسین ثنایی و همکاران او آرزوی موفقیت میکنیم و امیدواریم “رای
بن مستند” پایدار بماند.
لینک به متن کامل نوشتههای که از آنها نقل قول کردیم و یکی از نقدهای
منتشر شده در سایت:
ما مستندسازیم ... یادداشتی
برای آغاز /
امیر حسین ثنائی
پنهان ز ديده ها و همه ديده ها از اوست / توضیحات بخش “درباره ما”
تهران هیچ چیز ندارد یا چگونه می توانیم مخاطب خودمان را مسخره کنیم
/ نقد فیلم تهران انار ندارد / هادی علی پناه |
|
***
16 آبان 1388
بهترین مستندهای ایرانی سال 1387
روبرت صافاریان
در اوائل سال گذشته اعضای گروه مطالعات سینمای مستند با تماشای تعداد قابل
ملاحظهای از فیلمهای سال 86، فیلمهای برگزیده خود را انتخاب و اعلام
کردند. حاصل کار پروندهای بود که در ماهنامه فیلم و همین طور در "پیک
مستند" منتشر شد. نتیجه آن انتخاب و شیوه انتخاب فیلمها را میتوانید در
اینجا بخوانید. امسال هم به
همان شیوه فیلمهایی را دیدیم، امّا سرانجام از گزینش و اعلام آن به صورت
گزیدههای گروه منصرف شدیم. برخی از دوستان اصولاً با شیوه نمره دادن مشکل
داشتند و برخی دیگر به دلایل دیگر با انجام این کار مخالف بودند. نوشته
شاهکارهای سر زا رفته که در دو قسمت ارائه شد (قسمت
یکم / قسمت دوّم) اظهار
نظرهای احمد میراحسان درباره برخی از فیلمهای سال 87 است. من هم فیلمها
را دیدم و انتخابهایم را کردم. این نوشته یادداشت کوتاهی است که در آنها
کمابیش درباره فیلمهای مورد علاقهام صحبت کردهام. امروز بیش از پیش به
این اعتقاد رسیدهام که دو گرایش عمومی آیزنشتینی و بازنی با وجود تحولات
تکنولوژی صدا و تصویر به حیات خود ادامه میدهند و سلیقههای سینمایی
بنیادی را میتوان با این ملاک که به کدام یک از این دو شیوه بیشتر گرایش
دارند، بازشناخت.
این فیلمهای منتخب من:
1. اینجا تهران است
2. خانه خراب
3. حیاط خلوت خانه خورشید
4. گم و گور
5. طلب خیر
6. طرقه
7. سو
8. 444 روز
9. شمارش معکوس
10. آسمان سیاه شب
(فهرست
فیلمهای مطرح سال 87 که انتخاب بالا از میان آنها انجام گرفته است)
و این هم یادداشتی که برای این فیلمها نوشتهام:
گرایشهای بازنی و آیزنشتاینی در مستندهای ایرانی
سال 87
|
|
***
16 آبان 1388
نگاهی به مجموعه مستند روشنان آسمانی به کارگردانی
محسن رمضانزاده و مظلومیت مستندهای علمی عامهفهم
ضیافت علم و هنر
مهرداد فراهانی
این نوشته در دوره فترت چندماه پیک مستند به دست ما رسید و به موقع در
منتشر نشد. امّا از آنجا که موضوع مطرح شده در آن یعنی مظلومیت مستندهای
علمی عامهفهم موضوع مهمی است و مسائل این گونه مستندها ادامه دارد، آن را
در سایت میگذاریم و منتظر کارها بهتر سازندگان آن در این زمینه هستیم.
نبود تبلیغ و معرفی مناسب و اختصاص زمان های پخش نامطلوب و درنتیجه عدم
مواجهه مخاطبان با یک گونه مهم سینمایی،گویا تقدیر محتوم اغلب مجموعه های
مستند ایرانی است. یکی از آخرین قربانیان این نگاه غیر کار شناسانه مسئولان
رسانه ملی به فیلم مستند، مجموعه پنج قسمتی روشنان آسمانی به کارگردانی
محسن رمضانزاده بود که در ایام عید نوروز و قیل وقال سریال های کمدی به روی
آنتن شبکه چهار رفت. گر چه این مجموعه به دلایل ذکر شده قبول عام نیافت اما
خوشبختانه آن قدر حرفه ای و مطابق استاندارد جهانشمول مستندهای تلویزیونی
ساخته شده بود که از چشم علاقه مندان سینمای مستند پنهان نماند. محبوبیت
روشنان آسمانی تنها به طرفداران سینمای مستند محدود نماند و گروه دیگری را
نیز در برگرفت: دوستداران نجوم. علت این بود که درهر قسمت از این مجموعه
یکی از بناهای شاخص معماری ایران - نظیر آتشکده نیاسر،کعبه زرتشت یا گنبد
قابوس- از منظر کاربرد نجومی و تقویمی مورد کند و کاو قرار می گرفت.
کارگردان این برنامه به خوبی دریافته بود که بیننده امروزی دیگرحوصله دیدن
مستندی درباره یک سازه باستانی – ولو باعالمانه ترین وجامعترین تحقیق- که
تنها بر کارکرد معمارانه آن بنا تمرکز کند را ندارد و در پی فیلمی است که
...
ادامه نوشته ... |
|
***
9 آبان 1388
نگاهی به فیلم مستند خواب ابریشم ساخته ناهید
رضایی به بهانه نمایش آن در خانه سینما
دخترهایی که نقاب ندارند
نسیم نجفی
چه چیزی باعث می شود آنچه را که در دنیای واقعی زندگی می کنیم و در آن غرق
هستیم، وقتی در فیلم مستند می بینیم این چنین تحت تاثیر قرار گیریم؟ مدت ها
پیش یکی از همکاران منتقد سینما وقتی می خواست دلیلش را برای دوست نداشتن
مستند بگوید گفت چه فایده ای دارد نشان دادن زندگی واقعی مردمی که هر روز
خودمان داریم می بینیم؟ هنگام تماشای اغلب فیلم های مستند یاد این جمله می
افتم و از چنین دیدگاهی تعجب می کنم. حتی در مستندهایی که دربارة فاجعه ای
جنایی نیستند که از زندگی روزمره من کاملا جدا باشند، مستند اصلا به معنی
تصویر تکراری آنچه اطرافمان می گذرد نیست، بلکه نگاهی تحقیقی ست که به یک
تلقی منتهی می شود و حال باید به دنبال ساختاری بود تا آنچه برداشت نموده
ایم را به مخاطب فیلم منتقل کنیم.
مستند خواب ابریشم فیلمی ست گفت و گو محور و اتفاقا همان سروکار داشتن با
عده ای آدم معمولی ست که به قول آن همکار عزیز دائما در اطرافمان می بینیم.
اما پس تاثیرگذاری فیلم از کجاست؟ فیلم از یک موقعیت معمولی آغاز می شود و
یک سوال کلی از دخترهای دبیرستانی پرسیده می شود. سوال این است که فکر می
کنی بیست سال بعد در چه موقعیتی باشی؟ بچه ها از جواب های کلی شروع می کنند
و ابتدا دربارة آینده حرف می زنند اما می بینیم که نمی توانند تصویری از
آینده بدهند و به تدریج معلوم می شود حال امروزشان آنقدر دگرگون است که به
فردا امیدی ندارند. سوال ابتداییِ «فکر می کنی بیست سال بعد کاره ای و چه
زندگی ای داری؟» کم کم به نظر شیک و رسمی و چیزی شبیه به موضوع انشاء «دوست
دارید در آینده چه کاره شوید» می رسد چون بچه ها فضا را می شکنند و شروع می
کنند به توصیف زندگی ای که درگیرش هستند. از سطح به درون بچه ها راه پیدا
می کنیم؛ ....
ادامه نوشته ... |
|
***
5 آبان 1388
چهار نوشته جدید درباره تحریم جشنواره
"سینما حقیقت" و
واکنش ها نسبت به آن
|
|
نه سرم را بشکن و نه گردو بدامنم بریز
همایون امامی
بیانیه جمعی از مستند
سازان که منتشر شد، ابتدا با بهت مرکز گسترش روبرو شد. کمی بعد که دوستان ما در
مرکز خودشان را یافتند، مقابله شروع شد. ما در آن بیانیه به روشنی جشنواره سینما
حقیقت را با تکریم آن جدا کرده بودیم. و این هشیاری نویسندگان آن بیانیه بود. لیکن
سینما حقیقتی ها اینطور وانمود کرده اند که چنین فرازی در بیانیه وجود ندارد.
تجاهلی آگاهانه که جز خدعه و فریب نام دیگری نمی توان بر آن نهاد. ما در
بیانیه تصریح کرده بودیم:
این شرایط ما را به كنشی
ناگزیر وامیدارد كه بهرغم اذعان به اهمیت برگزاری جشنوارهی "سینماحقیقت" که توانسته طی دو دورهی قبلی فضای
موثری در عرصهی نمایش و
گفتمان پیرامون سینمای مستند بهوجود آورد؛ از شركت در جشنوارهی امسال خودداری كنیم. ما نمیتوانیم جای خالی مستندهای ساختهنشده از وقایع اجتماعی اخیر را نادیده بگیریم و به دلیل ارزش و
احترامی كه برای بیان حقیقت قائلایم از هرگونه حضور و شركت در این جشنواره به عنوان
دستاندركار، منتقد و
تماشاگر خودداری میكنیم.
ولی چرا در صحبت های هیأت اجرایی جشنواره
و دبیر محترم آن، و نیز در اظهار نظرهای برخی دوستان این حقیقت دیده نشد؟ چرا تلاش
شد این حرکت جمعی غرورآفرین را به حساب حرکت تلافی جویانه برخی افراد دانسته و از
جمع 136 نفره امضاء کننده آن به عنوان بازی خوردگانی نام برده شود که تحت تأثیر جوی
فرهنگی، سیاسی، مثلاً با قرار گرفتن در محضور و رودربایستی، ناگزیر از امضای آن شده
اند. .
. . . .
ادامه نوشته ... |
مبادا حضور سیاست به سلطه آن بیانجامد
رضا مجلسی
روبرت صافاریان مطلبی در باره بیانیه ی جمعی از مستند سازان كشور در
خصوص تحریم جشنواره مستند
''سینما
حقیقت''
در سایت
''پیك
مستند''
نگاشته و با اشاره به اظهارات چند مستند ساز در موافقت ویا مخالفت این حركت
جمعی به تناقض ها ی موجود ومربوط به این بیانیه اشاره كرد. این تناقض
در مورد نگارنده مصداقی عینی و شخصی هم پیدا كرد. درزمان تهیه و انتشار این
بیانیه چند نفر از دوستانی كه اسمشان در جمع امضاكنندگان است با من
تماس گرفتند و موضوع را درمیان گذاشتند. البته اسم من در جمع امضا كنندگان بیانیه
نیست چرا كه با فرصت نیم روزه ای كه دادند نتوانستم در خصوص پاردوكسی كه
برایم بوجود آمده بود راه حلی بیابم. و همان گونه كه اشاره كردم برای شخص من بدلیل
آنكه آخرین فیلمم با عنوان
سپیده علم كشید از پروژه های مورد حمایت جشنواره
''سینما
حقیقت''
است وضعیت بغرنجی پیدا كرد. این فیلم با عنوان اولیه مراغیان كه در باره یك
قوم باستانی و مهجور در منطقه الموت كوهستان البرز ساخته شده از طرح های اول
منتخب دربخش صندوق حمایت از تولید اولین دوره این جشنواره است كه اتفاقا چند
نفر از داوران این بخش از جمله امضا كنندگان بیانیه تحریم هستند! ضمن
آنكه با موافقت واحد تولید مركز گسترش از حمایت مشاركت هم
برخوردار شده است . با این اوصاف چگونه می توانستم ( در صورت موافق بودن ) بیانیه
ای را امضا كنم كه در تحریم جشنواره ای است كه با اهدای جایزه و
مشاركت، از تولید و ساخت فیلمم حمایت كرده است؟ آیا چنین كاری مصداق
نمك خوردن و نمكدان شكستن نیست؟
. . . .
ادامه نوشته ... |
|
این جا پای یك بیانیه در میان است !
پیروز كلانتری
روبرت مطلبی در بارۀ بیانیۀ مستندسازان و
عدم حضورشان در جشنوارۀ "سینما حقیقت" امسال نوشت و در پایان آن وعدۀ نوشتن مطالب
دیگری را داد. این وعده خیلی زود و در نوشتۀ دومش (در پاسخ به رخسارۀ قائم مقامی)
به عمل در آمد. كاش روبرت حرف های دیگرش در "واكاوی" جامعتر این بیانیه و "تناقضات"
آن را زودتر بنویسد تا هم نظرات او در شرایط كنونی مطرح بودن موضوع، تأثیرش را بیش
تر بگذارد و هم كسانی چون مرا هم كه معتقدم دغدغه ها و حرف های مهم تری در پس نظرات
روبرت (از جمله در بارۀ حدّ اهمیت سینمای مستند در جامعۀ ما یا عمل سیاسی هنرمندان)
نهفته است، در موقعیت بهتری برای گفت و گو با او قرار دهد.
قصد داشتم كه این جدل را به زمان دیرتری
واگذارم، اما معلوم نیست كه در آن زمان وقت امروز و مهم تر از آن احساس امروزم را
به نوشته های او داشته باشم. راستش، حس و نظر من این است كه نوشتن (و مهمتر از آن
امضای) یك بیانیه، بیش از تكیه به فكر و درك و اعتقاد ما، گره می خورد به احساس و
انگیزۀ ما در یك موقعیت خاص، و از نوشته ای در بارۀ آن بیانیه هم انتظار می رود یك
بیانیه را همانند مطلبی دقیق و حاصل نگاه و نظر خاص یك آدم خاص نبیند و آن را حاصل
یك وضعیت مشخص و نظر و روحیۀ جمعی آدم های امضا كنندۀ بیانیه در آن وضعیت بداند كه
اغلب قاطع تر و در عین حال نادقیق تر از نوشتۀ خاص یك آدم خاص است. از چنین نوشته
ای در نقد چنان بیانیه ای انتظار داریم كه در كنار نظر و فكر نویسنده، احساس او را
هم بروز دهد و روشن كند كه نویسنده در باب آن وضعیت عمومی و فضای شكل گیری بیانیه
و روحیۀ جمعی آن دوره چه احساسی دارد؛
. . .
.
ادامه نوشته ... |
بربساطی که
بساطی نیست....؟!
سحر
سلحشور
این
روزها که می گذرد، متاسفانه شاهد فضای غبارآلودی در بین مستند سازان هستیم ، که
همواره در طی سالیان گذشته با عنوانهای صنف برتر خانه سینما و صنف شریف
خوانده میشد و نمیشود کتمان کرد که اعضای این صنف با عواید مالی محدود حرفه
ای ، پا به این عرصه نهاده اند چرا که دغدغه های والای فرهنگی شان آنان را به راه
مستندسازی کشانده است. اما چرا در این سه چهار واکنش مستندسازان در چند ماه اخیر،
بیانیه تحریم سینما- حقیقت اینقدر مناقشه برانگیز شد؟
سینما
حقیقت در دوره های پیشین خود توانست به رغم وابستگی های دولتی اش که بر هیچکدام از
ما پوشیده نیست ، پا را فراتر از ممیزی تلویزیون و ارشاد بگذارد و آثاری هرچند
محدود از سینمای مستقل مستند به نمایش بگذارد. این حرکتی بود که از سمت مدیریت
مرکز گسترش شروع شده بود و میتوانست با پشتیبانی و پایمردی مستند سازان به حرکتی رو
به پیشرفت ودر جهت حذف هر چه بیشتر ممیزی تبدیل شود .اما بخشی از دوستان مستندساز
بر خود لازم دیدند ، در شرایطی که حق حرفه ای آنها مبنی بر ساخت ونمایش بدون ممیزی
آثارشان گرفته میشود و امنیت لازم را برای انجام حرفه شان ندارند، به گونه ای
اعتراض مدنی خود را در غالب بیانیه تحریم سینما-حقیقت ابراز کنند. اما با تحریم و
واگذاری جشنواره سینما-حقیقت، سنگری که میتوانست از آن ما باشد ، آینده اش به خطر
افتاد. با توضیحاتی که این روزها از طرف امضا کنندگان حقیقی این بیانیه داده شده
متوجه شده ام که آنها مخالفتی با جشنواره یا نهاد برگزار کننده آن نداشته اند اما
این واکنش آنها چه بخواهیم چه نخواهیم ،آثار سوء خود را بر این جشنواره تحمیل کرد
. . . . .
ادامه نوشته ... |
|
***
30
مهر 1388
چشم تاریخ
محمدسعید محصصی
ماه هایی را که در آنیم باید به خاطر سپرد. اگر هر نسل را 25 سال به حساب
آوریم، خیلی شگفت آور و بعید خواهد بود اگر که در عمر هر نسل، بیش از یک
بار، چنین روزها و ماه هایی تجربه شود. برای مستندساز که از هرچه بگذریم
یافتن موضوع یکی از کلیدی ترین مسئله محسوب می شود، این دوران دورانی است
که موضوع دربه در به دنبال مستندشدن می گردد! پس مستندسازان در تمام جهان
چنین فرصت هایی را بسیار قدر می شناسند. و آنان که توان و تجربه و امکانات
مالی کافی دارند، حتی راهی سرزمین های دور می شوند تا در لحظه هایی که
تاریخ ورق می خورد، حضور یابند.
اینک خوب است بپرسیم که مایی که فرصتِ طلایی ِ ''هر یک نسل یک بار''ی چنین
آسان به کف مان افتاده است، در چه کاریم؟ برای شاعر و نویسنده و
موزیسین، شاید نیاز باشد که زمان بگذرد تا از این دوران توفانی متأثر شود و
روی دادها در او رسوب کند؛ تا بتواند این دوران را در کالبدی هنری بریزد.
اما آیا مستندساز هم می تواند چنین فرصتی را طلب کند؟ واقعیت این است که
کار مستندساز در چنین دوران هایی بسیار به کار مورخان شباهت می یابد. کسی
مانند ناظم الاسلام کرمانی را در نظر آورید و کتاب گران قدرش تاریخ بیداری
ایرانیان را. آیا اگر این کار و کتاب ارزش مند دیگری هم چون تاریخ مشروطه
ایران ِ کسروی وجود نداشت؛ آیا هرگز کسی چنین درک واقعاً به روز از مشروطیت
ایران می داشت؟ وقتی که صفحه های تاریخ بیداری ... را می خوانی انگار همین
حالا حوادث را پیش چشم داری، از بس که در هر برهه از حوادثی که دارد نقل
می شود، قدم به قدم عکس و کپی از فلان آدم و مکان و جلسه و تلگراف (مدارک
مستند) ارائه شده است و متن کتاب شرح ارتباط این مدارک مستند را برقرار می
کند. خوب است به یاد آوریم که در آن انقلاب هنوز چند سالی بیش نبود که
دوربین های عکاسی و فیلم برداری وارد ایران شده بود و امکان عکاسی و فیلم
برداری در اختیار هرکسی نبود، هرکسی کار با این تکنولوژی ها را نمی دانست؛
در نتیجه اهمیت کار ناظم الاسلام دوچندان می شود. در عکس های کتاب هایی که
نام شان را بردیم، تصاویر (با معیار عکاسی آن دوران) از کیفییت قابل قبولی
برخوردارند ــ هرچند که مطابق همان معیارها این عکس ها هم چون عکس های
آتلیه یی ِ آن زمان کیفیت درخشانی ندارند؛ اما عکس های این کتاب ها از مهم
ترین نمونه های عکاسی مستند ایران به شمار می روند. ....
ادامه نوشته ... |
|
***
30
مهر 1388
این نقد است نه مچگیری
پاسخ به رخساره قائممقامی و دیگر دوستان مدافع
بیانیه تحریم جشنواره “سینما حقیقت”
روبرت صافاریان
در بیانیه تحریم جشنواره “سینما حقیقت” گفته شده است که این جشنواره
توانسته طی دو دوره قبلی فضای موثری در عرصه نمایش و گفتمان پیرامون سینمای
مستند به وجود آورد. ارزیابی بسیار مثبتی است، نه؟ ناصر صفاریان، یکی از
امضا کنندگان بیانیه، به مطبوعات گفته است: “تلاشها و کمکهای محمد آفریده
به عنوان مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی از اهالی سینمای مستند
پوشیده نیست جشنواره سینماحقیقت در دو سال گذشته توانسته بود جای خالی عرصه
نمایش فیلمهای مستند را پر کند و امکانی برای نمایش فیلمهایی به وجود
آورد که شاید سالها از مخاطبان اصلی خود دور بودند”. آن وقت معلوم نیست
خانم قائممقامی نوشته مرا که در آن یک کلمه در دفاع یا مذمت مرکز در آن
نیست و رابطه مرکز با مستندسازان به عنوان پرسش مطرح شده، مصداق حمایت از
مرکز و ... فرض کردهاند. بگذارید بگویم چرا، چون ایشان آشفته شدهاند که
کسی روی تناقضات بیانیهشان انگشت گذاشته است، کسی نتوانسته اهمیت “حرکت
نادر و خجسته”شان را درک کند و به جای اینکه به این فکر کند که
امضاکنندگان چه محظوراتی داشتهاند، “مچگیری” کرده است. این احساس همه
کسانی که فکر میکنند کار بسیار مهمی میکنند و چون خودشان این طوری فکر
میکنند همه هم باید همین طوری فکر بکنند و گرنه قرار میگیرند در دسته
کسانی که معتقدند “هیچ چیزی برای اعتراض کردن وجود ندارد”.
نه، خانم رخساره قائممقامی، چیزهایی که من نوشتهام مچگیری نیست،
بهانهجویی یا به قول شما “ایراد گرفتن از یک حرکت نادر و خجسته” نیست، نام
اینها نقد است. اینها درباره مرکز و دولت و قدرت و ... نیست، درباره شماست،
نقد شماست. نقد بیانیهتان، نقد گفتمانی که در بیانیه هست. شاید بگویید
حالا وقت این حرفها نیست، شما که میدانید ما محظورات داریم و نمیتوانیم
همه چیز را آشکارا بگوییم، بگذارید بعداً، الان چیزهایی مهمتری مطرح است،
کار بزرگی در جریان است... امّا تجربه به من آموخته است که نقد زمان و مکان
نمیشناسد و نقدِ خود دشوارتر از نقد مخالف است و باور به نقد یعنی باور به
نقد خود. این نقد ممکن است درست یا نادرست باشد و خود میتواند نقد شود،
امّا نه با انگ زدن.
ادامه نوشته ... |
|
***
28 مهر 1388
یك توضیح
بار دوم است كه برای نوشته ای در بارۀ بیانیۀ مستندسازان، مجبور می شوم
یادداشتی همراه كنم. هر دو بار نوشته ام در لحظات آخر از صفحۀ روزنامۀ
"اعتماد" بیرون كشیده شده و هر دو بار، بیش از آن كه نوشته خیلی مسئله
دار و حساس بوده باشد، صرف حمایت از بیانیه و یك حركت گروهی مسئله به
حساب آمده است؛ شاهدش هم چاپ نوشتۀ زهرا نعیمی در همین روزنامۀ
"اعتماد" و در مذمت كار مستندسازان معترض است. همین فضای بسته و
پرفشار، موضوع اعتراض مستندسازان بود و نه چیزهای دیگری كه در واكنش
های مقابل بیانیه یك به یك بار بیانیه شد.
نوشتۀ اول را می توانید در
وبلاگ رضا بهرامی نژاد بخوانید و این هم نوشتۀ دوم.
اگر سكوت می كردید، چه می شد؟
پیروز كلانتری
درآمد
مدتی بعد از انتشار بیانیۀ اعتراض جمعی از مستندسازان به محدودیت های فیلم
سازی از شرایط روز و اعلام عدم حضورشان در جشنوارۀ "سینما حقیقت" امسال،
مطلبی با عنوان " مسیر را منحرف نكنید" نوشتم و آن را برای روزنامه
"اعتماد" فرستادم و در پیگیری چاپ آن، شنیدم كه از انتشار آن معذورند. چند
روز پیش از آن هم از سایت "ایسنا" خبر رسید كه از انتشار هر مطلبی در ادامۀ
فضای بیانیه معذورند.
چندی پیش، روزنامۀ "اعتماد" مطلبی را با حدود سه برابر حجم مطلب من و در یك
صفحۀكامل از زهرا نعیمی چاپ كرد كه در آن با عمل مستندسازان بیانیه مخالفت
شده و از مركز گسترش و جشنواره تمجید به عمل آمده بود. چاپ این نوشته در
"اعتماد" را به معنای رفع ممنوعیت چاپ مطلب در بارۀ بیانیه می گیرم و مطلب
تازه ام را ارائه می كنم. از قرار باید از خانم نعیمی بابت فراهم كردن این
موقعیت نامنتظر سپاسگزار باشم.
اصل مطلب |
|
***
28 مهر 1388
عجیب و بامزه
رخساره قائممقامی
وقتی نوشته های روبرت صافاریان را درباره سینما حقیقت خواندم از یکی از
دوستان مشترکمان پرسیدم که آیا او دارد با مرکز کار می کند؟ جواب داد که
نه ولی قرار است که کار کند. بعد توضیح داد که روبرت آدمی نیست که به خاطر
پروژه و این جور چیزها موضعگیری کند و خیلی مستقل تر و منزه تر از این
حرفهاست.
اتفاقا وقتی نوشته روبرت را خواندم چیزهای عجیب و بامزه زیادی پیدا کردم.
با زیرکی از کنار همه آن چه که به بخش دولتی و حامیان آن مربوط می شد
گذشته بود و هر آن چه که به امضا کنندگان و بیانیه مربوط می شد به نظرش
عجیب و بامزه آمده بود . حتی آن قدر زیرکانه عمل کرده بود که وقتی یکی از
امضا کنندگان گفته بود چون درسفر بوده نتوانسته بیانیه را درست آنالیز کند
و باشتابزدگی امضا کرده، فقط به بخش شتابزدگی اشاره کرده و حتی اشاره ای
به بامزه بودن عمل پس گیرندگان امضا- آن هم به دلیل فریب خوردن و در سفر
بودن - هم نمی کند.
آقای صافاریان گفته که
خیلی عجیب است که کسی جشنواره سینما حقیقت را تحریم کند و بعد بگوید که
قصدش مقابله با مرکز نبوده است.
و درجایی دیگر می گویند که:
امّا با وجود این، این پرسش به جای خود باقی است که چرا باید جشنواره
“سینما حقیقت” و برگزارکننده آن مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را به
خاطر گناهانی که دیگران مرتکب شدهاند تنبیه کرد.
کجای این ادعا عجیب است که تو جشنواره ای را تحریم کنی و بعد اعلام کنی که
نمی خواهی صرفا برگزار کنندگان آن را آزار بدهی (هر چند ممکن است آزار
ببینند) بلکه این تنها راهی است که به مجموعه ای بزرگتر که برگزار کنندگان
هم جزیی از آن هستند پیغامی بدهی و اعتراضی را بیان کنی. درک این پیچیدگی
آن قدر ها هم که به نظر می رسد دشوار نیست . مثل این است که تو مثلا به
دلایلی خرید کالاهای نستله را تحریم کنی بدون این که ...
ادامه نوشته ... |
|
***
بیانیه تحریم جشنواره “سینما حقیقت”،
واکنشها و تناقضات
روبرت صافاریان
“پیک مستند” آخرین بار در اردیبهشت ماه به روز شد، پنج ماه پیش. در چند
ماهی “پیک مستند” نبود، اتفاقات زیادی افتاده است؛ نه تنها در حوزه سینمای
مستند که حوزه “پیک مستند” است، بلکه در سطح مملکت نیز و از آنجا که سینمای
مستند جدا نیست از جامعه و آنچه در آن میگذرد، طبیعتاً از این حوادث متاثر
شده است. نوع تاثیرپذیری سینمای مستند و مستندسازان از رویدادهای بزرگی که
در این مدّت در عرصه سیاست و جامعه افتاده است، رویدادهایی که موافق و
مخالف اذعان دارند بزرگترین در سالهای بعد از جنگ بوده، بیانیهای است که
تعداد زیادی از مستندسازان با آن به تحریم جشنواره “سینما حقیقت” برخاستند
که توسط “مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی” از 23 تا 28 مهرماه برگزار
میشود. متن این بیانیه که تاریخ 26 شهریور 1388 را دارد، چنین است:
“سینمای مستند ایران سندهای ارزشمندی از واقعیت های جامعه ی ایرانی در
تاریخ یك صد ساله ی خود ثبت كرده است. این سینما برای تصویر كردن شرایط
این سرزمین توانسته با وجود همه ی قید و بندها، از سال های دور، دوران
انقلاب، دوران جنگ و نیز دو دهه ی اخیر اسناد بسیاری به یادگار بگذارد.
متاسفانه سخت گیری و ممانعتی كه امروز بر مستندسازان در ارائه ی تصویر
واقعی و منصفانه از جامعه ی ملتهب ما اعمال می شود، بی سابقه است.
این شرایط ما را به كنشی ناگزیر وامی دارد كه به رغم اذعان به اهمیت
برگزاری جشنواره ی “سینماحقیقت” که توانسته طی دو دوره ی قبلی فضای
موثری در عرصه ی نمایش و گفتمان پیرامون سینمای مستند به وجود آورد؛ از
شركت در جشنواره ی امسال خودداری كنیم. ما نمی توانیم جای خالی
مستندهای ساخته نشده از وقایع اجتماعی اخیر را نادیده بگیریم و به دلیل
ارزش و احترامی كه برای بیان حقیقت قائل ایم از هرگونه حضور و شركت در
این جشنواره به عنوان دست اندركار، منتقد و تماشاگر خودداری می كنیم.”
(نام امضا کنندگان را در اینجا
بخوانید)
متن نارسایی که برای آدم ناآشنا با فضای سینمای مستند ایران پیش از هر چیز
این پرسش را پیش میآورد که برای اعتراض به “سخت گیری و ممانعتی كه امروز
بر مستندسازان در ارائه ی تصویر واقعی و منصفانه از جامعه ی ملتهب ما اعمال
می شود”، چرا جشنوارهای را تحریم میکنند که “توانسته طی دو دوره ی قبلی
فضای موثری در عرصه ی نمایش و گفتمان پیرامون سینمای مستند به وجود آورد”.
امّا میتوان دریافت که منظور نویسندگان متن این بوده است که نمیتوانند در
جشنوارهای شرکت کنند که در آن هیچ فیلمی درباره رویدادهای ماههای اخیر
وجود ندارد و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است. امّا با وجود این، این
پرسش به جای خود باقی است که چرا باید جشنواره “سینما حقیقت” و برگزارکننده
آن مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را به خاطر گناهانی که دیگران مرتکب
شدهاند تنبیه کرد.
بعد از انتشار این بیانیه برخی از امضا کنندگان آن در مصاحبههای خود با
رسانههای حرفهایی زدهاند که عجیب و گاهی بامزه است. رضا درستکار گفته
مبادا این حرکت را یک حرکت سیاسی قلمداد کنید(اظهارات
رضا درستکار) و ناصر صفاریان این کار را اعتراضی محترمانه نامیده است (اظهارت
ناصر صفاریان). محمود رحمانی هم گفته اين نامه به هيچعنوان به معناي
اعتراض به مديريت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي نيست (اظهارات
محمود رحمانی). در
گزارشی در
روزنامه اعتماد، مهدی اسدی از شتابزدگی در امضای بیانیه حرف زده و
گزارشگر روزنامه زهرا نعیمی آشکارا انگیزه این تحریم را با منافع ملی مغایر
دانسته است.
ادامه نوشته ... |
|
صفحات اختصاصی نویسندگان عرصه سینمای
مستند
تصمیم گرفتهایم از این پس به هریک از نویسندگان عرصه فیلم مستند، اعم از
آنها که به طور خاص برای پیک مستند نوشتهاند و کسانی که در مطبوعات
مینویسند، صفحهای جداگانه اختصاص دهیم. کمترین چیزی که در این صفحه خواهید
یافت نشانی و لینک تعدادی از مقالات هر نویسنده است. علاوه بر این، بسته به
برخورد فعال خود نویسنده، عکس، زندگینامه مختصر و اطلاعات دیگری نیز در این
صفحات گنجانده خواهد شد. فعلاً با شش نفر کار خود را شروع میکنیم و
نویسندگان دیگر را دعوت میکنیم نوشتههای خود را در اختیار ما بگذارند تا به
تدریج این بخش از سایت کاملتر و کاملتر و به منبع خوبی برای پژوهشگران
عرصه فیلم مستند بدل شود.
|
|
مطالب قدیمی
تر
|
|
[صفحه اصلی] [مقاله] [گفت و گو] [جهان] [تجربه] [نقد] [ما] [اشتراک] [لینک]
|